www.flickr.com

صدقات شما در صندوقهای کمیته امداد چه می شود؟


 هر وقت خواستيد براي دفع بلا يا حاجتي صدقه بیندازید، بهتراست  آن پول رو جاي محفوظي نگه دارید كه پس از جمع شدن، اين پول رو به آدم مستحقي بديد، یا با آن پول مقداري برنج يا گوشت يا لباسي چيزي برای یک آدم مستحق بگیرید یا با آن نذري بپزيد و به مستحق ها بدید تا خیالتان راحت باشد برای یک شب هم که شده لااقل آنها را سیر نموده اید !
چرا می گویم صدقات خود را در صندوق های صدقه کمیته امداد نیندازید ؟ جوابتان را پس از خواندن این متن خواهید گرفت !
بگذارید این جوری شروع كنم :
تا حالا فكر كرديد كه چند تا صندوق صدقات کمیته امداد توي شهرتان وجود دارد؟ یا تا حالا فكر كرديد چقدر پول تو اين صندوق‌ها جمع می‌شود؟ یا سر نوشت اين پول‌ها چه می‌شود؟ یا حساب و كتاب اين پول‌ها با کیست؟
خوب بگذارید یک مدل سازي انجام بدم كه اين مطلب کاملاً ملموس بشود و برای همه جا بیفتد؛ من تهران رو مثال می‌زنم :
فرض كنيد توي تهران ۲۰۰ هزار عدد صندوق صدقات وجود داشته باشد! و هر روز پنجاه نفر، فقط مبلغ صد تومان ناقابل رو در هر صندوق صدقات بیندازند ! آن وقت حسابش می‌شود :
یک میلیارد = صد × پنجاه × دویست هزار
تازه اين رقم براي يك روز و با فرض‌هایی كه گفته شده بود، انجام دادیم ! حالا اين عدد رو اگر در سی ضرب كنيم، براي یک ماه، مجموع پول اين صندوق صدقات در شهر تهران (با فرض‌های بالا) عددي بالغ برسي ميليارد تومان می‌شود؛ و حالا اگر در دوازده نيز ضرب شود، عددي برابر با سیصد و شصت ميليارد تومان در سال خواهد شد و اين در حالي است كه جمعيت تهران عددي بالغ بر سيزده ميليون نفر می‌باشد و اگر روزي ۵۰۰ نفر از اين جمعيت، فقط صد تومان به هر صندوق صدقه بیندازند، در حالي كه تعداد كل صندوق‌های صدقه در استان تهران به عددي حدود دو ميليون صندوق می‌رسد، مجموع صدقات در يك روز تهران برابر با صد ميليارد تومان خواهد شد. فكر كنم دیگر خودتان بتوانيد مبلغ يك سال را  براي تهران حساب كنيد!
حالا بياييد اي مطلب رو به كل كشور تعميم بديم:
طبق آمار خود كميته امداد (+)، اين كميته فعاليتش رو از سال ۱۳۶۴ آغاز كرده و تا پايان سال ۱۳۸۷، تعداد كل صندوق‌های صدقات در سراسر كشور برابر با پنج میلیون و هشتصد و دوازده هزار و شصت و هفت عدد گزارش شده كه اين تعداد تا پايان سال ۸۹ به عدد هفت میلیون رسيده است. حالا باز یک حساب سر انگشتي دیگر:
فرض كنيد هر روز ۵۰ نفر مبلغ دویست تومان (به طور متوسط، ولي من توي عکس‌هایی كه گذاشته بودن از سكه طلا و گردنبند و ... ديدم تا تراول پنجاه هزارتوماني) به هر صندوق بیندازند، حسابش می‌شود:
هفتاد میلیارد  = ۷۰۰۰۰۰۰ × دویست × پنجاه
بله ... رقم هفتاد ميليارد تومان براي يك روز كه اگر در ۳۶۵ روز سال ضرب بشود، می‌شود  بيست و پنج تريليون و پانصد و پنجاه ميليارد تومان معادل بيست و پنج میلیارد و پانصد و پنجاه ميليون دلار (البته با دلاري هزار تومان!) رقم درآمد كميته امداد امام از صدقات مردم می‌باشد كه مردم هم با كمال ميل اين پول رو به جيب حضرات می‌ریزند!

خوب پس اين درآمد كلان كجا می‌رود؟
تمامي اين درآمد زير نظر نهاد رهبری است نماینده رهبری هم در کمیته امداد کسی نیست جز حبیب الله عسگر اولادی که خودش از بزرگترین سرمایه داران ایران و برادرش اسدالله عسگراولادی هم یکی از ثروتمندترین افراد خاورمیانه است ! سیستم جمع آوری و مدیریت این صندوق ها هم توسط یکسری افراد خیر و داوطلب و یا کارمند کمیته امداد نیست !
نگهداری و تخلیه و سررسید این صندوقها بصورت پیمانکاری می باشد ! يعني براي آن‌ها مناقصه برگزار می‌شود و برنده می‌بایست ماهيانه مبلغي بابت كرايه این صندوقها  به کمیته امداد  بدهد كه من حتي آمار نهصد ميليون تومان در ماه را نيز براي استان تهران سراغ دارم. اين پيمانكاري هم فقط به حضرات و مخلصان اعطا می‌شود و فقط عده محدودي بخت شركت در اين مناقصه را دارند، در دوره یک ساله گذشته سال ۱۳۸۹ (صندوقها بصورت یکساله واگذار می شود) برنده این مناقصه کسی نبوده است جز ابوالفضل حاجی حیدری که می شود شوهر خواهر آقای عسگراولادی !
 با اين حال می‌بینید كه فقر، فحشا، بيكاري، دزدي، نا امني، بي خانماني و بدبختي در اقصي نقاط ايران بيداد می‌کند! راه دور نرويد، کافی است به اطراف خودتان نگاه كنيد !

این در حالی است که كه كميته امداد در كشورهاي خارجي (كه خونشان رنگین‌تر از هم ميهنان خودمان است) مثل كومور، لبنان، فلسطين، سوريه، اندونزي و ... براي بي خانمان‌ها خانه می‌سازد، براي زوج‌های جوان جهيزيه و جشن تدارك می‌بیند، در ونزوئلا جاده و بزرگراه می‌سازد و ... (+) ولي هنوز بم ويران است، مردم سيستان و بلوچستان در فقر غوطه‌ورند، خوزستان زر خيز آب خوردن ندارد، روستاها بسيار محروم و بي امكانات هستند و ... آدم دیگر چه می‌تواند بگوید!
همه این لفت و لیس ها کمبوده اخیرا خبر داده شده که قرار است در عابر بانکها نیز امکاناتی تعبیه شود که بشود در آنها نیز صدقه پرداخت کرد و یا با امکاناتی چون کارت به کارت صدقه داد و به حساب کمیته امداد پول واریز کرد ، ظاهرا اشتهای آقایان سیری ناپذیر است!


در همین رابطه
درآمد بیست میلیون دلاری‌صندوق‌صدقات کمیته امداد در لبنان



برچسبها: , , ,



Farshad Ebrahimi© 21.2.12
  | | | Balatarin |

نامه فاخر یک نماینده مجلس


 در این نامه که تصویر آن را مشاهده می‏فرمایید جناب آقای سید عنایت‏الله هاشمی نماینده مردم شریف سپیدان (یکی از شهرستان‏های استان فارس) در مجلس شورای اسلامی، نامه‏ای پرمحتوا و با انشاء و ادبیاتی فاخر و البته متفاوت خطاب به وزیر کشاورزی.
ضمن آرزوی علوّ درجات برای مرحوم دکتر عوض علی کردان توجه بیشتر شما را به قسمت‏هایی که زیر آن کشیده شده جلب می‌نمایم.
پیوست نامه نیز که در جای خود قابل تأمل است.

برچسبها: ,



Farshad Ebrahimi© 18.2.12
  | | | Balatarin |

کاری که باید همه مان انجام دهیم


اگر مهم‌ترین جلوه‌ی عملی سیاست انتخابات باشد، وبلاگ‌ها در ایران تا حالا تنها چند انتخابات را پشت سر گذاشته‌اند. انتخاباتی که چون در سطح کشور برگزار شده، سخت است آدم بفهمد چقدر وبلاگ‌ها در آن نقش داشته‌اند، اما نقش وبلاگ‌ها و شبکه های اجتماعی‌ای چون توییتر و فیس‌بوک در انتخابات ریاست جمهوری گذشته را هیچ کس نمی‌تواند انکار کند.

کسی اکنون به طور حتم و با جرئت نمی‌تواند بگوید کار «جنبش سبز» پایان یافته است اما کاری که هواداران این جنبش کماکان در فضای اینترنت برای ادامه دادن جریانی که پس از آن انتخابات و جنایت‌های پس از آن شروع شده انجام داده و می دهند  بسیار مفید بوده و هست.
و البته همین طور اگر مثلاً وبلاگ‌های بسیجی و طرفداران مدعی ارزش‌ها هم جمع شوند و حمایتشان را از فکر سیاسی مورد علاقه‌شان ادامه دهند هم بیهوده نیست. چرا؟
جوابش را در نتیجه‌ی انتخابات دومین انتخابات شورای شهر تهران بیابید که نفر اولش با رایی حداکثر در حدود صد و پنجاه هزار نفر به شورای شهر تهران راه پیدا کرد و بعد همین شورای شهر زمینه‌ی ظهور یک کوتوله‌ی سیاسی را به نام احمدی‌نژاد هموار کرد!
حالا به این قضیه از پنجره دیگری نگاه کنید!
اگر تنها صد وبلاگ بتوانند هرکدام به طور متوسط دویست نفر از خواننده‌شان را قانع کنند که به چه دلیل شرکت در انتخابات در جمهوری اسلامی با وجود فجایع و جنایات بعد از انتخابات ریاست جمهوری و همچنین وجود نهادهای نظارتی‌ای همچون «شورای نگهبان» بی فایده است، با همین کار می‌توان کلی آدم را قانع کرد و مجاب کرد که در انتخابات شرکت نکنند!

در ضمن بحث سیاسی شدن یا نشدن وبلاگ‌ها و یا فیس‌بوک و توییتر هم در کشوری که حکومتش تا توی اتاق‌خواب مردم اعمال قدرت می‌کند، بی‌معنی است. ما باید با اطلاع رسانی این جامعه را از شرکت در یک انتخابات بی نتیجه بر حذر داریم.
درست است که در نتیجه تحریم آحاد ملت دست کم و در آخر هواداران این نظام با حضورشان افرادی را وارد بهارستان می‌نمایند اما مطمئن باشید همین قهر از صندوق‌های رای و انتخاب شدن نمایندگان ملت با حداقل آراء یک رفراندومی بی نظیر خواهد بود که عدم مشروعیت این نظام را ثابت خواهد کرد.
 از هر راهی که ممکن است باید این کار را انجام داد، صرف گفتن «در انتخابات شرکت نکنید» و یا تحریم انتخابات دردی را دوا نمی‌کند، قشر عامه جامعه و ملت باید بدانند و متوجه شوند که چرا نباید در انتخابات شرکت کرد و عواقب این شرکت نکردن چقدر می‌تواند از صدها روز راهپیمایی و کف خیابان ماندن و شعار دادن بهتر است!
 فراموش نکنید که امروزه وبلاگ‌ها و پروفایل‌های ما در فیس‌بوک و توییتر و دیگر شبکه های اینترنتی کپی ما روی اینترنت هستند و ما هر طور که هستیم می‌توانیم در وبلاگ‌هایمان هم باشیم.
 شهروندی سیاسی هم یکی از جنبه‌های ما است و هیچ اشکال ندارد در وبلاگ‌هایمان آن را هم بروز بدهیم. همان‌طور که در زندگی بیرونی‌مان هستیم.

برچسبها: , ,



Farshad Ebrahimi© 12.2.12
  | | | Balatarin |




تازه نوشته ها

قدیمی ها

تازه هایی از دوستان

دوستانی که می خوانمشان



کمپین


GOFTANIHA

Iran Briefing

تحول سبز

Goftaniha, Amir Farshad Ebrahimi's Weblog

فیلتر شکن: دفاع از آزادی بیان

GOFTANIHA






Free counter and web stats

Creative Commons License
حقوق این وب طبق پروانه‌ کریتیو کامن لایسنس محفوظ است

© 2010 Goftaniha | گفتنی ها |Amir Farshad Ebrahimi's PersianWeblog | Site Feed Back to top
Designed by Graphit | For Goftaniha.org