www.flickr.com

نقش سپاه در تنش در روابط ایران و آمریکا



برنامه افق صدای آمریکا ، نقش سپاه در تنش در روابط ایران و آمریکا 


برچسبها:



Farshad Ebrahimi© 28.10.11
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

! سپاه می‌خواهد ایران را جهنم کند


اگر یادتان باشد اولین بار نیوزویک بود که ورای شلوغ کاری‌های رسانه های غربی و اتهاماتی که همیشه راست و یا دروغ برعلیه ایران مطرح است آمد و خیلی مستند و مدون درباره‌ی کمک ایران به تروریست‌های القاعده  نوشت.
نویسنده آن گزارش که از جمله روزنامه نگارانی بود که توانسته بود به گزارش‌های منتشر نشده کمیته تحقیق ۱۱ سپتامبر دسترسی پیدا کند مایکل ایزاکف بود.
ایزاکف در آن مقاله برای اولین بار فاش کرد که بر اساس اسنادی که کمیته‌ی تحقیق ۱۱ سپتامبر به دست آورده، نیروی ویژه سپاه (که احتمالاً منظورش همان نیروی قدس است) با اطلاع رهبر ایران به طور آگاهانه اجازه‌ی ورود ۸ تروریست را - از ۲۰ نفری که فاجعه ۱۱ سپتامبر را به وجود آوردند - به ایران داده و بدون اینکه در پاسپورت آن‌ها مهری بزند، ترتیب انتقال آن‌ها را به اردوهای آموزش خرابکاری در افغانستان داده است.
گزارش کمیته تحقیق ۱۱ سپتامبر که از آنجا که از بوش گرفته تا رامسفلد و رایس و آلبرایت و آرمیتاژ را با بی‌رحمی بازخواست کرده بود واضح بود که کاملاً بی طرف و منصفانه به همه جوانب یازده سپتامبر پرداخته است سرآغازی شد برای اتهام بزرگی به ایران و یک جبهه‌ی بزرگ دیگر را علیه حکومت ایران باز کرد: حمایت از تروریسم جهانی.
بعد از این بود که آمریکا و اروپا، با استفاده از ندانم‌کاری‌ها و قلدربازی‌های سپاهیان و دارو دسته بی کفایت خامنه‌ای، حملات همه جانبه خود را برای هر سه اتهام همیشگی خود به حکومت ایران قبض و بسط دادند: ۱- تلاش برای دستیابی ایران به سلاح اتمی (که همه می‌دانیم چه فشارهای عظیمی به دیپلماسی و اقتصاد ایران و در نتیجه مردم کوچه و بازار ایران آورده است) و ۲- نقض حقوق بشر که به نوعی در بعد از حوادث خونبار انتخابات ۲ سال پیش سمبل جهانی و بی‌مناقشه‌ی آن شده است و در آخر حمایت از گروه‌های تروریستی جهانی و همچنین اقدامات ابلهانه ای همچون همین توطئه ترور سفیر عربستان در آمریکا.
حالا دیگر با این کارنامه درخشان ایران برای آمریکا هیچ دشواری‌ای وجود ندارد که افکار عمومی دنیا را بر ضد ایران بسیج کند.
خود ایران هم مثل اینکه این را می‌داند و بجز معادلات داخلی قدرت، شاید یکی از مهم‌ترین دلایلی که سپاه پاسداران دارد تمام نهادهای رسمی و غیررسمی قدرت را قبضه می‌کند، همین تهدید بی‌سابقه‌ی سه جبهه‌ای است که دیگر رسماً شروع شده و ادامه خواهد یافت.
اکنون باید منتظر چهار اتفاق مهم باشیم که به زودی همه آن‌ها در حال وقوع است و تماماً هم به نوعی ایران درگیرآن می‌باشد، اول آنکه دبیرکل سازمان ملل پرونده «توطئه ایران» را به شورای امنیت فرستاد و قرار است به زودی این شورا در مورد آن نظر بدهد و دیگر اینکه حکم دادگاه عالی فدرال آمریکا در مورد نقش سپاه و رهبران ایران در مورد حادثه ۱۱ سپتامبر آن طور که از شواهد برمی آید بزودی اعلام خواهد شد. و در آخر هم اینکه دادگاه بین‌المللی ویژه ترور رفیق حریری نخست وزیر سابق لبنان، که در آن هم حزب الله لبنان وهم چند ایرانی عضو سپاه پاسداران و رهبران ایران از جمله متهمان هستند در غیاب متهمان تشکیل خواهد شد.
بله دولت ایران در یک حمله گازانبری بین‌المللی قرار گرفته است و تجربه هم نشان داده است که هر چه دنیا به ایران بیشتر فشار بیاورد، هم رهبران ایران، وحشی‌تر و بی‌منطق‌ترمی شوند و هم به اقدامات جنون آمیز خود در منطقه و بین‌الملل روی می‌آورند و هم فضای اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی را در داخل کشور محدودتر می‌کنند.
پس اینجاست که باید به جرات بگوییم سپاه پاسداران و خامنه ای ظاهراً تصمیمشان را گرفته‌اند تا ایران را تبدیل به جهنم کنند!
وضعیت فاجعه آمیز بازار ایران را می‌بینیم دیگر بسیاری از بنگاه داران کلان اقتصادی کشور یا از فعالیت‌های خود دست کشیده‌اند و یا فعالیت‌های اقتصادی شان را به کشورهای همجواری چون ترکیه و امارات منتقل کرده‌اند و آن معدود کسانی هم که به دلایلی در ایران مانده‌اند خوب می‌دانند که هیچ تضمینی نیست که ثبات نسبی اقتصادی کشور در اثر یک تحریم همه جانبه و یا یک حمله‌ی نظامی یک شبه زیر و رو نشود.
 امروز یک ترس جمعی در کشور حاکم هست و همه انگار دریک حالت آماده باش هستند تا در اولین فرصت بتوانند به سرعت پول و زندگی و زن و بچه‌شان را نجات بدهند.
البته برای کسانی هم که بیرون از ایران هم زندگی می‌کنند، با این اوضاع، گرفتاری‌ها بیشتر می‌شود و شاید دوباره مثل اوایل انقلاب و زمان گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی و یا در بعد از ۱۱ سپتامبر همه به ایرانی‌ها به چشم تروریست نگاه کنند، به خصوص در آمریکا. بنابراین اصولاً افق چندان روشنی برای هیچ ایرانی‌ای در آینده وجود ندارد و مثل همیشه میلیون‌ها نفر آدم مهربان و بی‌آزار باید به خاطر خامنه ای و دار و دسته جانور و قدرت پرست و وحشی‌اش در سپاه پاسداران بسوزند ...

برچسبها: ,



Farshad Ebrahimi© 19.10.11
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

رهبری خامنه ای و دولت احمدی نژاد و حکومتی بی صاحب


متأسفانه یکی از ده‌ها و چه بسا صدها نکته منفی‌ای که با آمدن احمدی نژاد در عرصه سیاست و دیپلماسی جمهوری اسلامی مجدداً باب شد (مجدداً را از آن لحاظ می‌گویم که در هشت سال دولت گردانی خاتمی و اعوان و انصارش کمی این چهره ترمیم شده بود) این است که دوباره هر کس و در هر جایگاه به خودش اجازه می‌دهد که در مسائل ریز و درشت حساس و غیر حساس مملکت اعم از دولتی و لشگری و کشوری حرف بزند، تئوری بدهد، موضع گیری نماید و قس علی‌هذا!...
به عنوان یک مثال بسیار نزدیک، نگاه کنید اخیراً دولت آمریکا از لزوم داشتن یک تلفن قرمز بین تهران واشنگتن سخن گفتند.
(می‌دانید که اصطلاح «تلفن قرمز» که امروزه به یک کانال ارتباطی مستقیم برای موارد اضطراری، میان رؤسای دولت‌ها اطلاق می‌شود از سال ۱۹۶۳ رایج شده است. تقریباً یک سال بعد از آن که بحران معروف به «بحران موشک‌های کوبا» ایالات متحد آمریکا و شوروی را در مقابل یکدیگر قرار داد و احتمال بروز جنگ میان دو ابرقدرت به طور جدی شکل گرفت در سال ۱۹۶۲، مسکو و واشنگتن تصمیم گرفتند با برقرار ساختن یک خط تماس اضطراری مستقیم میان کاخ سفید و کرملین، از بروز برخوردهای ناخواسته و بحران‌های بزرگ پیش‌گیری کنند) و در نگاه استراتژیک وقتی یک دولتی به دولت دیگر می‌گوید که تلفن قرمز یعنی دیگر کار رسیده است به آخر خط و منتظر باشید که مثلاً از واشنگتن به شما زنگ بزنند و بقول معروف آخرین حرف‌ها را باهم بزنند و نهایت اینکه الو تهران! بیست و چهار ساعت دیگر موشک کروز بالا سرتان است، یا جمع کنید بساط و یا برید پناهگاه!
اینجا بود که احمدی نژاد، وزارت خارجه و دیگر مدیران عالی کشور با تمام حماقت و نفهمی شان نکته را گرفتند و سکوت کردند و چیزی نگفتند آن وقت هنوز احمدی نژاد به تهران برنگشته به یکباره فرمانده ناوگان بوشهر نیروی دریای سپاه! دقت کنید نه وزیر دفاع، نه دبیر شورای عالی امنیت ملی، نه فرمانده کل سپاه و نه حتی فرمانده نیروی دریایی سپاه، فرمانده یک پایگاه دریایی سپاه که چه بسا آخرین اطلاعات سیاسی امنیتی‌اش بولتن هفتگی اداره سیاسی سپاه بوده و شاید تنها مدرک تحصیلی و تخصصی‌اش دافوس دانشگاه امام حسین هست به یکباره موضع گیری می‌کند که : «ما تلفن قرمز می‌خواهیم چکار؟ ما هر موقع اراده کنیم می‌توانیم منافع آمریکا را در سرتاسر دنیا به خطر بیندازیم»! .و درست فردای این اظهارات ناشیانه که چه بگویم ابلهانه اغلب روزنامه و رسانه های غربی همین را تیتر زدند و نوشتند و به احتمال زیاد پازل‌های سناریوی خودشان را تکمیل کردند ، یک نفر هم نگفت آقای سردار ابله!به تو چه ربط داره اصلاً؟ اولاً این موضوع یک موضوع کاملاً سیاسی است دوما تو اصلاً کجای دستگاه تصمیم گیری کلان کشور هستی که این موضع گیری را قبل همه انجام میدی؟
بله این فرهنگی بود که احمدی نژاد جانش داد همان زمان که برای اولین بار به سازمان ملل رفت و به یکباره سخن از محو اسرائیل گفت و اینکه ما اسرائیل را نابود می‌کنیم، همین حرف شاه بیت این فرهنگ موضع گیری‌های فله ای شد در دیپلماسی ایران و بعدش هم ادامه پیدا کرد، یک نفر هم در طول و عرض آن حکومت پیدا نشد که بگوید آقا جان همه دنیا ایران نیست و شما اسرائیل را قبول ندارید، نظر شخصی خودتان است و طبق قوانین بین‌الملل و همان سازمان ملل که هم شما عضوش هستید وهم اسرائیل با همین حرف اسرائیل محق و مجاز است که به ایران حمله پیشگیرانه کند، و این حرف تو از نظر حقوقی و امنیتی می‌تواند بزرگ‌ترین و سنگی‌ترین هزینه‌ها را داشته باشد. این حرف گتره ای و کیلویی زدن من بعد شد فرهنگ، و همین شد که هرکسی که از راه رسید یک حرفی زد! و با حرف‌هایش گره کور دیگری افزود بر وضعیت آچمز شده ایران .
ماحصل تمام این حرف‌ها این است که یک بی حساب و کتابی مفرط در عرصه کشور راه افتاده است و خامنه ای هم با تمام شلوغ‌کاری‌هایش کنترل آنچنانی ندارد و هیچ دخالت بایسته و شایسته ای هم عملانمی تواند داشته باشد  در حوزه سیاست و دیپلماسی کشور و همچنان دلش را خوش کرده به نظارت روی بستنی فروشی برج میلاد یا نحوه بازجویی از زندانیان اوین! این‌طور است که عملاً در کشور هرکسی دارد کار خودش را می‌کند و همه رهبران کوتوله ای شده‌اند برای خودشان.
شما نگاه کنید تا همین چند هفته پیش اختلافات احمدی نژاد و رهبری و مجلس و قوه قضاییه و... رسماً اوضاع مدیریتی کشور را مختل کرده بود و خامنه ای دچار یک گرگیجه آنچنانی شده بود و همه همدیگر را به فحش و دری‌وری گرفته بودند و خامنه ای هم هیچ کاری از پیش نمی‌توانست ببرد.همه این‌ها را گفتم تا برسیم به بحث امروز!
مقام‌های قضایی و امنیتی آمریکا روز سه شنبه اعلام کردند که دو ایرانی به نام‌های منصور ارباب سیار، تبعه ایرانی- آمریکایی و غلام شکوری، عضو نیروی قدس سپاه پاسداران، مصمم بوده‌اند تا طرح ترور عادل الجبیر، سفیر عربستان در واشینگتن، و انفجار در سفارتخانه های اسرائیل و عربستان را به مرحله اجرا در آورند، واشنگتن گفته است که از ماه‌ها پیش (دست کم چهار ماه پیش) از این توطئه باخبر بوده و آن‌را به شدت زیر نظر داشته است.
اولاً وقتی آمریکا مسئولین قضائی‌اش می‌آیند و از اولین نفراتی می‌شوند که این خبر را اعلام می‌کنند یعنی اینکه ما با دست پر و ادله و بینه کافی و مطمئنی آمده‌ایم جلو و دوما اینکه حالا معلوم می‌شود چرا یکباره ماه پیش حرف از «تلفن قرمز» زده‌اند، یعنی اینکه آن‌ها به این جمع بندی کافی رسیده‌اند که دیگر حرف و لابی‌گری و گفتگو بس است و باید رسید به جایی که دیگر حرکت نهایی را انجام داد.
من اصلاً هیچ نظری نسبت به اینکه این آقای منصور ارباب سیار در قد و قواره چنین عملیات و حرکتی بوده است یا خیر ندارم گرچه شواهد بسیار است که جمهوری اسلامی و مستقیم‌تر نیروی قدس سپاه پاسداران همواره بسیار هوشمندانه تر از این رفتار می‌کند و آنچه که از گذشته مسلم شده است آن‌ها همواره از یک آلترناتیو موثر و کارآزموده ای همچون حزب الله لبنان برای انجام عملیات‌های این‌گونه ای استفاده می‌کنند و بسیار بعید است که این قدر دچار قحط رجال تروریست بشوند که بروند سراغ یک اوراقچی خودرو که دارای سوابق بسیار سوء پیشینه همچون سرقت و قاچاق مواد مخدر و ... است که در سال گذشته هم مرتباً به ایران سفر کرده است! و اصولاً نگاهم به آنچه که مقامات قضایی و امنیتی آمریکا می‌گویند مبنی بر اینکه وی مبلغ هنگفتی پول به شکل وایر به حسابی در نیویورک واریز کرده است و مشغول مذاکره با یک کارتل مکزیکی برای همکاری در انجام عملیات بوده است و یا صحبت کردن درباره این عملیات از طریق تلفن‌های معمولی بوده است را کاری بسیار ناشیانه می‌دانم که با شیوه های معمول این‌گونه اعمال که همواره تلاش می‌کنند خود را در لایه های زیرین پنهان کنند، بسیار متفاوت است.
اما با همه این تفاسیر اکنون این آمریکاست که مدعی است مدارک بی شماری دارد و از بس جمهوری اسلامی هم کارنامه‌اش در این مورد درخشان است که اگر به دروغ هم گفته باشند اذهان بین‌المللی آن‌را می‌پذیرند و برایشان دور از ذهن نیست حکومتی که مردمان خودش را در خیابان‌ها به رگبار می‌بندد و رئیس جمهورش مدام در تریبون‌های بین‌المللی از محو کشورهای مخالفشان سخن می‌گوید دست به چنین کاری بزند.
حالا در این گیرودار همه مسئولین جمهوری اسلامی از وزیر خارجه گرفته تا فلان فرمانده پایگاه بسیج که همه هم ماشاالله مشغول موضع گیری در این مورد هستند بجای اینکه بیایند به بررسی این اتهام بپردازند و جوابی قانع کننده بدهند مدام همانند یک عروسک سخنگو این حرف را تکرار می‌کنند که «این‌گونه اقدامات سناریویی نخ نما و بی اساس بوده و در حقیقت نوعی فرافکنی و ایجاد انحراف در افکار عمومی دنیا از نهضت ضد سرمایه داری وال‌استریت و ناکامی‌ها آمریکا در اجرای سیاست‌های استکباری خود در منطقه و جهان است» و آمریکا چون در موضع ناتوانی است دارد فرار می‌کند از بحران اقتصادی‌اش با این اتهامات دهان پر کن! در حالی که اگر به تاریخ نگاه کنیم مثلاً جنگ‌های دیگر آمریکا در چه اوضاعی رقم خورده است؟ حضرات فکر می‌کنند که مثلاً آمریکا اگر گرفتار معضل اقتصادی باشد همه چیز را رها می‌کند و به فقط به یک موضوع فکر می‌کند مثلاً مگر وقتی که آمریکا به ویتنام حمله کرد اوضاع داخلی خوبی داشت؟ یا مگر جنگ خلیج فارس و یا بعد از آن حمله به افغانستان و عراق در اوج قدرتمندی مالی و سیاسی آمریکا بوده است؟ اتفاقاً آمریکا از جمله کشورهایی است که در حضیض قدرت هم که باشد دست از دفاع خود برنمی‌دارد و تابحال هم تجربه نشان نداده است ذره ای از تصمیمات دفاعی خود در هر حال و وضعیتی که بوده کوتاه آمده باشد وبه بهانه‌هایی چون مشکل اقتصادی یا عدم مقبولیت جهانی و ...دست از کار جنگ و یا دفاع بکشد !
در هر حال کوتاه سخن اینکه این پرونده ساختگی هم باشد هم اکنون آمریکا با این متحدان قدر قدرتش دارد ایران را بدون بحث سوق می‌دهد به سمت یک موضوع حساس که ایران مجدداً موضع‌گیری‌های فله ای بگیرد و در آخر حرکت کند به سخت‌ترین واکنش ممکن که بی شک یا شدیدترین نوع تحریم‌های ممکن است و یا چه بسا حمله نظامی به ایران، خوب پیشاپیش کاملاً هم مشخص است موضع ایران چه خواهد بود و خامنه ای هم بارها گفته است که چه بکشیم و چه کشته بشویم پیروزیم!و این عاقبت حکومتی است که کدخدایش مرغابی‌ای بیش نیست!



برچسبها: ,



Farshad Ebrahimi© 13.10.11
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

دو نکته بسیار مهم برای هموطنان داخل کشور



حتماً تا به حال خبر اختلاس ۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومانی بانک صادرات را شنیده‌اید؟ مسئولین محترم این بانک در راستای جبران بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ بانکداری ایران، دست به اقدامی غیر مسئولانه و ضد مشتری زده‌اند که بازتاب گسترده ای در بین مشتریان این بانک داشته است و چنانچه شما هم مشتری این بانک هستید حتماً متوجه این مسئله شده‌اید و اگر نشده‌اید هم دقت کنید که هنگامی که قصد مشاهده صورتحساب اینترنتی حسابتان را دارید می‌بینید که مبلغ ۲۵۰ ریال فقط بابت مشاهده صورتحساب با عنوان کارمزد سبا از حساب شما کسر شده است.
بانک صادرات اخیراً یعنی در حدود ۱۰ روز است که به ازای هر بار ورود و خروج به سایت، مبلغ ۲۵۰ ریال از حساب مشتری کسر می‌کند. با یک حساب سرانگشتی متوجه خواهید شد که چه ترفند ساده و راحتی برای بازگشت چه بسا آن اختلاس سنگین کشف کرده‌اند این موضوع خصوصاً زمانی پررنگ‌تر می‌شود که این اقدام ضد مشتری بدون اطلاع قبلی مشتریان این بانک صورت گرفته است. از آنجایی که طبق روانشناسی جوامع، ابتدا مسئولین عملی را مرتکب می‌شوند و منتظر عکس‌العمل جامعه می‌شوند و سپس در مورد آن تصمیم قطعی را می‌گیرند و با توجه به خدمات گسترده ای که بانک‌های خصوصی به مشتریان ارائه می‌دهند به شکلی که حتی با هر پرداخت یا دریافت از حساب یک پیام کوتاه نیز به مشتری می‌فرستند و این خدمات را صرفاً برای جذب مشتری به صورت رایگان ارائه می‌دهند از تمامی هم‌وطنان عزیز که در بانک صادرات حساب دارند خواهش می‌کنم جهت جلوگیری از ادامه این اقدامات ضد مشتری و جلوگیری از الگو شدن این اقدام در بین بانک‌های دیگر همین حالا عکس‌العمل نشان دهید. این عکس‌العمل بسیار ساده است ولی در مقیاس عظیم می‌تواند بسیار کارساز باشد و نتیجه آن عذرخواهی مسئولین این بانک از مشتریان خواهد بود که شاید حدود یک ماه آینده نتیجه آن‌را خودتان خواهید دید. برای این کار کافی ست در یک بانک خصوصی حساب باز کنید و بدون بستن حساب صادراتتان صرفاً تمامی موجودی حسابتان را به بانک خصوصی انتقال دهید و به زندگی روزمره بازگردید و یک ماه دیگر خبر آن را در جراید مشاهده کنید.

اما اقدام دیگر که اصولاً خلاف نص صریح قانون اساسی کشور و مغایر با آموزش و پرورش رایگان کشور است، اینکه جدیداً اداره آموزش و پرورش تهران بخش نامه ای را به مدارس تهران ارسال نموده است که بر اساس آن دانش آموزان ابتدایی باید مبلغ ۱۵۰ هزار تومان به حساب این اداره واریز نمایند سپس در کلاس حاضر شوند.
این اقدام دولت همان طوری که گفتم خلاف قانون اساسی است و مطمئناً چنانچه اگر اولیای یکی از این فرزندان کمی وقت بگذارد و به دیوان عدالت اداری برود و شکایتی تنظیم کند قابل پیگیری است.
درست است که قوه قضائیه و دولت در بسیاری موارد همسو و هماهنگ هستند ولی تجربه در بعضی امور نشان داده است که از حداقل قانون و بقول معروف کف دموکراسی موجود در ایران هم می‌شود نهایت استفاده را انجام داد، به عنوان مثال در سال ۱۳۷۲ یک بانوی شجاع مازندرانی شکایتی را تنظیم نمود و بر علیه وزارت راه و ترابری در دیوان عدالت اداری شکایت کرد و احداث اتوبان تهران شمال را مغایر قانون حفظ منابع طبیعی کشور اعلام کرد و همین شکایت سرآغاز پیگیری و داستان معروف اتوبان تهران شمال شد!
باید یاد بگیریم مبارزه و مقاومت مدنی فقط شعار دادن و فریاد زدن در کف خیابان نیست و از همین راه‌های کوچک می‌شود به نتایج بسیار بزرگ‌تری رسید.

برچسبها: ,



Farshad Ebrahimi© 13.10.11
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

صداوسیما تائید کرد:خبرگزاری فارس امنیتی است



چند روزی است شبکه اول صدا و سیما مجموعه تلویزیونی‌ای را پخش می‌کند با نام «سقوط آزاد» به کارگردانی آقای علیرضا امینی، اظهار نظر درباره این مجموعه بسیار زود است چراکه تاکنون سه قسمت از آن پخش نشده اما خوب تا حدودی هم معلوم است که در جهت تکریم و تطهیر نیروی انتظامی و ماموران جان برکف آن می‌باشد!
شب گذشته و در سومین قسمت آن اتفاق نسبتا جالبی افتاد و آن این بود که ماموران آگاهی و نوپو نیروی انتظامی در جهت دستگیری یک متهم تحت تعقیب تصمیم می‌گیرند که خبری مجعول و هدفدار امنیتی را از طریق رسانه های جمعی انتشار بدهند تا از آن طریق بتوانند فرد مورد نظر را که خانمی است بنام «مانا» را دستگیر نمایند.
وقتی تصویر آن خبر را خواستند منتشر نمایند جالب بود که تصویری را پخش نمودند که در آن «سایت خبرگزاری فارس» دیده می‌شد!.
جالب است دیگر حضرات خودشان هم دیگر قبول دارند که «خبرگزاری فارس» یک مجموعه خبری امنیتی است و کاملا هماهنگ با نیروی انتظامی و نهادهای امنیتی عمل می‌نماید! 

برچسبها:



Farshad Ebrahimi© 9.10.11
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

این کجا و آن کجا ؟

عاقبت ولایتمداری

و عاقبت ولایت گریزی 



هر دو هم اختلاس کردند اما این کجا و آن کجا ؟ 

برچسبها: ,



Farshad Ebrahimi© 9.10.11
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

چه کسی بود صدا زد سانسور ؟


ندا آقا سلطان که بر زمین افتاد و در کف خیابان به ضرب گلوله ذوب شدگان ولایت جان داد تا چند ثانیه قبلش فقط ندا بود، ندا آقا سلطان،نامی بود در میان نام‌ها در میان هزاران ایرانی بی نام و نشان که برای یافتنشان شاید باید سال‌ها بگردی تا بیابی آن‌ها را نه سیاستمدار بود نه تئوریسین نه روزنامه نگار و نه روشنفکر هیچ چیزی و هیچ کسی نبود الا یک تن! یک فرد، یک نام و یک رای، رائی که گمشده بود، دزدیده شده بود واو دردش آمده بود و همین او را به خیابان کشاند فریاد زد و جوابی جز چند گرم سرب داغ در نیافت، به زمین که افتاد، جان که داد شد ندای همه ایرانیان و آزادیخواهان و دیگر یک نام نبود که نام همه شد نام همه آزادیخواهان!
همان زمان خیلی‌ها سعی کردند از آن ندای بی نام و نشان داستان‌ها بسازند و او را جزو گروه و قبیله خودشان بنامند از سبز و سرخ و آبی گرفته تا آن مریم رجوی عکسش را در آغوش گرفتند و با عکس او عکس یادگاری گرفتند اما واقعیت چیز دیگری بود ندا چیزی و کسی نبود جز یکی از دختران سرزمین ما با خصوصیات و علائق و زندگی‌ای که هیچ فرقی ندارد با دخترکان دیگری با اسم‌های دیگر!
همان زمان وقتی مثلاً عکس‌های ندا از سفر ترکیه‌اش منتشر شد یا عکس‌های آخرین جشن تولدش خیلی از گنگ مغزان رگ گردن برآشفتند که چرا این عکس‌ها منتشر می‌شود، این‌ها شخصیت این اسطوره را زیر سئوال می‌برد!
بله از نظر آن‌ها ندای خوب ندای شهید است! و ندای شهید نباید کیک تولد فوت کند، نباید بروی تاب عکس بیندازد، نباید دوست پسری داشته باشد، نباید سوار قایق باشد و بخندد! ندای خوب فقط باید کف خیابان جان بدهد!
و این داستان انگار تمامی ندارد!
و عجیب‌تر آنکه همان‌هایی که دیروز عکس‌های فتوشاپی و سانسور شده خبرگزاری فارس را به سخره می‌گرفتند و از تحجر فکری آنان سخن می‌راندند، همان‌هایی که پوشاندن پای زنان کره شمالی و سینه خانم اشتون را در بوق و کرنا کرده بودند خود نیز در بیرون از مرزهای ایران انگار هنوز نتوانستند از آن چارچوب‌های فکری تعصبات نخ نما شده رهایی یابند وهمانی می‌کنند که بقول خودشان «امنیتی‌های خبرگزاری فارس» می‌کنند!
نهال سحابی، که او نیز تا دیروز دختری بود از دخترکان سرزمینمان و امروز نامی است هم قطار ندا و سهراب و ترانه و ...مثل ده‌ها و صدها دختر دیگر زندگی را دوست داشته، زندگی کرده، عاشق شده و در کوچه و خیابان‌های همان شهر زندگی را زندگی کرده حالا چرا باید او را نیز در هاله ای بگذاریم که خودمان دوست داریم؟
انگار هنوز خیلی مانده است تا همه یاد بگیریم سانسور بد است و این بد بودن هم برای تیغ وزارت ارشاد است و هم برای کسانی که مثلاً روشنفکران ما هستند ...

سانسور درون مرزی



و سانسور برون مرزی  



Farshad Ebrahimi© 9.10.11
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

معرفی پنج تن از عوامل سرکوبگر سپاه پاسداران


در ادامه معرفی سرکوب گران و چماقدارن رژیم ۵ تن از عوامل سرکوب گر عضو سپاه پاسداران معرفی می‌گردند، افراد فوق از پرسنل و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله وابسته به سپاه پاسداران می‌باشند که در ایام اعتراضات جنبش سبز با آماده باش سپاه پاسداران به سرکوب ملت پرداخته‌اند که اسامی و مسئولیت‌هایشان بدین شرح می‌باشد:

سرهنگ دوم عباس غلامی
جانشین فرماندهی حفاظت اطلاعات دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله
نامبرده اهل و ساکن شهرری می‌باشد، اطلاعات بیشتری از محل سکونت و زندگی وی در دست نیست.
سرگرد مهدی نائب رسول معروف به حاج مهدی نائب
مسئول دفتر تحقیق و بازرسی دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله
در محله آبسردار تهران سکونت دارد و همچنین دارای مغازه موتور فروشی به نام اشکان در خیابان ۱۷ شهریور تهران نیز می‌باشد وی ضمناً از اعضای بسیج مسجد آشتیانی‌ها در خیابان پیروزی می‌باشد.

تصاویری از سرکوب و اعمال خشونت سه نفر فوق در تاریخ(پنج شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۸ برابر با ۳۰ جولای ۲۰۰۹)  در تهران را در زیر می‌بینید :





















دو عضو دیگر سپاه پاسداران که در همان ایام در تهران به بازداشت و ضرب و شتم معترضین به انتخابات مشغول بوده‌اند بدین شرح می‌باشند :

محسن پور رضایی
وی در آن زمان (سال ۱۳۸۸) دانشجوی سال آخر پزشکی بوده ولی هم اکنون در بیمارستان قلب جماران وابسته به سپاه پاسداران در محله جماران تهران مشغول فعالیت می باشد ودرشهرک اکباتان سکونت دارد .
امیر عباس شیبانی
دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله
اهل تبریز می‌باشد و در خوابگاه دانشجویان دانشگاه بقیه الله اقامت دارد
تصاویری از ضرب و شتم و سرکوب و بازداشت معترضین را نیز توسط ایشان در زیر مشاهده می نمائید :















برچسبها:



Farshad Ebrahimi© 3.10.11
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام




تازه نوشته ها

قدیمی ها

تازه هایی از دوستان

دوستانی که می خوانمشان



کمپین


GOFTANIHA

Iran Briefing

تحول سبز

Goftaniha, Amir Farshad Ebrahimi's Weblog

فیلتر شکن: دفاع از آزادی بیان

GOFTANIHA






Free counter and web stats

Creative Commons License
حقوق این وب طبق پروانه‌ کریتیو کامن لایسنس محفوظ است

© 2010 Goftaniha | گفتنی ها |Amir Farshad Ebrahimi's PersianWeblog | Site Feed Back to top
Designed by Graphit | For Goftaniha.org