www.flickr.com

در محاط عوامفریبی هستیم


این روزها فضای سیاسی ایران بشدت پیچیده شده شمارش معکوس برای تخریب و چه بسا انشقاق جنبش سبز آغاز شده در یک گوشه این جنبش از احیای دوران طلایی حضرت امام دم می زنند و در دیگر گوشه اش اساس و بنیان این نظام را نمی خواهند در جناح حکومتی ها هم که یک عده همچنان از ولایت فقیه و مراجع و حکومت انبیاء و اولیاء حرف می زنند و دردیگر گوشه اش سجاده برای امام زمان پهن کرده اند و پشت سرش نماز می خوانند و لوایح و نامه ها را بجای امضا در مجلس به چاه جمکران می برند ! دیگر گذشت زمانی که رئیس جمهور و دولت به ولی فقیه پاسخگو بودند حالا میانبر زده اند و با خود امام زمان در تماس هستند !
تحریمها هم که به بحرانی ترین وضع ممکن رسیده است آنقدر جدی که مجبور شده اند شبانه از افغانستان و ارمنستان مخفیانه و قاچاق بنزین وارد کنند و روز هم دعا کنند که تحریمها را هم امام زمان کاری کند که مثل عهدنامه شعب ابی طالب  موریانه بخورد !
در میان همه این بازیها و نمایشها  شک نکنید که برنده فقط یک نفر هست آن هم محمود احمدی نژاد است ! ، بله احمدی نژاد و فرقه اش که به گفته علی مطهری نماینده حکومتی جمهوری اسلامی شبیه ترین و درست ترین تعریف برای دارو دسته اش فرقان است فقط برای یک چیز آمده است و بس !
او آمده است تا با گسترش ظلم و جور مقدمات را برای ظهور امام زمان آماده کند و الحق هم که در این تصمیم موفق بوده است ، او که همپالکی هایش این روزها  او را سید محمود احمدی نژاد (+) و شعیب بن صالح (+) می نمایند همان سید خراسانی است که بساط ظهور را دارد فراهم می کند ! .
 این روزها اوج اختلاف خط ولایتی ها را با احمدی نژاد می بینیم  اختلافی که از آن به فتنه بزرگتری از فتنه اول  یاد می کنند (+) . احمدی نژاد و  فرقه اش الان دارند کل سیاستها و ناموسهای نظام جمهوری اسلامی  مثلا این که همه چیز زیر نظر مراجع و فقها باشد را همه رو الان دارند زیر و رو می کند . و عده ای هم که نمی دانند ماجرا چیست خوشحالند که آفرین خودشان به جان خودشان افتاده اند و مثلا برای اظهارات فاشیستی رحیم مشایی صوت و کف می زنند و خوشحالند که بالاخره یک نفر هست که تره ای هم برای فقها خرد نمی کند اما فراموش کردند که هیتلر هم اول با شعارهای ناسیونالیستی جنایت بزرگش را آغاز کرد او از مکتب آریا و ژرمن ها می گفت و حالا مشایی هم به اشاره و رخصت احمدی نژاد از مکتب ایرانی !

احمدی نژاد الان دقیقا سکان را بدست دارد و می داند که اتفاقا چه باید بکند او اصلا ابایی ازانتشار و افشای کارهایش ندارد یک نمونه اش را پارسال در انتشار ویدئوی سرکوب دانشجویان در کوی توسط خودشان دیدیدم و یک نمونه اش را هم اخیرا در افشای نوار اظهارات سردار مشفق معاون اطلاعات قرارگاه ثارالله دیدیم جالب است که این همان استراتژی نخ نما شده اینهاست که انتشار می دهند تا بگویند ما این هستیم و اینچنین می کنیم چراکه اعتقاد دارند النصر بالرعب ! هر موقع لازم باشد تعدادی را به زندان می اندازند و هر موقع لازم باشد یکسری را آزاد می کند ؛ هر موقع لازم بداند در یک ده و قصبه و شهری می رود و در فشانی می کند و همه اذهان را متوجه خودش می کند او اصلا برایش مهم نیست چه می گوید جوک می گوید حرف سخیف می زند ، انگشت در دماغش می کند یا کفشش را در می آورد و کف پایش را می خاراند او دنبال توجه اذهان عمومی و دولتهاست و به عالی ترین وجه هم موفق شده است ،الان احمدی نژاد فهمیده که بزرگترین شانسش این هست که به بهترین شکلی نقش بدگای یا آدم بده رو در سیاست دنبال کند و بخاطر همین هم تمام دنیا به حرفش گوش می کنند ، تو تمام دیلهای بزرگ دنیا مجبورند راهش بدهند و در تمام مذاکرات دنیا اولین نفری باشد که درباره اش حرف بزنند !

حالا در این میان آخر و عاقبت جنبش سبز و این اسلام گرایی مدرن یا اصلاح طلبی مصلحت جو چه می شود ؟ مطمئن باشید که اینها هم یک  تعدادشان بازداشت می شوند و به زندانها می افتند و یه تعداد هم یا فیزیکی یا اسمی  و شخصیتی ترور میشوند و از بین می روند و تعداد دیگری هم که شانس بیارورند از کشور خارج می شوند و اینور و اونور پناهندگی میگیرند و دچار روزمرگی می شوند و تمام !

شاید بسیاری از شنیدن این حرف شاکی بشوند و بهشان بر بخورد اما با تمام رشادتها و با تمام اعمالی که در این یک ساله انجام شده است که البته در جای خودش قابل تقدیر هست اما من همه آنها را بیشتر حاصل یک جوزدگی می دانم جوی که قبل و بعد از انتخابات همه را به یکباره گرفت و شیر کرد و به خیابانها ریخت و به یکباره نیز فرو افتاد و حالا از آن جماعت میلیونی آنهایی بر جا ماندند که اگر نگوئیم در طی این سی ساله دست کم طی یک دهه گذشته فعال بودند و اعتراض داشتند و حرف می زدند و زندان می رفتند و ... بله یک واقعیت اینجا نهفته است که مردم ما هم در عین اینکه از این سیستم بی زار هستند اما بشدت زرنگ هستند و بشدت فرصت طلب شدند و بشدت دنبال منافع خودشون هستند ، بشدت در زدو بندهای مالی گرفتارند و قبل از هرچیز همواره نگران آن هستند و البته این هم بجاست چرا که همان فردی که از صبح تا شب می رفت خیابان و شعار می داد و باتوم می خورد بالاخره شبی نصفه شبی هم به منزل می رفت و آنوقت دوباره یادش می اومد که این حرفها نان و آب نمی شود و باید شکم خودش و زن و بچه اش را سیر کند .

حالا هی عده ای بگویند دانستن حق مردم است ، هی تعدادی بروند جانشان را به خطر بیندازند و عکس و فیلم بگیرند و بیایند در اینترنت بگذارند که چی ؟ که مردم را آگاه کنیم ! اگر قرار بود کسی آگاه بشود تا حالا آگاه شده بود ، اگر با بیانیه و شب نامه و اعتراض مدنی و ... قرار بود کسی آگاه شود تا حالا شده بود ، من در عین حالی که واقعا از همه جنایاتی که در این یک ساله اتفاق افتاده است داغدارم و بارها گفته ام با هر عزیزی که بر زمین می افتاد من هم مثل خیلی های دیگر می افتادم و می شکستم اما من هم مثل خیلی های دیگر از این بابت خوشحالم چون بالاخره باید این حکومت ایدئولوژیک یک جایی عرصه را بر همه تنگ میکرد حتما باید این کودتا و این آدمکشی و به رگبار بستن مردم اتفاق می افتاد حتما باید کهریزک و کهریزک ها را علم میکرد تا مردم نه اینکه باخبر بشوند ، بلکه این دیکتاتوری را با همه وجودشان  با گوشت و پوست و استخوانشان حس کنند ، لمسش کنند تا بفهمند این نظام چه هست .
امروز رسما به همه شما می گویم و حاضرم ساعتها هم با تک تک شما بحث کنم که این حرفهای روشنگری و آگاهی دادن در ایران معنی نداره کی گفته با مقاله نویسی و خبر پراکنی و سخنرانی و مصاحبه و افشاگری و این مطلب را در فیس بوک گذاشتن و این لینک را در بالاترین گذاشتن و ... مردم آگاه می شوند ؟
مگر غیر از این هست که سی ساله اینها دارد تکرار می شود ؟ آگاهی می دانید یعنی چی ؟ یعنی بچه تو بگیرن ببرن کهریزک بهش تجاوز کنند و بعد بفرستنش خونه ! یعنی بچه ات یعنی برادرت رو همسرت رو کف خیابون بگیرند به رگبار و بزنند بکشنش اونوقت هست که طرف شیر فهم میشه و می فهمه که جمهوری اسلامی ، نظام ایدئولوژیک و حکومت اسلامی یعنی چی ! اونوقت هست که دیگر خط کش نمی گذارد بین دوران امام و دوران خامنه ای نمی آید با پرگار بین اصلاح طلب مسلمان و غیرمسلمان خط کشی بکند ، دیگر می فهمد این نظام چپ و راست و میانه  و رادیکالش یکی هست ! دیگر اون یکی از لوس آنجلس برای امام رضا نمی خواند اون یکی به امام علی از رنجی که در این یکساله کشیده است نامه نمی نویسد و اون یکی از برگزاری شب احیای سبز حرف نمی زند ! ، بله باید اینجوری بشود تا همه بفهمند اون ناراضی و مخالف دیندارمی فهمد ، اون که دنبال دوران طلایی حضرت امام هست  تو زندان توجیه می شه و وقتی بردنش تو انفرادی دویست و نه بقول معروف دوزاری اش می افتد ، اون بی تفاوته که اصلا کاری به کار سیاست و این حرفها هم نداره وقتی چند بار جلوی ماشینش را بگیرند و مثلا بخاطر سیگار کشیدن و عینک گذاشتن رو سرش ماشینش را بخوابونند و خودش رو هم کف خیابان دراز کنند آگاه می شود ! و همه می فهمند که بله باید جفت پا بایستند روی این گفتمان سکولاریزم و یک کلام بگویند جمهوری اسلامی از بالا تاپائینش از ریش دار و بی ریشش از عمامه دار تا کراوات دارش از حزب اللهی بی سوادش تا دکتر و مهندسش نه !
البته بازهم این گفتمان و مبارزه را ندهند دست این دایناسورهای سی سال اپوزیسیون ! رهبریشو اتفاقا باید نسل جوان بدست بگیرند همین بچه ها و جوانان امروزی همینها که مبارزه دست اینهاست ، این گفتمان را بدست بگیرند باهاش برن جلو آب دیده بشن تا ده سال بیست سال بعد آدمهای بلامنازع و سیاستمدار و کارکشته کشور بشوند .

آمریکا و اسرائیل هی برن دنبال تحریم برن دنبال جنگ و روشهای دموکراتیک و مدنی و نظامی ! شک نکنید که همه اینها به نفع احمدی نژاد تمام می شود ! چرا چون تریبون دست اینه همین فردی که رفته تو تمام کشورهای مسلمان و فقیر و بد بخت بیچاره بیمارستان زده ساختمان سازی کرده دانشگاه درست کرده و ... رفته از بورکینافاسو گرفته تا مالزی از کومور گرفته تا آفریقا جا انداخته که آنها ظالم هستند و ما برحقیم
 ..
حالا ما دلمون خوش باشه که فلان کارمند سفارتخانه سبز شده و رفته پناهندگی گرفته و ... اونوقت همین آقایون کودتاچی یک همایش میگذارند و از آمریکا و اروپا بیشتر از دو هزار نفر رو جمع می کنند و می خرند وبلندشان می کنند با هواپیمای فرس کلاس می برند آنجا تا  برای کودتاچی و کودتاگر کف و صوت بزنند ! به آقای دکتر فلان از دانشگاه هاروارد خونه می دهند و به خانم فلان از آمریکا پروژه کیش می دهند و به مهندس فلان بورس تحصیلی !
بله این همان فضائیه که گفتم فضای فرصت طلبی و منفعت طلبی است و متاسفانه این همان دیستورسی هست که احمدی نژاد رایج کرده و همه هم خواسته یا ناخواسته بدامش افتاده اند ، الان عوام فریبی شده گفتمان اصلی همه از روشنفکر گرفته تا اون بچه دانشجو و اون اصلاح طلب مسلمون که میگه تقیه می کنیم !
امروز به جرا ت به شما می گویم کانسپت عوام فریبی احمدی نژاد برده است و علاوه بر اینکه مردم عوام را گرفته بلکه روشنفکرهای ما را  هم متقاعد کرده که عوام فریبی بکنند ، آنهایی که تا دیروز جانم فدای ایران می گفتند و از ولایت فقیه بیزار بودند و امروز سفره افطاری پهن می کنند و نماز جماعت می خوانند ، آنهایی که تا دیروز کنار من و شما مقابل سفارتخانه های ایران فریاد می زدند رای من کجاست و امروز می روند نمایش ایرانیان خارج از کشور و توجیه هم می کنند که مگر چیه پول نفتون رو رفتیم بگیریم ! ، اونهایی که تا دیروز هفته ها شب و روز کف خیابانها فریاد می زدند و امروز می گویند نه کار باید اصولی باشد بگذار ببینیم چی می شود ؟ اونهایی که ازشون فقط امروز بیانیه صادر کردند باقی مانده است و بس ، اون فعال سیاسی که زبان برادرش را فقط بخاطر مرگ بر جمهوری اسلامی در اوین بریدن و امروز خودش ما را دارد توجیه می کند که نه خوب شعار مرگ ندهیم مبارزه مدنی بکنیم اثرش بهتره ! بله امروز عوام فریبی در محاط ماست و شک نکنید که اگربشنویم همین افراد به انتظار نشستند تا امام زمان بیاید تا حقشان را از جمهوری اسلامی بگیرد !

برچسبها:



Farshad Ebrahimi© 17.8.10
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

حمزه کرمی و ماجرای نامه اش به هاشمی و خامنه ای



حمزه کرمی را شاید بسیاری بشناسند و چه بسا هم بسیاری نشناسند وی یکی از زندانیان سبز است و البته از آنجا که امروزه زندانیان سبز مشهور و گمنام بسیارند کمی بیشتر درباره ایشان می گویم ؛ حمزه کرمی از فرماندهان سپاه در دوران دفاع مقدس می باشد در سوابق ایشان می شود به حضور بیش از شصت ماه در خط مقدم جبهه ها غرب و جنوب ، فرمانده گردان مسلم بن عقیل لشگر ده سید الشهدا ، معاون عملیات نیروی زمینی و... نام برد آخرین سمت ایشان در سپاه (سال 1368) فرمانده سپاه استان تهران بوده است ، وی همچنین از مشاوران کمیته دفاعی مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بوده است .
حمزه کرمی در انتخابات سال گذشته از فعالان ستاد میر حسین موسوی بوده است که در بعد از انتخابات یا بهتر بگویم افتضاحات همانند بسیاری از فعالان این ستاد بازداشت شده و پس از تحمل 70 روز انفرادی و محاکمه ای طبعا بدون حضور وکیل به 16 سال زندان محکوم که در دادگاه تجدید نظر به 11 سال حبس تقلیل پیدا کرده است ، وی همچنان محکوم شده است به انفصال دائم از خدمات دولتی .
کرمی در 24اردیبهشت ماه گذشته با تودیع وثیقه دومیلیارد تومانی توانست برای یکماه مرخصی بگیرد و از زندان موقتا آزاد شود اما در 29 اردیبهشت یعنی با گذشت پنج روز از مرخصی یکماهه اش شبانه به منزلش ریختند و او را به اوین عودت دادند .
علت اصلی مرخصی وی پیگیری وضعیت سلامتی اش بود که موفق به این مهم نشد تا آنکه چندی پیش در سوم مرداد ماه سالجاری متاسفانه وی بر اثر حمله قلبی به بیمارستان طالقانی اعزام شد و در بخش سی سی یو بستری شده است .
حمزه کرمی در خلال این ایام توانسته است نامه ای در بیست و چند صفحه بدست هاشمی رفسنجانی برساند که در آن بقول خودش " شرح مختصری از آنچه که بر وی رفته است را بنویسد " .
وی در آن نامه اعلام کرده است : ...
"سرم را در توالت فرنگی پر از نجاست فرو می کردند تا به داشتن رابطه نامشروع با بستگان آقای موسوی اعتراف کنم ......
مدتها از پا مرا به سقف آویزان می کردند که اعتراف کنم با مهدی هاشمی در صدد اختلاس و ارتشا مالی بودیم ....
به من دستبند قپانی می زدند و مرا بروی زمین می غلطاندند تا اعتراف کنم با مهدی و محسن هاشمی خانه فساد دایر کرده بودیم..."
هاشمی رفسنجانی در بعد از اطلاع از آنچه که بر حمزه کرمی رفته است همه مفاد شکنجه نامه کرمی را در پنج صفحه برای مقام رهبری می نویسد اما ظاهرا طبق روال آنرا بصورت اداری ارسال نمی کند ونامه را شخصا نزد آقای خامنه ای می برد و به او می گوید این نامه را به دفتر شما ندادم، مبادا در پیچ و خم نامه های اداری فراموش و یا گم شود، می خواهم شخصا برایتان بخوانم تا مبادا اگر به دستتان بدهم فراموشش کنید یا بدست یکی از اعضای دفتر و بیت بدهید و به سرنوشت دیگر نامه ها دچار شود. وی تمام مفاد نامه پنج صفحه ای حمزه کرمی را برای رهبرمی خواند و بعد می گوید : حمزه کرمی را هر دو می شناسیم و در صداقت و مجاهدت وی شکی نداریم ، خود شما در خلال هشت سال جنگ بارها با ایشان به مناطق جنگی می رفتید و می دانید که انسانی نیست که حرف کذبی بزند نمی دانم هنوز هم اعتقاد دارید اعترافهای یک سال اخیر زیر شکنجه اخذ نشده است!؟
پس از آن آقای خامنه ای می گوید نامه را بدهید حتما می دهم به اعضای شبکه و بیت تا پیگیری کنند که آقای هاشمی می گوید با عرض معذرت من به نمایندگان شما اعتماد ندارم، اجازه دهید من هم یک نفر نماینده تعیین کنم تا هر دو با هم این موضوع را تحقیق و تفحص کنند ، که خامنه ای می گوید کسی را انتخاب می کنم که مرضی الطرفین باشد و محسنی اژه ای را مسئول تحقیق این مسئله می نماید .
محسنی اژه ای نیز چند بار در اوین و محل دیگری با کرمی دیدار می کند و جزئیات و نامها و تاریخها را از وی می پرسد و دیدار بعدی و نهایی را با کرمی به چند روز بعد موکول می کند که در خلال این ایام کرمی از سوی بازجویان و مسئول پرونده مجددا به بازجویی فرستاده می شود وپس از آن چه بر وی گذشته است معلوم نیست چرا که با شروع بازجوئی های جدید که در پی آن بودند تا بیابند چگونه نامه را به آقای هاشمی رسانده است وی به حالت اغما فرو رفته به سی سی یو منتقل می شود.
چندی پیش جرس نیز اظهار داشته بود که اصل هردو نامه (نامه مفصل کرمی به هاشمی و نامه هاشمی به خامنه ای ) را در دست دارد و وعده داده است تا  بعد از تحقیق صحت کامل این گزارش از چند منبع متفاوت اقدام به انتشار آن کند .
تلاش من نیز برای بدست آوردن نامه کرمی برای انتشار متاسفانه هنوز به جایی نرسیده است اما در خلال این پیگیری ها یکی از دوستان در تهران اینگونه برایم نوشته است که بدون کم و کاست برایتان می آورم:
" من هم از وضعیت وی مطلعم و نگرانم و شنیده ام که نامه ای برای هاشمی رفسنجانی نوشته است اما برایت مسئله دیگری را می گویم بعد از اینکه حمزه را گرفتند سراغ خیلی های دیگر هم رفته اند شاید باورت نشود سراغ بسیاری از بچه های سپاه هم رفته اند تا بیایند از وی شکایت کنند یا نقطه ضعفی را پیدا کنند خلاصه اونقدر دنبال پرونده سازی براش هستند  جالبه یکی رو آوردند تو پرونده اش که می گویند  سرباز وظیفه راننده کرمی  بوده تو سپاه بعد نوشتند ایشون اعتراف کرده که در اون موقع  بعضی وقتها به باغی تو شهریار می برده کرمی رو برای بساط و عشق و حال ! حالا بعد از این سالها چرا تا حالا این سرباز نرفته جایی بگه و یا چطوری این همه چیزا با شرح تمام وقایع یادشه دیگه خدا عالمه ! "
ظاهرا ماشین اعتراف گیری و دستگاه تواب سازی و شوهای ندامت سخت در پی بی رنگ کردن افشاگری های حمزه کرمی هست که اینچنین بدنبال پرونده سازی و فاسق نشان دادن وی هستند اما در پس این ماجرا یک آشکار می شود که وقتی با زندانیان سرشناس و نام آشنایی چون حمزه کرمی که هنوز بخشی از نظام نیز با وی آشنایی نزدیک و تنگاتنگ داشته اینچنین می کنند با گمنامان و آنهایی که نام و نشان و وابستگی ای ندارند و دستشان هم به جایی نمی رسد چه می کنند ؟
گرچه حمایت از کرمی و کرمی ها اصل انکار ناپذیری است اما زندانیان گمنامی که حتا نام و تعدادشان را هم نمی دانیم آنها را نباید فراموش کرد ...



Farshad Ebrahimi© 7.8.10
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام




تازه نوشته ها

قدیمی ها

تازه هایی از دوستان

دوستانی که می خوانمشان



کمپین


GOFTANIHA

Iran Briefing

تحول سبز

Goftaniha, Amir Farshad Ebrahimi's Weblog

فیلتر شکن: دفاع از آزادی بیان

GOFTANIHA






Free counter and web stats

Creative Commons License
حقوق این وب طبق پروانه‌ کریتیو کامن لایسنس محفوظ است

© 2010 Goftaniha | گفتنی ها |Amir Farshad Ebrahimi's PersianWeblog | Site Feed Back to top
Designed by Graphit | For Goftaniha.org