www.flickr.com

لباس شخصی های خودسر

درعرصه سیاست ایران و مخصوصا در بعد از انقلاب سال پنجاه و هفت همواره شاهد تولد واژه های جدیدی بودیم واژگانی همچون "آقازاده" و معلو م الحال و... دربعد از قتلهای زنجیره ای بود که بدنبال آن اطلاعیه تاریخی وزارت اطلاعات واژه جدیدی به فرهنگ سیاسی ایران اضافه شد و آن واژه "افراد خودسر " بوده و پس از حادثه تجاوز به کوی دانشگاه تهران نیز واژه دیگری بر سر زبانها افتاد که خیلی زود رایج گردید و آن "لباس شخصی ها" بود.

صرف نظر از بررسی علت کشف و ایجاد این ادبیات امروز میخواهم بپرسم اصلا در طول و عرض این جمهوری اسلامی آیا اصلا جراتش را داشته که حرکتی خودسرانه انجام بدهد ؟ و اصلا این لباس شخصی ها که هستند؟

در روزهای آخر عمر مجلس ششم یادم هست که جمعی از نمایندگان مجلس بغض فرو خفته شان را که از مدتهاقبل در سینه شان حبس مانده بود به نا گاه ترکاندند و هر آنچه را که مدتها در بین مردم و خود زمزمه می کردند رادر نامه ای سرگشاده به رهبر حکومت ایران فریاد زدند .

135 نماینده شجاع بی هیچ ترس و واهمه سید علی خامنه ای را هشدار دادند تا کمی به رفتار و کردار خود و اطرافیانش بنگرد و تا زمان خوردن جام زهر نشده و فرصتها از دست نرفته نظام را بیش از این به ورطه هلاکت نیفکند . البته رهبر همچنان مثل گذشته از کنار این نامه نیز به سادگی گذشتند و آن را با سکوت جواب دادند اما به یکباره باز موتور خشونت گروههای فشار و یا همان لباس شخصی ها و یا همان انصار حزب الله و بهتر بگویم پادوهای بازار و موتلفه به حرکت افتادتا آنجا که یکی از فعالان و رهبران حزب الله "سردار سرتیپ پاسدار حاج حسین سازور " که بطور کاملا اتفاقی هم نظامی و عضو ارشد سپاه پاسداران و باز هم بطور اتفاقی از مسئولان امنیتی دفتر رهبری می باشند وهم کار سیاسی می کنند و مداحی هم می کنند و باز در میان مداحی هایشان در هیات عزاداری ای که در مسجد الشهدا تهران برگزار شده بوده نیز اعلام می نماید که همین الان هزارو سیصدو پنجاه نفر (یعنی ده برابر تعداد امضا کنندگان آن نامه) بچه بسیجی آماده هستند که خرخره شماها راکه به رهبر توهین کرده اید را پاره کنند .برخوردها البته به همانها خاتمه نیافت تا آنجا که هنگامیکه علی مزروعی نماینده وقت اصفهان و از امضا کنندگان آن نامه سرگشاده قصد آن داشت تا در مشهد سخنرانی نماید و نیروی مقاومت بسیج ناحیه مشهد علنا اطلاعیه داد که مانع برگزاری مراسم سخنرانی وی خواهد شد ضمن آنکه حمید استاد پس از یکدوره اختلافات داخلی با اتحادیه دانشجویان حزب الله (گروه الله کرم) و انصار حزب الله ( گروه محتشم و مایل به کارگزاران)بار دیگر به عنوان لیدر حزب الله مشهد به صحنه آمده و اعلام کرد تا مزروعی و دیگران امضا خود را پس نگرفته اند وضع همینطور است و ما بر خود فرض می دانیم که مانع سخنرانی ایشان شویم .

جالب بود بسیج علنا بیانیه می داد و نمایندگان را تهدید میکرد و بعد هم به زیر کتک می گرفت آنها را ، افراد شناخته شده و مامور و مسئولی چون سازور و الله کرم و ... رسما تهدید میکردند و فردایش یکهو می دیدی دفتر فلان نماینده آتش گرفت و ... و دست آخر نهادهای قضایی و امنیتی هم می گفتند تحقیقات ادامه دارد و اینها کار عوامل ناشناخته و خودسر است !

همه آن اعمال گرچه توسط افرادی کاملا شناخته شده انجام می شد و می شود اما هیچ مرجعی و تشکیلاتی هیچگاه مسئولیت آنرا بر عهده نمی گیرد چراکه به زعم آقایان اینها عوامل "خودسری" هستند که هیچ وابستگی ای به نهاد و ارگانی رسمی نداشته و "لباس شخصی " می باشند در حالیکه کاملا واضح و مبرهن است که این اعمالی که به یکباره در سراسر کشور و بصورت منسجم و یک شکل آغاز و انجام شده است از یک ستاد خط گرفته و فرمان حمله از یک جا صادر شده است.

این بر خوردهای منسجم و یکپارچه دقیقا برای من یاد آور برخوردهایی بود که به یکباره در کوهها و سطح شهرها با جوانان از سوی همین افراد آغاز شد. برخوردی که علنا خامنه ای به نیروهای حزب الله و بسیج دستورش را داده بود و متن نامه اش را هم پیشتر در همین مجال هم برایتان آورده بودم .

همان زمان هم دهها درگیری منجر به خشونت و یک فقره هم منجر به فوت یک جوان در کوههای دربند شده بود که باز قوه قضائیه اعلام کرد بله درگیری شخصی بوده است و اینها عوامل ناشناخته ای هستند ! و از سوی دیگر هم همواره جریان محافظه کار از آنها به عنوان تبلور غیرت دینی و یا حضور فعالانه دفاع از ارزشها توسط مردم از آنها یاد می کردند بر خوردهایی که به ضرب و شتم و پاره کردن لباس ها و حمله به خانه ها و مجالس خانوادگی و...ختم شد وبه جرات می گویم باب بسیاری از تخلفات درون جریانهای مدعی حزب الله از آنروزها آغاز شد .ازجمله سرقتهای مسلحانه و تعرض به نوامیس ملت . باجگیری و..اثباتا در بعد از این تحرکات آغاز شد چرا که این افراد دیدند هیچ محکمه و نهاد و کسی جرات برخورد و سئوال از ایشان را ندارد و یکه تاز جامعه هستند این بر خورد ها در سالهای 74 - 79 به اوج و شدت خود رسید ودر همان زمان هیچ نهاد و ارگان و مرجعی هم مسئولیت آنرا نپذیرفت و اعلام می شد که اینها همان افراد مجهول الهویه و خودسر هستند . اما حقیقت چیز دیگری بود و نه تنها این افراد مشخص و قابل شناسایی بودند بلکه فرمان هم از یک جا صادر شده بود . فرمان از ساختمانی در خیابان فلسطین صادر شده بود از بیت رهبری.

این روزها نیز داستان به همان شکلش در حال اجراست و دیگر کیست که باور داشته باشد که این موج گسترده برخورد با ملت خودسرانه است ؟

برچسبها:



Amir Farshad Ebrahimi© 29.1.10
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

امیدوارم که جرس هک شده باشد !؟

در سایت جنبش راه سبز ( جرس) مقاله ای منتشر شد که می توانید اینجا بخوانید (+) ، این مقاله که بقلم فردی بنام امید سبزینه منتشر شده است ، نه تنها با هیچ کدام از مقالات این سایت نزدیکی ندارد بلکه در خود آن نیز نقض غرضی آشکار شده است .

ادبیات یادداشت قبل از آنکه برای اصحاب جرس باشد بیشتر به اهالی کیهان و فارس و رجا نیوز می ماند که در یک یادداشت پنج پاراگرافی دهها اتهام ریز و درشت را نثار صدها کاربر بالاترین نموده است .

این شیوه در نوشتار نه تنها در خور سایتی که مبشر جنبش سبز است نیست بلکه باید از خطوط قرمز آنها باشد ، اتهام زنی و فرافکنی شیوه مستبدان است نه سبزهایی که اعتقاد دارند " ادب مرد به زدولت اوست " .

نویسنده این یادداشت معتقد است که عمده مشترکین و کاربران بالاترین " خارج نشین اند که خودشان جرات به خیابان آمدن را ندارند و فقط با لینکهای تحریک آمیز جنبش مردم را می خواهند به خشونت بکشند " ....

کسی که در خانه شیشه ای نشسته است حق ندارد به سوی دیگران سنگ پرتاب کند ! و سئوال اینجاست که مگر عمده گردانندگان جرس کجا هستند ؟ عمده نویسندگان جرس در کجا زندگی می کنند ؟ جز این است که امروز همه ما آوارگان و تبعیدیانی هستیم که محصول این دیکتاتوری بزرگ هستیم ؟ آیا این صحیح است که در این مقطع زمانی خاص به این مباحث تفرقه افکنانه دامن زده شود ؟

در این یادداشت بواقع سخیف باز ما شاهد رد پای ادبیات کیهانی هستیم که به مثله کردن مبارزان و جنبش سبز پرداخته و برچسب مجاهد و سلطنت طلب و تجزیه خواه و عافیت نشین را نثار آنها می کند .

" امید سبزینه " پس از ایراد اتهامات ریز و درشت در آخر به شیوه ای کاملا کودکانه و کاسبکارانه به تبلیغ جرس می پردازد و اینکه " به جای این سایت (بالاترین) از سایر سایتهای اطلاع رسانی دیگر مانند راه سبز (جرس) که اخبار موثق می دهند و دنباله رو افراد نژادپرست و افراطی نیستند میتوان استفاده کرد. در این سایت اندیشمندان زیادی مقاله می نویسند که در رشد فکری جامعه می تواند موثر باشد."

هرچه که می خوانم می بینم این یادداشت ، ادبیات دوستانمان در جرس نیست و امیدوارم که جرس نیز مثل قلم و کلمه و ... هک شده باشد یا این نویسنده نفوذی ای بیش نباشد .

امروز همه ما درگیر نبرد با یک دیکتاتوریی هستیم که هزار رنگ و هزار شکل دارد پس باید بیش از پیش آگاه باشیم و با دامن زدن به مباحثی چون داخلی ها و خارج نشین ها شکاف عظیمی ای در این جنبش وارد نکنیم .

درست است که ما امروز متاسفانه و شوربختانه خارج نشین هستیم اما بخش اعظم ما "خارج نشینان " نه از عافیت و خوشگذرانی خارج نشین شده ایم که هر کداممان سهممان از همه وطن کوله پشتی ای شد که شبانه بستیم و از میهن گریختیم .

ما امروز در کنار دیگر هموطنانمان در ایران نیستیم تا فریاد بزنیم و باتوم بخوریم و با گاز اشک آور گریان شویم و کهریزک را تجربه کنیم ، اما بسیاری از ما خارج نشینان امروزی نیزکم در اوین و دهها زندان بی نام و نشان دیگر نه یک بار که دهها بار این طعم تلخ را تجربه کرده ایم .

ما خارج نشینیم اما عافیت طلب نیستیم ، ما نیز هفت ماه در گرمای تابستان و سرمای زمستان با این جنبش در خیابانها و راهپیمایی ها و تحصن ها و ...زندگی کرده ایم و لحظه ای از رسالت بزرگی که این روزها بردوشمان است و آن رساندن فریاد هموطنانمان در داخل کشور به گوش جهانیان است غافل نبودیم !

نه این یادداشت کار جرس نبوده است ...

برچسبها:



Amir Farshad Ebrahimi© 28.1.10
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

چگونه نگذاریم پیامک های ما کنترل شود؟

با توجه به افاضات اخیر سردار مقدم درباره ردیابی اس ام اس باید بگویم که خوب ایشان بماند که در کل گلواژه فرمودند و این کار را حتا دولت آمریکا در ایام حادثه یازده سپتامبر نتوانست انجام بدهد و اصولا با توجه به موج گسترده و رو به افزایش استفاده از اس ام اس یا انطوری که در ایران می گویند پیامک این کار اصلا شدنی نیست .

امریکائی ها و با همت شرکت موتورآلا البته در سال 2002 بالاخره توانستند راهی برای این مسئله بیابند و آن همان کاری بود که از مدتها پیش برای کنترل ایمیل ها در دست داشتند ، مثلا در دروازه های بین المللی شاهراه اینترنت سنسورهایی ایجاد کرده بودند که بصورت اتوماتیک و به هر زبان اگر در مکاتبات الکترونیک عنوان می شد " بن لادن " یا "القاعده " یا هر چیز دیگری که مد نظر آنها بود بلافاصله مبدا و مقصد ایمیل شناسایی می شد و حتما آخر کار به گوانتانامو ختم می شد !

اما همه داستان این نیست ! و از همین جاست که اصلا اگر فرض را هم بر این بگذاریم که کمپانی موتورآلا این برنامه را جهت کنترل پیامک به ایران داده باشد هم باز اینکار در ایران قابل اجرا نیست چون ما ایرانی ها در اینمورد بسیار خوش ذوق هستیم و اینجاست که همه برنامه ها در اینمورد هنگ می کنه !

جواب آسان است چون ما در پیامک ها و ایمیل هایمان از زبان محبوب " پینگیلیش " استفاده می کنیم و از برکات زبان پینگیلیش این هست که به هر مدلی بخواهی میتونی تغییرش بدی!

با توجه به اینکه نرم افزارهایی که بر فرض وجود نیروی انتظامی و یا هر نهاد امنیتی دیگر در ایران برای ردیابی استفاده میکنند به این صورت کار میکنند که، یک سری کلمه به صورت پیش فرض به دستگاه می دهند که نسبت به آنها حساس باشد ، و این نرم افزارها به شکل حروف و ترتیب اونها خیلی حساس هست ، پس به راحتی با نوشتن متفاوت اینگونه کلمات علنا غیره قابله ردیابی میشوید.

فقط توجه کنید که این دستگاهها به همه کلمات حساس نیستند، بنابراین فقط کلماتی که به نظرتون احتمالا سرچ اش بیشتر هست رو عوض کنید، مثلا خامنه ای + ا.ن + احمدی نژاد + تظاهرات + جنبش سبز یا الان ۲۲ بهمن یا هرچی که به نظرتون حساس میاد تو اون مقطع زمانی برای این کار میتونید چند کار بکنید

یک - سعی کنید که در تایپ کلمه از حروف اضافی غیرمعمول استفاده کنید: مثلا به جای کلمه mir hosseinبنویسید miiir hooosseein، یعنی بعضی حروف رو چند بار تکرار کنید

دو - سعی کنید که در تایپ کلمه از حروف جایگزین استفاده کنید، مثلا به جای i از y یا به جای O از u و

…. myr husseyn

سه - سعی کنید که در تایپ کلمه ازعلامات اضافی استفاده کنید مثل ,./*& استفاده کنید: my,r Ho*ss^Ein

در نهایت با مخلوط کردن این ۳ فرمول بالا به راحتی کلمه ای نوشتید که غیر قابل ردیابی هست .

موفق باشید و بدانید ما پیروزیم چون حق با ماست .

پی نوشت :

دوستان وبلاگ من در ایران فیلتر است و شما می توانید با پخش این پست به آگاه همه هموطنان اقدام کنید .

برچسبها:



Amir Farshad Ebrahimi© 27.1.10
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

رقص ریلها در دولت خوشحال احمدی نژاد

داستان راه آهن اصفهان – شیراز داستانی است نسبتا قدیمی است اما از آنجا که این مسئله را مجددا دکتر اطاعت در مناظره اش با زاکانی بیان کرد بد ندیدم که نگاهی به این طرح بیندازیم .

این طرح که مقدمات طراحی آن از زمان دولت هاشمی آغاز و در اواخر دولت دوم خاتمی عملیاتی شد ، به هر حال در دولت نهم اجرای این پروژه با افت و خیزهای متعدد و متنوعی به پیش رفت و در فروردین سال 1388 در حالی که پروژه پیش رفتی کمتر از شصت درصد داشت از سوی دولت نهم و رئیس جمهور مدعی مدیریت جهانی وعده داده شد که :

"من از طرف مسئولین استانی و وزارت راه قول می دهم که زائرینی که برای مراسم ارتحال امام خمینی به تهران می آیند بتوانند از قطار استفاده کنند ."

بدیهی است که این وعده کلیه ی کارشناسان و اهل فن را در تعجب فرو برد . اما بر خلاف پیش بینی کارشناسان از انجا که این دولت امام زمانی حتما از امداد غیبی هم استفاده می کند این وعده محقق شد اما !

قطار شیراز به اصفهان و نهایتا تهران در تاریخ سیزدهم خرداد سال 1388 از محلی که به زحمت می شود آنرا حتا "حوالی شیراز" هم نامید با حضور معاون اول رئیس جمهور ، استاندار فارس و امام جمعه شیراز افتتاح و به حرکت درآمد .

اما در این زمینه دو نکته بسیار کوچک و چه بسا کم اهمیت نیز وجود داشت :

نکته اول :

طی مسیر 900 کیلومتری شیراز به تهران که با اتوبوس در حدود 12 ساعت و با اتومبیل شخصی حدود نه ساعت به طول می انجامد با توجه به ویژگی های منحصر بفرد راه آهن ویژه دولت نهم در حدود 24 ساعت بطول انجامید ، ضمنا لازم به تذکر است که مسیر شیراز – آباده ( محدوده بهره برداری شده در یکساله اخیر ) که با اتوبوس زمانی در حدود چهار ساعت برای آن نیاز است در مدت یازده ساعت طی شده است .( روزنامه خبر جنوب مورخ 16/3/88 ) .

نکته دوم :

پس از عبور قطار از روی راه آهن ویژه دولت نهم که به درستی از سوی کارشناسان به عنوان " راه آهن یکبار مصرف " نام گذاری شده است ، کلیه ابنیه فنی پروژه نابود شده است و لازم است مجددا با هزینه های قابل ملاحظه ای ( علاوه بر هزینه ساخت راه آهن ) کلا تخریب شده و مجددا از ابتدا ساخته شود .

در ادامه تصاویری مفرح از این شاهکار مهندسی پس از عبور قطار ارائه شده است که توجه همه شما عزیزان را به آن جلب می نمایم :

ایستگاه راه آهن با شکوه شیراز در زمان بهره برداری از راه آهن
این هم یکی از پلهای واقع در مسیر قطار است که البته قطار از روی آن رد نشده بلکه مسافرین بخشی از مسیر را با اتوبوس طی نمودند و پس از آن در میانه راه مجددا سوار قطار شده اند
این هم ادامه مسیر است که تراورس ها در این بخش به علت سستی بیش از حد بستر در بالاست ها فرو رفته و کاملا از ریل فاصله گرفته اند . به خود نویس قرار گرفته در میان ریل و زمین توجه فرمائید ! این حاصل عبور تنها یک قطار می باشد !
رقص ریلها نمونه ای کاملا مستند از نشاط در دولت احمدی نژاد
و این نیز موجی از شعف و شادمانی که سینوسی قائم ایجاد کرده ! البته لازم است به شما اطمینان داده شود که کلیه مسافرین قطار به هر نحوی شده از این مسیر سالم به مقصد رسیده اند و جای هیچ نگرانی نیست .
این موج سینوسی افقی ایجاد شده در ریل نیز که با سعی و تلاش وافر ارائه شده است تصویری از راه آهنی متروکه و قدیمی نیست بلکه نشانگر شاهکار مهندسی در دولت نهم است که تنها یک ساعت پس از افتتاح و عبور قطار به ثمر نشسته است در این عکس نیز شما بخوبی می بینید که نه تنها عملیات کوبیدن بالاست ها صورت نپذیرفته است ، بلکه حتی بالاست ریزی نیز ناقص انجام شده است ، به فاصله زمین تا تراورس بوسیله خودنویس دقت کنید .
و این نیز مجددا شاهکار مهندسی به حق این دولت که توان " مدیریت جهانی " را داراست
تصویر دیگری از تراورس های بتنی پس از عبور قطار
تصویری از ترواروس های بتنی که پس از عبور یکباره قطار به این حال و روز افتاده است البته بر اساس استانداردها بروز ترک های بسیار خفیف در تراورس ها پس از گذشت حداقل 10 سال قابل پذیرش است که خوب باید به همه مهندسین این پروژه تبریک گفت که ره ده ساله را یک ساعته طی نموده اند
پس از دیدن عکسهای فوق بد نیست دیگر ویژگی های قابل ذکر این خط راه آهن را نیز برایتان برشمرم : معمولا در آخرین مرحله پیش از بهره برداری از مسیر راه آهن کنترل "سیگنالینینگ" مسیر می باشد و جالب است که بدانیم با اینکه این پروژه در خرداد ماه سال1388 افتتاح شده است در ماه آذر تازه " مناقصه جهت انتخاب پیمانکار سیگنالینگ این مسیر برگزار شده است و هنوز انتخاب پیمانکار صورت نگرفته است . بطور معمول پس از تکمیل هر مسیر راه آهن به منظور تامین ایمنی ، تا مدتی در حدود یک تا چند هفته لازم است از این مسیر جهت عبور بار استفاده شود ، در حالی که مسیر مورد نظر برای اولین بار با استفاده از " خانواده های معظم شهدا زائر حرم مطهر امام " آزمایش شد . مسئولین استانی همراهی کننده با طولانی شدن مسیر به تدریج از قطار پیاده شده و با وسیله زمینی دیگری به ادامه مسیر پرداخته و برخی نیز به شیراز بازگشتند . در خاتمه باید گفت که به همین دلیل است که الحق خانم فطمه رجبی آقای دکتر احمدی نژاد ( دکترای مهندسی حمل و نقل ) را " معجزه هزاره سوم " و چه بسا چهارمو پنجم و ... نامیده اند . بله با هر رویکرد و و هر نگاه این پروژه یکی از " فجایع بزرگ مهندسی" و نیز یکی از "جنایات اقتصادی" دولت نهم است . بدیهی است با شرایط موجود کل راه آهن احداث شده در این مسیر باید برداشته شده و مجددا ساخته شود . با کدام بودجه ؟ این تنها یکی از نمونه های کوچک نحوه هزینه کرده 280 میلیارد دلار درآمد نفتی دولت نهم است . که تنها کارکردش بخش بسیار کوچکی بود از "پروژه تبلیغاتی جناب آقای دکتر احمدی نژاد " که با حقوق مردم ایران انجام شد

برچسبها:



Amir Farshad Ebrahimi© 24.1.10
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

اصلاحات یا براندازی؟

این روزها حکومتی ها در همه جا اعم از منابر نماز جمعه و دادگاه انقلاب و بازوهای خبریشان مثل فارس و ایرنا و رجا نیوز و ... جنبش سبز را یک انقلاب مخملین و انقلاب رنگین می خوانند ، که اولا بقول دکتر اطاعت در برنامه روبه فردا با این حرفشان اول خودشان را متهم می کنند و نظام سیاسی امروزی ایران را رسما یک نظام توتالیتر و دیکتاتوری می خوانند چون همیشه انقلابهای رنگی در حکومتهای بسته شکل می گیرد و دوما اینکه با این اتهام به جنبش سبز عملا شرایط را به سمت رادیکال شدن پیش می برند اما دوستان یک نکته‌ی خیلی مهم این جا هست که خیلی‌ها به آن دقت نکردند.

اولا که انتخاب رنگ سبز از سوی موسوی و یا رنگ سفید از سوی کروبی اینها همه اش یا به همان قرعه کشی صدا و سیما مربوط می شد ویا فقط به سیادت موسوی ، پس اگر بخواهیم بگوئیم انقلاب رنگی در ایران در حال شکل گیری است باید بدانند که پس این خود صدا و سیما بود که به این داستان دامن زد .

این روزها اینقدر صدا و سیما و دادگاه ها و بیانیه های سپاه و وزارت اطلاعات و ....هی مدام و پشت سر هم این لفظ "انقلاب رنگی " را برای ملت تکرار کرده اند که همه هم به نوعی پذیرفته اند که بله خوب پس هدف جنش سبز انقلاب رنگی است و این دقیقا یعنی مهندسی عملیات روانی و خواست حکومت که در اتاق جنگ روانی در حال انجام است .

پس بهتر است اول کمی از انقلاب های رنگی بدانیم و اینکه هیچکدام از این «انقلاب‌« ها به معنی واقعی کلمه انقلاب نبودند. یعنی هیچکدامشان ساختار موجود حکومت را به هم نزدند، کسی را اعدام یا محاکمه نکردند، حزبی یا سازمانی را منحل نکردند، قانون اساسی را لغو نکردند، قوه‌ی قضاییه‌شان را دست نزدند، مدیرهای کلان را عوض نکردند و... این انقلاب ها فقط نام انقلاب را بر خود داشتند و در واقع فقط و فقط برای ترمیم و یا تقویت وضع موجود به صحنه آمدند .

انقلاب رنگی یعنی دقیقا کاری که ملت در دوم خرداد انجام دادند و خاتمی را سر کار آوردند ، یعنی بخشی از حکومت را به ناگهان از طریق دموکراتیک و انتخاباتی که در خود قانون پیش‌بینی‌شده بود عوض کردند، با این امید که با روش چانه‌زدن در بالای حکومت و فشار مردمی از پایین قوانین را تغییر داده تا حکومت را از این طریق بازتر، عادلانه‌تر و مسوول‌تر کنند .

این دقیقا کاری است که یوشچنکو و دیگر رهبران این جنبش‌ها هم می‌‌خواستند بکنند. منتها آمریکایی‌ها که آنزمان به "انقلاب" در بلوک شرق سابق محتاج بودند با قدرت رسانه ای شان اسم این جنبش اصلاح‌طلبانه را گذاشتند انقلاب تا به کارنامه‌ی بوش نمره مثبت اضافه کنند و اتفاقا بزرگترین مستند آمریکائی ها هم همواره حرفهایی است که دولتهایی چون ایران می زنند و با اینها ثابت می کنند که بله ما در اوکراین و صربستان و ... انقلاب کردیم و گواهمان هم حرفهای دولتمردان دشمنانمان هست ، مثلا اعترافات تلویزیونی هاله اسفندیاری و کیان تاج بخش و رامین جهانبگلو الان بزرگترین سند آمریکائی هاست که بله ما درصدد انقلاب بودیم و هستیم !

اینجاست که واقعا به آمریکا ستیز بودن جمهوری اسلامی باید شک کرد که چقدر خوب در زمین دشمنش بازی می کند !

به نظر من پیش از هر چیز لازم است بدانیم که کسانی که از انقلاب‌های رنگین دفاع می‌کنند بدون اینکه خودشان بدانند در واقع از اصلاح‌طلبی دفاع می‌کنند.

خاتمی در هشت سال ریاست جمهوری اش به واقع و به معنی تمام کلمه "گند زد"! اما این گندش مانع از مرگ اصلاح طلبی در ایران نشد و بزرگترین شاهدش هم هیجان میلیون‌های ایرانی‌ای است که این روزها با شوق تمام اخبار انقلاب‌های رنگین را دنبال می‌ کنند و خود را سبز می خوانند .

باید واقع بین باشیم و بقول مثل معروف بدانیم که "سنگ بزرگ نشانه نزدن است " این روزها صحبت از سرنگونی جمهوری اسلامی و فروپاشی این نظام اگر نگوئیم که درست نیست دست کم بسیار زود است عزت الله سحابی که به واقع پیر سیاست در ایران هست در آن پیامش به زیبایی و ظرافت تمام به این نکته اشاره کرده بود که متاسفانه آن پیام به خوبی منعکس نشد ، کوتاه کلام اینکه حکومت آنقدر هنوز ذوب شده در ولایت اعم از لبنانی و بسیجی و پاسدار دارند که از سرنگونی نمیترسد ، اینها با تئوری "النصر بالرعب"شان هیچ ابایی ندارند که در خیابانها حمام خون راه بیندازند و روزی ده نفر را هم اعدام کنند اینها بیش از هرچیز از چند دستگی در حکومت می ترسند که ثابت شده است پاشنه آشیل جمهوری اسلامی است ترس حکومت بیشتر از سرنگونی از "اصلاحات و اصلاح طلبی است ، همین است که پس از هر حضور میلیونی ملت در راهپیمایی ها و تجمعاتی مثل بیست و پنج خرداد و یا روز قدس و روز عاشورا بیش از هر چیزی می آیند جریانهای سرنگونی طلبی چون انجمن پادشاهی و یا سازمان مجاهدین را علم می کنند و در بوق و کرنا می کنند که اینها هستند نه افراد شاخص اصلاحات ، چون هم برخورد با سرنگونی طلب ها راحت هست و هم می دانند که اینها وزن اجتماعی آنچنانی ندارند در جامعه .

در همین راستاست که شعار " موسوی بهانه است اصل نظام نشانه است " را من اتفاقا درست مثل شعارهای " نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران " و یا "جمهوری ایرانی " را دقیقا ساخته و پرداخته اتاق جنگ روانی خود حکومت می دانم ! که خودش می خواهد مردم را از اصلاح طلبی دور کند و به فاز رادیکال سرنگون طلبی بکشاند ، شاید این حرف در ابتدا خنده آور قلمداد شود اما با نگاهی دقیقتر می بینید که این حکومت و دقیقا علی خامنه ای و اطرافیانش بیشتر ازآنکه از اصلاحات بیم دارند از سرنگونی و رادیکال شدن قضا بیم ندارند .

برچسبها:



Amir Farshad Ebrahimi© 24.1.10
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام




تازه نوشته ها

قدیمی ها

تازه هایی از دوستان

دوستانی که می خوانمشان



کمپین


GOFTANIHA

Iran Briefing

تحول سبز

Goftaniha, Amir Farshad Ebrahimi's Weblog

فیلتر شکن: دفاع از آزادی بیان

GOFTANIHA






Free counter and web stats

Creative Commons License
حقوق این وب طبق پروانه‌ کریتیو کامن لایسنس محفوظ است

© 2010 Goftaniha | گفتنی ها |Amir Farshad Ebrahimi's PersianWeblog | Site Feed Back to top
Designed by Graphit | For Goftaniha.org