گفتگوگر : نیوشا بقراطی
پیراهنهای سفید روی شلوار، ریشهای عمدتا نتراشیده، نگاههای جستجوگر، گاه مسلح به سلاح سرد یا حتی گرم، سوار بر ترک موتور به قلب جمعیت معترض میزنند؛ با شعارهایی مذهبی آمیخته به ناسزا، و فریادهای مرگ بر لیبرال و مشابه آن: حمله به کوی دانشگاه، ضرب و شتم وزرای اصلاحطلب، ترور نافرجام سعید حجاریان، بر هم زدن جلسات دگراندیشان ...یک سو خون کشیشی بر زمین میریزد، سوی دیگر پرده سینما در آتش میسوزد.گروهی کبوتران ولایتشان میخوانند، گروهی دیگر پیک وحشت.و اکنون بازگشتهاند؛ قویتر، منسجمتر، باتوم به دست، بر ترک موتور، تا رئیس جمهور محبوب رهبری را پاس بدارند.از آغاز خشونتها در اعتراضات اخیر به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، یک نام بیشتر از هر اصطلاح دیگری شنیده میشود: «لباس شخصیها»؛ بازویی که گاه خودجوش و گاه سازمان یافته، یک گام جلوتر از پلیس، به معترضان یورش میبرد . به راستی «لباس شخصیها» کیستند؟ مشروعیتشان از کجا میآید؟ و دایره اختیاراتشان تا کجاست؟
بر صندلی گفتوگوی ویژه این هفته رادیوفردا کسی نشسته است که زمانی از اعضای ارشد «انصار حزبالله» بود؛ در تاروپود آن، و اکنون پس از سالها کنارهگیری، جزو معترضان و منتقدان سرسختش. «انصار حزبالله» اگرچه در برگیرنده تمام نیروهای لباس شخصی نیست، اما منسجمترین، معروفترین – و آن گونه که میگویند - پرقدرت ترینشان به شمار میرود. میهمان ما در این گفتوگو، دبیر سیاسی پیشین گروه انصار حزبالله است، عضو شورای موسس انصار حزبالله، از نزدیکان پیشین حسین اللهکرم، حاجی بخشی، مسعود دهنمکی و نامهای آشنای دیگر، نامهایی آشنا چه برای حزباللهیهای افراطی و چه برای دگراندیشان مدنی و سیاسی.
«امیرفرشاد ابراهیمی» فعال سیاسی و منتقد سیاستهای جمهوری اسلامی ایران که در پی حمله انصار حزبالله به کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ و بروز اختلافات شدید، از عضویت در این گروه استعفا کرد، از پشت پرده انصار میگوید، و از این که حتی نامش را هم به درستی نمیدانیم.
رادیوفردا: آقای امیرفرشاد ابراهیمی! سوال را از اینجا شروع میکنم که آن گروهی که به نام انصار حزبالله – چه درست و چه غلط – پیش مردم معروف شده، یا به طور عام، همان نیروهای لباس شخصی، که این روزها به خاطر برخوردشان با تظاهرکنندگان، شاید نامشان بیشتر از نیروی انتظامی و امنیتی بر سر زبانها باشد، چه کسانی هستند؟ از کجا میآیند؟
امیرفرشاد ابراهیمی: شاکله انصار حزبالله به سال ۱۳۷۲ برمیگردد. این گروه علنا با نشریه «یالثارات الحسین» اعلام موجودیت کرد. این نشریه ابتدا فقط در نماز جمعه پخش میشد، اما بعدها به کیوسک روزنامهفروشیها راه پیدا کرد و علنی شد. تا سال ۱۳۷۴ همه گروهها زیر عنوان انصار حزبالله جمع بودند. اما از این سال به بعد به دلیل اختلاف نظرهای کلی به چند پاره تقسیم شدند. یک گروه همان انصار حزبالله باقی ماندند و با نشریه یالثارات الحسین کماکان به کار مطبوعاتی خود مشغول بودند. و گروه دوم عنوان «اتحادیه دانشجویان و فارغالتحصیلان حزبالله» داشتند که آقایان اللهکرم، مسعود دهنمکی، فرج مرادیان و حاجی بخشی هم عضو این گروه بودند.
و این در واقع همان گروهی است که شما دبیر سیاسی آن محسوب میشدید؟
بله. این تشکل که تشکیل شد من دبیر سیاسی آن شدم. آقای حسین اللهکرم دبیر کل، و مسعود دهنمکی به عنوان دبیر فرهنگی آن برگزیده شد.
یعنی بیشتر برخوردهای خیابانی که به نام انصار حزبالله در سالهای دهه هفتاد شاهدش بودیم، درواقع ناشی از عملکرد همین گروه بود؟
بله. اتحادیه فارغالتحصیلان و دانشجویان حزبالله بودند. افرادی مثل آقای گودرزی هم در همین گروه بودند. ما با آن گروه اصلی انصار حزبالله در یک سری مسائل اختلاف نظر داشتیم، اما در کل اشتراکات فکری زیادی هم داشتیم. میشود گفت که تقسیم کار کرده بودیم. بخشی از کار را انصار حزبالله برداشت و آن انجام کارهای فرهنگی و مطبوعاتی بود؛ و ما هم به عنوان گروه دیگری به برگزاری تجمعات دست میزدیم، جلساتی به نام «نوسازی معنوی» تشکیل میدادیم. و بله! میشود گفت که در آن درگیریها و بر هم زدن تجمعات، تقریبا همه گروهها با همدیگر همکاری داشتند و افرادی که مردم کلا به اسم انصار حزبالله میشناسند در آن مشارکت میکردند.
که به لباس شخصیها معروف شدند...
بله.
خوب، اینها تحت فرماندهی چه کسی هستند؟ برای چه کسی کار میکنند؟ به عبارت سادهتر مشروعیت برخوردشان و امکان استفاده از قوه قهریهشان را از کجا میآورند؟
مشروعیتشان را در کل از رهبر میگیرند. این امر علنی بود. همه هم میدانستند. ما با دفتر رهبری ارتباط خیلی نزدیکی داشتیم. ملاقاتهای خصوصی داشتیم . بر سر هر موضوعی مجاز بودیم به دفتر رهبری برویم . حالا شاید الزاما با خود رهبر ملاقات نداشتیم . اما با مسولان ارشد دفتر رهبری در ارتباط بودیم . و همین مشروعیت هم باعث شده بود که نیروهای امنیتی و انتظامی نسبت به برخوردهای انصار حزبالله از خودشان مماشات نشان بدهند.
منظورتان این است که برخی از رهنمودها و راهکارها را به طور مستقیم از دفتر رهبری اتخاذ میکردید؟
دقیقا، دقیقا. نگاه کنید! پیش میآمد که ما جلساتی با آقای جنتی یا آقای مصباح یزدی هم داشته باشیم. اما آن چه که به رفتار ما مشروعیت میداد حمایت رهبری بود. مثلا وقتی پیش آقای جنتی یا یزدی میرفتیم میگفتند که شما کبوتران ولایت هستید. در جلساتی که با دیگران هم داشتیم آنان ما را با عنوان سربازان ولایت قلمداد میکردند. مطلب دیگری که باید بهش اشاره کنم این است که از سال ۱۳۷۶ و با سرکار آمدن آقای خاتمی تنشها و درگیریها بیشتر شد . نیروی انتظامی هم در یک وضعیت منفعل قرار گرفته بود. و نمیدانست با این نیروها باید چه کند. از همین جا بود که پایه و اساس تشکیل نیروهای «نوپو» شکل گرفت. طبق دستور مستقیم رهبری به مسئول اطلاعات نیروی انتظامی که در آن زمان آقای سرتیپ مسعود صدرالاسلام بود نیرویی راهاندازی شد به نام نوپو که اسم اختصاری «نیروهای ویژه پاسدار ولایت» بود. بخشی از بچههای انصار حزبالله به شکل کاملا سازمانی و ارگانیک در اختیار نیروی انتظامی قرار گرفت و زیر نظر اطلاعات نیروی انتظامی کار میکردند. همین افراد هم بودند که در حادثه ۱۸ تیر کوی دانشگاه حضور داشتند. الان هم در برخورد با تظاهرکنندگان و معترضان به نتایج انتخابات، نیروهای نوپو را میتوانید با جلیقههای خاکستری رنگ تشخیص دهید.
که از آن زمان برای چنین مواقعی سازماندهی شدهاند...
بله، دقیقا.«مشروعیتشان را در کل از رهبر میگیرند. این امر علنی بود. همه هم میدانستند. ما با دفتر رهبری ارتباط خیلی نزدیکی داشتیم. ملاقاتهای خصوصی داشتیم . بر سر هر موضوعی مجاز بودیم به دفتر رهبری برویم . حالا شاید الزاما با خود رهبر ملاقات نداشتیم . اما با مسولان ارشد دفتر رهبری در ارتباط بودیم . و همین مشروعیت هم باعث شده بود که نیروهای امنیتی و انتظامی نسبت به برخوردهای انصار حزبالله از خودشان مماشات نشان بدهند.»خوب، به نیروهای مختلف اشاره کردید، یعنی این افراد به محض پیوستن به تشکیلات انصار حزبالله مسلح میشوند و امکان استفاده از سلاح سرد و گرم را پیدا میکنند؟
ببینید، بحث تسلیح حزبالله برای اولین بار در ایام اتفاقات کوی دانشگاه مطرح شد. قبل از آن، به این صورت مطرح نبود که بگوییم همه نیروهای حزبالله سلاح داشتند. باید بدانید که یک رابطه کاملا پیچیده در میان نیروهای انصار حزبالله وجود دارد که اگر بخواهم تشریحش کنم بسیار زمانبر خواهد بود. به طور خلاصه، کسانی که در انصار حزبالله حضور داشتند عمدتا بسیجی یا سپاهی بودند. این افراد سپاهی گاها از محل خدمتشان در سپاه اسلحه داشتند. و این اسلحه را زمانی که در ماموریتهای حزبالله حضور داشتند با خودشان حمل میکردند. افرادی هم که بسیجی بودند عمدتا حکمهایی داشتند که به همان احکامی برمیگشت که در ایستهای بازرسی در خیابانها از آن استفاده میکردند. بر همین اساس اگر زمانی هم نیروی انتظامی یا هر کس دیگر میخواست با آنها برخورد کند یا بپرسد که این افراد لباس شخصی اینجا، در تجمعات، چه کار میکنند، نمیگفتند من حزباللهی هستم؛ میگفتند من بسیجیام، این هم حکم ماموریتم. بهترین تعبیر این است که بگوییم در واقع یک سوء استفاده قانونی در اینجا انجام میشد و کسی هم از این افراد ایراد نمیگرفت.
حالا که بحث از سازماندهی نیروهاست میخواستم بپرسم در سازماندهی نیروهای انصار حزبالله که یک نیروی شبهنظامی با ایدئولوژی مذهبی شدید به شمار میرود، مولفه مذهب کجا قرار میگیرد؟ اعتقادات چه جایگاهی دارد؟
اعتقادات در درجه بالایی بود. انصار حزبالله یک گروه و سازمانی بود که به اعضایش حقوق و پول به طور رسمی نمیداد البته راههای دیگری بود که...
به این بحث باز میگردیم، اما اجازه بدهید به اینجا که رسیدهایم، یک پرانتز باز کنیم. از ایران شنیده میشود که به افرادی پول داده میشود تا در برخورد با معترضین، بقیه نیروها را همراهی کنند. شما احتمال چنین چیزی را چطور میبینید؟
احتمال آن را تایید میکنم. ببیند مثلا آقای الله کرم عضو انصار حزبالله بود، ولی مثلا یک آژانس هواپیمایی هم داشت. این آژانس هواپیمایی طبعا یک سری هزینههایی هم دارد، باید مالیات بپردازد. اما بر اساس روابط خاص، از این هزینهها چشمپوشی میشد. کافی است که من مثلا به عنوان مسئول انصار حزبالله به آقای سعید امانی زنگ بزنم که در آن زمان دبیر جامعه اسلامیاصناف بازار تهران بود، و بگویم فلانی از بچههای ماست، هوایش را داشته باشید. همین «هوایش را داشته باشید»، به معنای آن بود که او میتواند از یک رانت ویژه استفاده کند.
شما شخصا شاهد چنین مسائلی بودید؟
بله. من شخصا شاهد بودم . این سفارشات در ردههای بالای گروه اتفاق میافتاد. البته در ردههای پایینتر و بچههایی که مثلا تجمعات را بر هم میزدند یا در میان نیروهای پیاده نظام هم این طور نبود که مثلا بگویند «خوب شما امروز این تجمع را بهم زدید این دو هزار تومان را بگیر!»، اما در هر صورت پولی به آنان اختصاص داده میشد. مثلا میگفتیم، خوب شما بچههای حزبالله هستید . میخواهید فلان برنامه یا فلان هیات مذهبی را تشکیل دهید. این پول را آقای فلانی به همین منظور به شما کمک کرده است...
خوب پس باز میگردیم به نقش مذهب و استفاده از آعتقادات در این گروه، که پیشتر بحثاش نیمه کاره ماند...
بله . مذهب در جایگاه بالای تفکر این گروه قرار دارد. اساسا اکثر برخوردها (از سوی بازوهای اجرایی گروه) با انگیزههای مذهبی صورت میگیرد. کسانی که در رده اول این گروه بودند میدانستند که برخورد با آقای عطاالله مهاجرانی یا برخورد با دکتر سروش یک برخورد سیاسی است. ولی ما، یا کلا جریان اصلی انصار حزبالله نمیرفتیم به این افراد بگوییم که مثلا چون ما از نظر سیاسی با آقای خاتمی اختلاف داریم بروید و تجمعشان را بر هم بزنید. با این عنوان طرح میشد که این افراد دارند ریشههای اسلام را میخشکانند. اینها دارند اسلام را کمرنگ میکنند، اسلام آمریکایی را ترویج میکنند، و امثال این صحبتها. در واقع نیروها، به عنوان یک تکلیف دینی تجمعات را بر هم میزدند یا با مردم برخورد میکردند.
حالا اگر موافق باشید، کمی بیشتر به اتفاقات اخیر بپردازیم. یکی از شایعات قوی این است که در برخورد با معترضان تظاهرات اخیر از نیروهای خارجی هم استفاده میشود. آیا شما در طول مدتی که با این گروه همکاری میکردید شاهد چنین نمونههایی هم بودهاید؟ این ادعا به نظر شما تا چه حد میتواند صحت داشته باشد؟
باید برگردم به همان حرفی که یک بار هم زدم، اعضایی که در انصار حزبالله فعالند عمدتا نیروهای بسیجی هستند. بسیجیها به عنوان ضابط قضایی عمل میکنند و در مواقع بحران این افراد میتوانند به عنوان یکی از زیرمجموعههای سپاه پاسداران انجام وظیفه کنند. ماموریت حفظ امنیت تهران طبق مصوبه فرماندهی کل قوا زیر نظر قرارگاه ثارالله تهران است . قرارگاه ثارالله تهران یک قرارگاه مستقل است که زیر نظر هیچ کدام از نیروهای پنچگانه سپاه قرار ندارد، و مستقیما زیر نظر فرمانده کل قوا هدایت میشود. در آن قرارگاه ثارالله دو تیپ وجود داشتند وهنوز هم هستند که در آن افراد خارجی حضور دارند. یک تیپ آن جنب نمایشگاه بینالمللی تهران و مابین نمایشگاه و ساختمان صدا و سیما مستقر است که اینها بازماندگان لشکر ۹ بدر هستند که افرادش عراقیاند. یک تیپ دیگر هم از نیروهای احتیاط حزبالله لبنان هستند که برای آموزش وارد ایران شدهاند و ماندهاند. دفتر آنها هم در خیابان حافظ شیراز در خیابان ولیعصر قرار دارد، ولی محل استقرارشان پادگان امام علی است . این شایعاتی که امروز در سطح جامعه مطرح شده... کما این که خودم هم در عکسها شاهد آن بودم دو تن از اعضا حزبالله لبنان را نشان میدهد که یکی از آنها جزو افراد معروف حزبالله لبنان است، یعنی برادر علی منیر اشمر است که همین حالا هم اگر به وبسایت حزبالله لبنان بروید، میبینید که نامش در بین شهدای استشهادی نوشته شده. برادر او، در درگیریهای اخیر در تهران حضور داشته است، عکسش هم در خیابان چاپ و منتشر شده است. همین به نظر من میتواند ثابت کند که حزبالله لبنان، نیروهایش را برای سرکوب، وارد ایران کرده است. ولی حضور این افراد ربطی به انصار حزبالله ندارد؛ این افراد از زیر مجموعههای سپاه پاسداران هستند...
یعنی این افراد خارجی که میگویید، در ارتباط با لباس شخصیها نیستند؟
نه، این افراد، حاصل ارتباط ارگانیکی است که سپاه پاسداران با حزبالله لبنان دارد. البته درست است که ما هم به عنوان انصار حزبالله در آن زمان اشتراکات زیادی با حزبالله لبنان داشتیم . حتی با حزبالله سوریه و افغانستان . و هر جا کنگرهای برگزار میشد ما هم به عنوان نماینده حزبالله ایران در آن شرکت میکردیم؛ اما هیچ وقت ارتباط ارگانیکی با این افراد نداشتیم . و حضور این افراد (حزبالله لبنان در ایران) برمیگردد به ارتباط سپاه پاسداران و بهرهگیری آنان از حزبالله لبنان.
میخواستم بپرسم وقتی به عکسهای درگیریها در ایران نگاه میکنید، چهرههای آشنایی هم در بین لباس شخصیها میبینید؟ یا نیروها به طور کامل از آن زمان عوض شدهاند؟
بله . وقتی عکسها را میبینم تعدادی از بچههایی را که آن زمان در انصار حزبالله حضور داشتند میبینم . البته شاید در آن زمان ردههایشان خیلی پایینتر از امروز بود. ولی امروز به عنوان نیروهای لباس شخصی و حزباللهی در مقابل مردم قرار دارند و اسلحه هم دارند و عده دیگری هم از چهرههای آشنا به عنوان بسیجی، و در لباس بسیجی، در تجمعات حضور دارند.
به این نکته اشاره کردید که «سلاح دارند». دامنه اختیارات این افراد تا چه حد است؟ آیا در برخورد با معترضین به طور مثال، حکم تیر دارند؟ تا چه حد اجازه برخورد فیزیکی با مردم دارند؟
در زمانی که من در این تشکیلات بودم هنوز حوادث به درگیری مسلحانه با مردم نکشیده بود. صرفا این افراد تجمعات را به هم میزدند. و البته دامنه اختیاراتشان در همان زمان هم بهشدت بالا بود. نیروی انتظامی هیچ گونه برخوردی هیچ گاه با این افراد نداشت . یادم میآید بعد از تجمعات و برخوردهایی که در جریان تشییع جنازههای آقای مختاری و خانم اسکندری و آقای فروهر صورت گرفت و بعد از درگیریهایی که پیش آمد، تعدادی از افراد انصار حزبالله توسط نیروی انتظامی دستگیر شدند. به من زنگ زدند که ما چند نفر را بازداشت کردهایم که ادعا میکنند از بچههای انصار حزبالله هستند، بیایید که اگر آنها را میشناسید آزادشان کنیم. یعنی اگر هم به هر دلیل این افراد توسط نیروی انتظامی بازداشت میشدند بلادرنگ آزاد میشدند. و هیچ گونه برخوردی هم با آنان صورت نمیگرفت. بالاترین برخوردی که من شاهد آن بودم در جریان ضرب و شتم آقای نوری و مهاجرانی بود در نماز جمعه تهران که همان زمان قوه قضاییه این افراد را بازداشت کرد و برایشان حکم هم صادر شد، اما هیچ گاه این احکام اجرا نشد. یعنی در واقع قوه قضاییه اهتمامی نمیدید که با این افراد برخورد کند. چون هم قوه قضاییه و هم نیروی انتظامی میدانستند که به هر جهت این افراد نیروهای وفادار نظام هستند و به نوعی تحت امر رهبری هستند. به همین دلیل هم کسی جرات برخورد با آنها را نداشت. دایره اختیاراتشان عملا به اندازهای گسترده بود که قادر بودند هر کاری بکنند. من بارها و بارها شاهد بودم که مثلا یک بچه ۱۷، ۱۸ ساله به یک سرهنگ نیروی انتظامی دستور میداد و سرش داد میزد که مثلا «چرا نیروهایتان را نمیآورید جلو؟!» و متاسفانه میدیدم که پلیس هم حرف این افراد را اجرا میکرد و نسبت به آنان مماشات داشت و از آنان میترسید . چون همه به خوبی میدانستند که انصار حزبالله یعنی رهبری .
این مصاحبه را میتوانید اینجا بخوانید و گوش دهید
برچسبها: گفتگوهای تلویزیونی و مصاحبه ها
Amir Farshad Ebrahimi©
30.6.09 |
|
|
طبق خبرهایی که می رسد سیل تماس تلفنی و ارسال ای میل همراه با لینک فیلم کشتارهای اخیر در سراسر کشور به سوی دفتر مراجع مذهبی روان است. این اقدام اعتراضی می رود تا به یک جنبش افشاگری و آگاه کننده مراجع مذهبی در ایران بیانجامد که کودتاچی ها تلاش می کنند آنها را نیز از ماهیت وقایع دور نگهدارند و ارتباط آنها را با مردم قطع کرده اند. این تماس ها از داخل و خارج کشور جریان دارد و گفته می شود تاثیر مهمی در مقاومت این مراجع در همراهی با علی خامنه ای در کودتای انتخاباتی داشته است. هر ایرانی در خارج و داخل کشور که به این جنبش بپیوندد، یک گام مفید در مقابله با کودتا برداشته است. حکومت هنوز می گوید نظامی نیست، بلکه مذهبی است و به همین دلیل ضرورت دارد فشار مذهبی را بر آن افزود، برای همین منظورراههای تماس با مراجع را به اطلاعاتان می رسانم :
دفتر آیت الله سیستانی در قم
تلفن: 7741415 الی 9 با کد قم 0251
آیت الله مکارم شیرازی
تلفن: 7840003 با کد قم 0251
آیت الله جوادی آملی
تلفن: 2931178 و2931168 با کد قم - 0251
آيت الله وحيد خراساني
تلفن: 7740611 و ٤٤٥ ٤٢ ٧٧ با کد قم 0251
آيت الله صافي
تلفن: 7479 با کد قم – 0251 (شماره تلفن، چهار رقمی و صحیح است)
آيت الله صانعي
تلفن: 7744009 الی 10 و 7831660 الی 62 و7744767 با کد قم 0251
آيت الله موسوی اردبيلي
تلفن: 7745291 الی 3
آيت الله روحاني
تلفن: 7743538 با کد قم - 0251
آیت الله حسینی شیرازی تلفن: 7700368
آیت الله مظاهری تلفن: 4464691 با کد اصفهان - 0311
به یاد داشته باشید که کمیت و تعداد و گستردگی این تماس ها بسیار مهم تر از کیفیت و سرانجام یک مکالمه ی خاص است. مهم این است که در پایان روز بیت یک مرجع تقلید به او گزارش بدهد که امروز 200 تماس تلفنی درباره سرکوب خشونت آمیز مردم دریافت کرده اند؛ از مردمی که نه با کسی سر جنگ دارند، نه اهل آشوبند؛ فقط از اینکه کسی خون خواهر و برادرشان را بی جهت روی زمین ریخته، به او شکایت برده اند.
اغلب مراجع، یکی دو خط بیشتر تلفن برای ارتباط با مردم ندارند. با فرض اینکه هر تماس به طور متوسط 5 دقیقه طول بکشد، فقط 280 نفر آدم لازم است تا یک شبانه روز کامل تلفن های دفتر آیت الله، زنگ بخورد و صدای شکایت مردم شنیده بشود.
ایمیل
اینها نشانی ایمیل و وب سایت مراجع است.
آیت الله سیستانی
ایمیل:
آیت الله مکارم شیرازی
ایمیل:
وبسایت:
آیت الله جوادی آملی
وبسایت:
ایمیل:
دفتر آقای جوادی آملی ایمیل ندارد. برای ارسال ایمیل به آدرس زیر در سایت ایشان بروید؛ متن و عنوان نامه تان را همان جا بنویسید و دکمه ارسال را بزنید.
آيت الله وحيد خراساني
ایمیل:
وب سایت:
آيت الله صافي
ایمیل:
وبسایت:
آيت الله صانعي
وبسایت:
ایمیل:
آيت الله موسوی اردبيلي
ایمیل:
آيت الله روحاني
ایمیل:
وبسایت:
آیت الله حسینی شیرازی
ایمیل:
وبسایت:
آیت الله مظاهری
ایمیل:
وبسایت:
آیت الله مجتبی تهرانی
ایمیل:
در وبسایت آقای مجتبی تهرانی، ایمیلی برای تماس درج نشده است. برای ارسال نامه به ایشان به آدرس زیر بروید، متن پیامتان را بنویسید و دکمه ی "ثبت" را فشار دهید.
وبسایت:
آیت الله بیات زنجانی
ایمیل:
در وبسایت آیت الله زنجانی، ایمیلی برای تماس درج نشده است. برای ارسال نامه به ایشان به آدرس زیر بروید، متن پیامتان را بنویسید و دکمه ی "ارسال" را فشار دهید.
آيت الله العظمي نوري همداني
وب سایت:
ایمیل:
در وب سایت آیت الله نوری همدانی، ایمیلی برای تماس گرفتن با ایشان ذکر نشده. برای ارسال ایمیل، باید به آدرس زیر بروید و بعد از نوشتن پیامتان دکمه ارسال را بزنید.
به غیر از متنی که برایشان می نویسید، پیشنهاد می کنیم لااقل لینک یکی از فیلم های کشتار و برخورد خشونت آمیز با مردم را برایشان بفرستید.
این هم لینک بعضی از فیلم ها:
برچسبها: مقالات و مجادلات
Amir Farshad Ebrahimi©
29.6.09 |
|
|
خبر کوتاه است و البته جای امیدواری هست که تکذیب شود آنهم فقط با حضور میر حسین در میان مردم نه با بیانیه ! میر حسین موسوی در شامگاه یکشنبه هفتم تیر در ساعت 9.30 هنگام مراجعت از مسجد قبا در مقابل
منزلش بازداشت شده است
شاهدان عینی دیده اند که چهار پاترول و دو پژو در حالیکه دو طرف خیابان را بسته اند به سمت خودروی حامل مهندس رفته و وی را با با خود برده اند . خانواده مهندس موسوی تا پاسی از شب بر این باور بوده اند که وی را حتما برای دیدار با مقامات کشور برده اند اما با گذشت بیخبری از مهندس موسوی و عدم پاسخگویی به شماره های موبایل وی این گمان شدت گرفته که مهندس موسوی در بازداشت می باشد
پی نوشت :
خوشبختانه این خبر تکذیب شده است و گفته می شود مهندس موسوی صرفا از ساعت ده و نیم تا هفت صبح در جلسه ای محرمانه حضور داشته است ! و بعدا به منزل مراجعت نموده اما من شخصا اعتقاد دارم تا ایشان در میان مردم حاضر نشوند این خبر تکذیب نخواهد شد .
برچسبها: مقالات و مجادلات
Amir Farshad Ebrahimi©
29.6.09 |
|
|
وزارت اطلاعات یکی از سینماگران معروف کشور را که چندی پیش بازداشت نموده وی قرار است بزودی به عنوان عامل اصلی شورشهای اخیر و انقلاب مخملین معرفی شود.ضمنا سعید مرتضوی نیز حکم بازداشت یک هنر مند دیگر را بنام زی زی گولو را با توجه به حضور خود و خانواده اش در اجتماعات هواداران مهندس موسوی صادر نموده است . منابع خبری اضافه نموده اند از سرنوشت زی زی گولو هیچ خبری در دست نیست و وکیل وی نیز بازداشت وی را نه تائید و نه تکذیب نموده است .
از سوی دیگر خبرنگاران پارلمانی نیز گزارش داده اند محمد اسماعیل کوثری نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در دیداری که با مهندس موسوی داشته است مدارکی را که سربازان گمنام امام زمان در اختیار وی گذارده بودند را به موسوی نشان داده که حاکی از آن بوده زی زی گولو و مخمل با حمایت عوامل خارجی در نظر داشته اند تا پس از انتخابات با ایجاد هرج و مرج و آشوب مقدسات و انقلاب اسلامی را به مخاطره اندازند ، کوثری همچنین اظهار داشته است : مدارک ما بی شمار است پس به وضعی دچار نشوید كه نتوانید پاسخگو باشید (مشروح خبر را در اینجا بخوانید ).
وزیر اطلاعات نیز درباره این سینماگر که عامل انقلاب مخملین است دیروز به خبرگزاری فارس اعلام کرد این سینماگر که نامش مخمل می باشد و چندی پیش در یکی از خیابانهای تهران در حین اغتشاش و تحریک مردم دستگیر شده است بر اساس اطلاعات بدست آمده ما و همچنین بازجوئی های تخصصی که از وی بعمل آمده اعتراف نموده که در دیداری که چندی پیش در یکی از کشورهای همسایه با عوامل سازمان جاسوسی بریتانیا ام آی شش داشته است با فردی بنام هاپوکمار ارتباط میگیرد که وی تمام فوت و فنهای انقلاب مخملین را به وی یاد می دهد .
مخمل در بعد از بازگشت به ایران با گردآوری تعدادی از روزنامه نگاران از جمله سید امیر حسین مهدوی که اعترافاتش به سمع و نظر امت شهید پرور رسیده در ویلایی در فرحزاد که بنام خونه مادر بزرگه اصطلاحا معروف بوده است در صدد برمی آید تا با همراهی فرد دیگری بنام مراد که از خارج از کشور بهمین منظور آمده بوده روزنامه نگاران را تهییج نماید که در انقلاب مخملین ایشان را کمک نمایند .
ضمنا مخمل خود اعتراف نموده است که در خیابانهای تهران و در شورشهایی که انگلیسیها و هاپوکمار در پشت آنها بوده اند دست کم صد جوجه بسیجی و حزب اللهی را تارو مار نموده است .
وزیر اطلاعات کشورمان در پایان اضافه کرد بر اساس خواست و علاقه شخصی خود مخمل که اکنون نادم و پشیمان است بزودی وی را به صدا و سیما خواهیم آورد تا چهره واقعی آشوبگران را که درپشت نقابهای اصلاح طلبانه قایم شده اند را برای امت حزب الله برملا نماید تا همه بفهمند که اینها چه آتیشی هستند !
برچسبها: مقالات و مجادلات
Amir Farshad Ebrahimi©
28.6.09 |
|
|
سردار رادان جانشین فرماندهی نیروی انتظامی و سردار حجازی فرمانده نیروی مقاومت بسیج هر دو اخیرا فرموده اند که هیچ کدام از پرسنل نیروی انتظامی و بسیج از سلاحهای گرم برای سرکوب معترضان استفاده نمی کنند پس با توجه به فرموده این فرماندهان صدیق شما عکس تعدادی ازطرفداران مهندس موسوی را در لباس بسیج و نیروی انتظامی مشاهده می نمائید .
برچسبها: روشنگری
Amir Farshad Ebrahimi©
27.6.09 |
|
|
خیره شدم به عصایش و به پایی که نیست ! خواستم گریه کنم اما بجایش تصاویر آمدند جلوی چشمانم ، و رفتم به روزهای خون و خمپاره و دود روزهایی که دشمن ، دشمن بود و دوست و خودی همه ایرانی ها کرد و لر و عرب و شمالی و جنوبی اش هم فرق نمی کرد آن روزهایی که نه چپ بود و نه راست همه با هم بودیم اما حالا چی ؟
عده ای دنبال نام و نان هستند و عده ای دنبال جهل و جاه و عده ای هم عین او با پایی نداشته دنبال حق و حقیقت
خبر رسیده که حاج علی فضلی را هم گرفته اند و حتا اینکه حاج سعید قاسمی هم اعتراض کرده به این برادر کشی ها مسعود ده نمکی هم در وبلاگش نامه ای نوشته و راهش را از آدمکشان جدا کرده ولی بعدش وبلاگش هک شده و هیچ خبری از اون نیست ، علی فضلی هم خبری در تلویزیون اعلام کرده که هشت بسیجی و پاسدار کشته شده و باز از او هم خبری نیست ! و خدا کنه که شایعه ها درست باشه
خدا کنه که هنوز هم مشام بچه های جنگ بوی خون و دود و باروت جنگ را فراموش نکرده باشه ، خدا کند یادشان نرود که بسیجی فقط بروی دشمن اسلحه می کشید و بس ، خدا کنه که حرمت آن لباسهای سبز و خاکی را که هنوز خاک شلمچه و فکه برآنهاست را نگه دارند و به خون برادران و خواهرانشان آلوده نکنند !
این عرصه ، عرصه خودفروشی سعید عسگرهاست ، آنهایی که از همت فقط شکلش را تقلید می کنند و از بسیجی فقط چفیه و لباس خاکی اش را به ارث برده اند .
بسیجی ماشه چکان بروی بعثی ها بود و اینها اوج افتخارشان قطره چکانی در بسیج برای فلج اطفال است !
حالا حاج علی فضلی را نگاه می کنم و من خیره شده ام به آن و به خیلی چیزها فکر می کنم و اینکه خدا کند این خبر واقعی باشد ...آخه این روزها همه چیز چقدر واقعی ست ، مردم واقعی اند خود خودشانند و خون ندا بروی خیابان واقعی است ، شعارها واقعی است ، حضور مردم در خیابانها واقعی است و صدای شبانه الله اکبرشان
چقدر تصاویر واقعی اند امشب
برچسبها: دغدغه های فکری
Amir Farshad Ebrahimi©
26.6.09 |
|
|
تاریخچه بکارگیری نیروهای خارجی در بدنه نیروهای نظامی کشور و از جمله سپاه پاسداران به زمان جنگ تحمیلی برمی گردد که معاندین عراقی عضو مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در قالب یک لشگر بنام لشگر نه بدر در خدمت ایران بوده اند و البته بعدها افغان ها و اعراب لبنانی هم بطور مشخص و آشکار در خدمت نیروی قدس سپاه درآمدند .
هم اکنون نیزمدتهاست دو تیپ مشخص از نیروی قدس سپاه پاسداران یکی با استقرار در مجاورت سازمان صدا و سیما و محل نمایشگاههای بین المللی تهران که از بازماندگان لشگر نه بدر می باشند مسئولیت حفاظت از صداو سیما را برعهده دارند و تیپ دیگر در خیابان امام خمینی تهران در کنار لشگر مخصوص ده سید الشهدا به عنوان تیپ احتیاط تهران که از اعضای افغان و اعراب لبنانی و سوری تبار می باشند همچنان در بدنه امنیتی و انتظامی سپاه تهران می باشند .
چهار سال پیش نیز وقتی که نیروی انتظامی در گشتهای جدید ارشاد و امنیت خود که به "ماشین سیاه ها" مشهور شدند شایعه بکار گیری نیروهای خارجی و عرب زبان در آنها شدت گرفت. ماجرا وقتی از شایعه به عینیت رسید که روزنامه نگاری در تهران اعلام کرد که بسراغ یکی از آن تیم های گشتی رفته و با آنها درصدد مصاحبه برآمده اما از چهار نفر راکبان آن جیپ فقط یک نفر از آنها به فارسی تسلط داشته است ، در بعد از آن بود که فرماندهی وقت نیروی انتظامی تهران بزرگ اعلام نمود افراد فوق و تعدادی بسیاری از این گشتی ها از نیروهای احتیاط نیروی انتظامی در استان خوزستان می باشند که در مواقع لزوم در دیگر مناطق کشور نیز به کار گرفته می شوند ! ، البته این توضیح و پاسخ این مقام نه تنها قانع کننده نبود بلکه مهر تائیدی بود بر همه شایعه ها .
در کودتا و سرکوبهای بعد انتخابات اخیر در تهران و شهرستانها نیز باز دوباره این شایعه قوت گرفت که سپاه برای سرکوب معترضان از اعراب و بطور مشخص لبنانی ها استفاده نموده ، البته با توجه به روحیه ایرانی ها که همواره علاقه دارند هر گونه قتل و غارت را به دیگران نسبت دهند و حتا گاها دایره این اتهامات را می بینیم که شامل حال احمدی نژاد و خامنه ای نیز می شود و می گویند اینها ایرانی نیستند ! این شایعه همچنان در دایره شایعه باقی ماند تا به امروز ...
اگر به یاد داشته باشید در هنگام انتخابات و در حالی که هنوز حتا زمان انتخابات و رای گیری نیز به پایان نرسیده بود گروهی با حمله به ستاد مهندس موسوی در تهران و اشغال وی ستاد مذکور را با حکم دادستانی انقلاب اسلامی پلمب نمودند ، البته دادستانی هنوز مسئولیت این عملیات رانه تائید نموده و نه تکذیب امادر مطبوعات حکومتی درباره این یورش باز از عنوان تکراری و نخ نما شده دست داشتن لباس شخصی ها و خود سران در آن عملیات یاد شده اما آنچه قوت دارد هنوز ستاد فوق پلمب می باشد و بسیاری از افراد دستگیر شده در آن روز کماکان در بازداشت بسر می برند .
اشغالگران ستاد که آغازگر این کودتای خونین بوده اندظاهرا آنچنان سرمست و شادمان بودند که پس از اشغال ستاد اقدام به انداختن عکسهای یادگاری نیز نموده اند !تعدادی از این عکسها با واسطه ای بدست من رسید که در میان آن عکسها عکس یکی از اعضای مشهور حزب الله لبنان برادر شهید علی منیف اشمر که از جمله شهدای عملیاتهای انتحاری حزب الله لبنان می باشد و بارها مورد تشویق و تفقد آقای خامنه ای نیز قرار گرفته می باشد .

در دو عکس فوق شما "حسین منیف اشمر " را در کنار دو عضو دیگر حزب الله لبنان می بینید که با در دست داشتن بی سیم و اسلحه ای که در زیر پیراهنش مشهود می باشد در خدمت سرکوبگران و یا بهتر بگویم کودتا چیان سپاه می باشد .حالا دیگر با وجود این عکسها می شود بطور مشخص و مستند اعلام کرد که بله در سرکوبهای اخیر سپاه از حزب الله لبنان استفاده نموده است واینجاست که معلوم می شود پس آنهمه کمک مالی و تسلیحاتی به حزب الله لبنان بیهوده نبوده و این کمکها و مساعدتها یکطرفه نیست و حزب الله لبنان نیز در مواقع لزوم به یاری جمهوری اسلامی می شتابد !
برچسبها: روشنگری
Amir Farshad Ebrahimi©
25.6.09 |
|
|
مقاله ای نوشتم در باره اینکه جمهوری اسلامی نظامی است اصلاح ناپذیر و اصلاح طلب و محافظه کار و ... همه آنها بازیهایی بیش نیستند برای بقای آن
برچسبها: مقالات و مجادلات
Amir Farshad Ebrahimi©
25.6.09 |
|
|
امروز همه ملت ایران ، همه آنهایی که اولیه ترین حق اجتماعی و شهروندی خود را طلب می کنند خس و خاشاک هستند و البته طبق فرمایش آقای خامنه ای مسئولیت خونشان و جانشان هم چون اعتراض می کنند با خودشان هست ، پس این از ملت !اما در جمهوری اسلامی پس چه کسانی انسان هستند و چه کسانی حقشان محفوظ است و حق زیستن دارند ؟در جمهوری اسلامی اگر می خواهید حق زیست داشته باشید ، اگر می خواهید کار کنید و اگر می خواهید شهروند درجه اول باشید باید قداره ببندید ، باید اسلحه بر کمر ببندید و ملت را بکشید و و خون هر معترض را بر کف خیابان بریزید تا آنوقت آزادنه هر کاری دلتان می خواهد بکنید !مثل این سرکوبگری که برایتان معرفی خواهم کرد .
سید حسن میر کاظمی
فرمانده بسیج مسجد الهادی در تپه شمس آباد تهران
مدیر عامل کارخانه دنیای فلز واقع در اتوبان کرج
آقای میر کاظمی در کارنامه درخشان خود دخالت در سرکوب هیجده تیر و البته ماموریت به استان خرم آباد برای ضرب و شتم مصطفی تاج زاده در فرودگاه خرم آباد هنگامی که برای نشست دفتر تحیم وحدت مراجعه نموده بودند را نیز دارد .میرکاظمی از اعضای برجسته و شناخته شده انصار حزب الله نیز می باشد .در زیر ضمنا برایتان یک عکس از کارخانه ایشان را که چندی پیش وزیر محترم دولت محمود احمدی نژاد مورد بازدید قرار داده اند نیز می بینید و سند دیگری که برایتان مسلم می سازد چگونه شهروندان خدوم و جنایتکار جمهوری ولایت فقیه از رانتهای مختلف استفاده می کنند ! بله این جناب سید حسن میر کاظمی که جوانان را به گلوله می بندد. 175 میلیارد تومان از بانک کشاورزی پول گرفته و پس نداده است. به عنوان بزرگترین بدهکار بانک است!
برچسبها: روشنگری, مقالات و مجادلات, گفتگوهای تلویزیونی و مصاحبه ها
Amir Farshad Ebrahimi©
22.6.09 |
|
|
از همه وبلاگنویسان و ادمین های سایت به عنوان یک ایرانی داغدار دعوت می کنم نام وبلاگهای خویش را برای همدردی با همه کشته شدگان راه آزادی در ایران به نام " راه ندا " تغییر دهند ....
برچسبها: دغدغه های فکری
Amir Farshad Ebrahimi©
21.6.09 |
|
|
در اعتراضات و حضور خود در خیابانها نکات زیر را فراموش نکنید :
توجه داشته باشدی حتی با بکار بستن همه نکات ایمنی، احتمال آسیب در گردهمایی های اعتراض آمیز از بین نمی رود.
شما به جنگ نمی روید. شما برای مطالبه حقوق مدنی خود در یک گردهمایی حاضر می شوید. به قصد برخورد فیزیکی به جمع معترضین نپیوندید. عصبانیت خود را از ابتدای حرکت کنترل کنید. با عصبانیت تصمیم های نامناسب می گیرید. رفتار خشن یا قهرمانانه از خود به خرج می دهید و خود و دیگران را در معرض آسیب قرار می دهید.
سربازان وظیفه و افراد پلیس هم مردمان ایرانند. بجای تحریک و عصبانی کردن آنها از شعارهایی استفاده کنید که آنها را تشویق کنید به شما ملحق شوند. فقط تعداد محدودی از چماقداران حرفه ای با شستشوی مغزی طوری تربیت شده اند که می توانند به مردم عادی حمله کنند و به مردم آسیب برسانند
از حمل هر گونه اسلحه گرم یا سرد خودداری کنید. حتی پرتاب سنگ به پلیس ضد شورش آسیبی به آنها نمی زند، آنها سپر و لباسهای محافظت شده دارند. استفاده از اسلحه به پلیس ضد شورش و لباس شخصی ها مجوز استفاده از سلاح های خطرناک تر را می دهد. آنها عمری در استفاده از این سلاحها تلف کرده اند. مطمئن باشید با یک کارد آشپزخانه یا یک تفنگ بادی جز آسیب زدن به خودتان کاری از پیش نمی برید.
لباس و کفشی بپوشید که بتوانید به راحتی بدوید و فرار کنید. کفش شما علاوه بر راحت بودن باید پای شما را در برابر لگد شدن در حمعیت محافظت کند. لباس آستین بلند و کمی کلفت، آسیب ضربه ها باتوم و زنجیر را تخفیف می دهد. لباسی بپوشید که جلب توجه نکند و به سادگی پاره نشود. نیروهای امنیتی با کشیدن و گرفتن لباس افراد را دستگیر می کنند. لباسی بپوشید که به راحتی نتوان در آن چنگ زد و به آن گیر داد.
با خود یک کوله پشتی کوچک یا کیف کمری حاوی یک بطری بزرگ آب، پارچه تمیز برای زخم بندی ببرید. حتماً موبایل همراه داشته باشید و ترجیحاً شماره تلفن های ضروری را در ذهن حفظ کرده و از روی حافظه دستگاه پاک کنید که درصورت دستگیر شدن، شبکه شما علیه شما یا دوستانتان به کار گرفته نشود. از حمل کارت شناسایی یا دفترچه تلفن شخصی خودداری کنید، به همراه خود فقط یک یا دو شماره تلفن و نام (ترجیجاً فرد قابل اعتماد و مسن) داشته باشید که در صورت زخمی شدن دیگران بتوانند آن شماره را پیدا کرده به اعضای خانواده شما خبر دهند.
همیشه در گروه حرکت کنید. در گروه، با حداقل چهار یا پنج نفر قرار بگذارید که مدام یکدیگر را تحت نظر داشته باشید. اگر از گم شدن یکی خبر دار شدید فوری به دیگران خبر دهید. به صورت شخصی با گروه مهاجمان یا حتی یک مهاجم درگیر نشوید. ممکن است مسلح باشند. دیده شده که ورزشکاران و افرادی که مهارتهای رزمی یا اعتماد به نفس مبارزه دارند، بیشتر و شدیدتر آسیب می بینند.قدرت ما مردم در جمع بودن ماست. حتی اگر کاملاً مطمئن هستید که توانایی دفاع از شخص خود را دارید از جدا شدن از جمع و اعمال قهرمانانه پرهیز کنید.
اگر فرد ناشناسی با اصرار از شما خواست که جمع را ترک کنید و مثلاً به بهانه کمک به کسی به کوچه خلوتی بروید، به احتمال تله فکر کنید. از چند نفر دیگر بخواهید که شما را همراهی کنند.
گروه لباس شخصی ها یا پلیس ها با تحریک کردن شما، مثل فحاشی، ترسو خطاب کردن، عصبانی کردن یا ... شما را تشویق می کنند که گروه را ترک کنید. تکنیک الوات و پلیس ضد شورش جدا کردن شما از جمع و کتک زدن یا دستگیری شماست. اگر شما را از جمع جدا کردند، با فریاد زدن کمک از دیگران بخواهید. سه نفر که با فریاد به سمت پلیس یا لباس شخصی می دوند و فریاد می زنند از هر اسلحه ای ترسناک تر است.
اگر دستگیر شدید یا در حلقه چندین مهاجم گیر افتادید و امید کمک رسیدن یا فرار کردن نداشتید، مبارزه فعال و تحریک کلامی با چند نفر آسیب بیشتری به شما می زند. سر و صورت خود را دست و بازوهایتان محافظت کنید. برای کمک فریاد بزنید و منتظر فرصت مقتضی برای فرار باشید.
پلیس ضد شورش مسلح به باتوم، باتوم برقی، بمب صوتی، اسپری فلفل، گاز اشک آور، گلوله پلاستیکی، شات گان ساچمه ای و گلوله واقعی است. هر گاه به سمت جمعیت شلیک مستقیم کردند، روی زمین بخوابید. چندین عکس و ویدئو از کشته و زخمی های تظاهرات نشان می دهد که آنها از ناحیه صورت و گردن مورد اصابت قرار گرفته اند. گویا شلیک می کنند که بکشند.
بعد از شلیک یا پرتاب نارنجکهای گاز اشک آور، در چند ثانیه اول، اگه پوکه نارنجک نزدیک شماست می توانید آنرا با لگد از جمعیت دور کنید. دست زدن به پوکه می تواند باعث سوختگی های شیمیایی شدید شود. حتی زمانی که ابر دود اطراف پوکه خیلی غلیظ است نزدیک شدن به آن به قصد شوت کردن آن ممکن است باعث آسیب شدید به شما شود. در بعضی مراجع گفته شده که مایع کلراید (وایتکس) خنثی کننده گاز است. انداختن یک پارچه کلفت آغشته به وایتکس یا حتی ریختن یک سطل وایتکس روی پوکه می تواند یک پوکه فعال را خاموش کند. بعضی فلوراید موجود در خمیر دندان را در مقابله با گاز اشک آور موثر دانسته اند و توصیه کرده اند مالیدن کمی خمیردندان به گونه ها برای جلوگیری از سوزش چشم مفید است. (توجه: استفاده از وایتکس و خمیر دندان را از سایتهای غیر ایرانی پیدا کرده ام و شخصاً از کسی نشنیده ام که آنها را به کار بسته باشد.)
بهترین مقابله با سوختگی چشم و گلو از گاز اشک آور و اسپری فلفل، فرار از ابر دود و شستن چشم و صورت با آب فراوان است، دقت کنید آب فراوان چون آب و یا دستمال خیس شدت سوزش را فراوان تر می کند ، چرا که مواد شیمیایی در رطوبت دستمال باقی می مانند و با مالیدن مکرر آن به چشمتان آسیب بیشتری به خود می زنید. از آنجا که بعضی از این مواد شیمیایی در حلالهای چربی حل شده اند، شستشو با آب اثر آنها را به سادگی خنثی نمی کند. در غیر اینصورت آتش فندک و یا کبریت و دود توصیه می شود ،استفاده از شیر پر چرب تو صیه شده است.
اگر زخمی شدید، یا متوجه خونریزی یا درد شدید در بدن خود در نتیجه درگیری شدید. قبل از آنکه ضایعه شما را از پای در بیاورد از اطرافیان کمک بخواهید. هر گونه خونریزی فعال را جدی بگیرید.
راهنمای کمکهای اولیه : می دانم که رعایت نکات ایمنی در آنچان صحنه ای بسیار سخت و بعضی مواقع ناممکن است. ولی حتی اگر کمکهای اولیه نمی دانید با بکار بستن چند نکته اصلی می توانید در ثانیه های اول مفید واقع شوید.به محض برخورد با کسی که مجروح شده، یا به زمین افتاده خود را به مجروح برسانید و در راه رسیدن با فریاد دیگران را از مجروح شدن فرد مطلع کنید و کمک بخواهید. سپس مراحل زیر را انجام دهید:
تنفس: مطمئن شوید شخص مجروح می تواند نفس بکشد. اگر چیزی جلوی نفس کشیدن او را گرفته (مثلاً لخته خون در دهان یا ماسک پارچه ای) سریعاً آنرا از دهانش دور کنید.
اگر بعد از باز کردن راه هوایی، باز هم نفس نکشید، شخص به تنفس مصنوعی دهان به دهان احتیاج دارد. فریاد بزنید و از اطرفیان بخواهید کسی که کمک اولیه می داند جلو بیاید و کمک کند.
خونریزی: فرد خونریزی کننده را روی زمین بخوابانید. با یک پارچه تمیز روی محل خونریزی فشار دهید. اگر مکان خونریزی از گردن فرد یا اطراف دهان فرد است، مطمئن شوید فشار روی محل خونریزی تنفس فرد را مختل نمی کند. مهمتر از هر چیز تنفس زخمی است. برای جلوگیری از خونریزی طوری گردن فرد را فشار ندهید که باعث خفگی اش شوید.
اگر فرد هوشیاری کامل ندارد، یا روی زمین دراز کشیده، آب به دهان فرد نریزید. آب در دهان فرد ناهوشیار باعث خفگی می شود. همچنین همواره سعی کنید مجروح را به پهلو بخوابانید. به این صورت ترشحات و مایعات دهان وی به مجرای هوایی راه پیدا نمی کند.
ضربه به سر، (خصوصاً به همراه خونریزی از گوش) باعث کاهش هوشیاری می شود. فرد جهت را تشخیص نمی دهد و هر لحظه احتمال سقوط یا گم شدن در جریان اتفاقات دارد. به این فرد کمک کنید که از صحنه درگیری خارج شود. و تا مطمئن نشدید جای امنی نشسته است او را رها نکنید.
حین حمل افراد مجروح، (خصوصاً افرادی که به کمر آنها آسیب خورده) نباید به کمر فرد مجروح فشار وارد شود. بهترین راه حمل مجروح گذاشتن وی روی پتو یا یک پارچه بزرگ مثل چادر خانمها و حمل او با گرفتن گوشه های پارچه است. احتمالاً پیدا کردن برانکارد یا پتو در جریان کارزار سخت است، پس در صورت امکان فرد را بغل کنید. ولی حمل مجروح در حالی که دست و پای فرد از دو طرف توسط مردم کشیده می شود می تواند صدمات شدید به نخاع فرد وارد کند.
اگر افراد مسلط به کمک اولیه و کسانی برای حمل مجروح بر بالین مجروح رسیدند، اطراف بیمار را خلوت کنید. کمک کنید که راه حمل کنندگان به سمت مکانهای امن باز شود.
پلیس ضد شورش مسلح به گاز اشک آور، اسپری فلفل و تانکرهای آب جوش و مایعات اسیدی است. مایعات تخصصی مختلفی برای مقابله با هر کدام وجود دارد که متاسفانه در این شرایط نمی توان به آنها دسترسی پیدا کرد. اما در اکثر موارد شستشوی عضو آسیب دیده، خصوصاً چشم ها با آب فراوان کمک می کند. در مورد خاص اسپری فلفل بخاطر حلال چربی در آن، به سادگی با آب شسته نمی شود. شستشو با شیر پرچرب کمک کننده است.
کمک بخواهید. در حالی که سعی می کنید مجروح را به بیمارستان برسانید فریاد بزنید "پزشک". احتمال اینکه کسی که کمکهای اولیه می داند در نزدیک شما باشد زیاد است.
اگر کمک اولیه می دانید، خودتان به همراه دوستانتان گروههای کوچک امداد تشکیل دهید و مردم را یاری دهید. یک گروه کوچک امداد متشکل از یک پرستار مجهز به وسایل کمکهای اولیه، چند جوان قوی برای حمل مجروحین به نواحی امن که پرستارها ایستاده اند و چند وسیله نقلیه (حتی موتور سوار) برای حمل مجروحین به بیمارستانهای امن می تواند جان ده ها نفر را به سادگی نجات دهند. امروز روزی است که با نجات هموطنانتان می توانید تا آخر عمر به شجاعت خود ببالید. اما می دانم که شرمندگی آنکه نیستم تا به داد هموطنانم برسم، تا ابد بر دوشم خواهند ماند.
برچسبها: مقالات و مجادلات
Amir Farshad Ebrahimi©
21.6.09 |
|
|
.jpg)
این سرکوبگر را بشناسید که تا قبل از انتخابات عکس خامنه ای و احمدی نژاد را بر دست می گرفت و بعد از انتخابات و یا بهتر است بگویم بعد از کودتا به سرکوب ملت می پردازد ، بله نام و چهره این سرکوبگر را بخاطر بسپارید :
سرگرد پاسدار محمد باقر لباف
عضو سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران
محل سکونت :تهران - خیابان پیروزی ، خیابان پرستار ، کوچه شهید برازنده پلاک بیست و هفت
شماره موبایل : 09122129552
از همه هموطنان و تهرانی های عزیز خواهشمندم با تماس با این سرکوبگر از وی بخواهند که به ملت بپیوندد .
برچسبها: روشنگری
Amir Farshad Ebrahimi©
20.6.09 |
|
|
طبق آخرین اخبار موثق دریافتی سپاه پاسداران روز گذشته از سوی خامنه ای ماموریت یافته ظرف یک هفته تهران را ساکت نماید . تعدادی از فرماندهان سپاه و وزارت کشور و وزارت اطلاعات روز گذشته در جلسه ای که هاشمی ثمره نیز به نمایندگی از سوی احمدی نژاد در آن شرکت داشته است مامور شده است تا ظرف یک هفته با شدت هر چه تمامتر سرکوب را ادامه دهد و با تشکیل یک ستاد ویژه با حضور تعدادی از فرماندهان و افسران ارشد سپاه و مدیران ارشد وزارتخانه های کشور و اطلاعات در صدد می باشند اعتراضات را پایان بخشند .
نکته موفقیت آمیز برای مردم این است که نیروی انتظامی اعلام کرده است تا زمانی که لباس شخصی ها و سپاه در شهرها حضور مسلح دارند از هر گونه اقدام تامینی خودداری نماید و نسبت به مهار اعتراضات کاری انجام ندهد .
از سوی دیگر خبر می رسد که خامنه ای محل سکونتش را ترک گفته و به نقطه امن نامعلومی پناه برده است .
لیست نام و شماره تلفن تعدادی از فرماندهان ستاد ویژه سرکوب فوق الذکر بدین شرح می باشد :
افشین کامل افسر اطلاعات ناجا تهران(منطقه تهران بزرگ) 09366431318
حاج علی رضایی مسئول اطلاعات ناحییه سیدالشهدا تهران 09123847659
علی افسری کارمند اداره اطلاعات تهران 09123862832
مجید افشردی فرمانده اطلاعات و امنیت سپاه منطقه جماران 0912 1361881
امیر قربانی از مدیران بخش تامین و تسلیح اداره کل حراست وزارت کشور 09355339003
امیر معقولی فرمانده اطلاعات حوزه مقاومت بسیج 289 منطقه اویس قرنی 09122052165
امیرحسین آریچ جانشین تیم حفاظت فرماندهی کل سپاه 09123490234
مهدی امیری فرمانده تیم حفاظت احمدی نژاد09124357217
حسین بیگلر معاون ضد اغتشاش معاونت اطلاعات سپاه منطقه تهران 09124289309
الیاس دیزجی سر کانال جمع آوری اخبار و اطلاعات سپاه ناحیه شرق تهران 09122401549
ابراهیم مهدوی عضو معاونت عملیات دفاعی نیروی مقاومت بسیج 09123179536
مهدی ابراهیمی عضو تیم حفاظت احمدی نژاد09121050134
فردین تقی زاده رابط وزارت اطلاعات با وزارت کشور09192247339
محمد فتحی فرمانده اطلاعات ناحیه مقاومت ویژه قدس 09122467150 ---02166029493
از همه هموطنان خارج از کشور دعوت می نمایم که با تماس با این سرکوبگران از آنها بخواهید دست از خشونت و سرکوب برداشته و به ملت پناه ببرند .
برچسبها: روشنگری
Amir Farshad Ebrahimi©
19.6.09 |
|
|
ستار نجفی
کارمند معاونت طرح و برنامه وزارت تعاون
بسیجی ویژه و از فرماندهان گردانهای عاشورا
محل سکونت : میدان آزادی بلوار استاد معین پائین از تعمیرگاه مجاز ایران خودرو – کوچه سعادتی
نامبرده هم اکنون به علت شدت سوختگی در به آتش کشیده شده پایگاه در بیمارستان مرکز سوانح و سوختگی بستری می باشد
برچسبها: روشنگری
Amir Farshad Ebrahimi©
18.6.09 |
|
|
لباس سبز با آرم نوشته پلیس بروی بازو و دو آرم بروی سینه اینها از یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی هستند
جلیقه های طوسی و خاکی رنگ لباس شخصی و باتوم مشکی اینها نیروهای ویژه پاسدار ولایت یا همان نوپو هستند (حزب اللهی هایی که در کناراطلاعات نیروی انتظامی فعالیت می کنند )
لباس یکدست سیاه بدون درجه و آرم با کلاههای آهنی متفاوت اینها پاسداران رسمی و یا وظیفه قرارگاه ثارالله تهران ،قرارگاه امنیتی سپاه پاسداران برای تهران ) هستند در میان این افراد هست که عمدتا اعراب لبنانی و یا افاغنه در خدمت سپاه یافت می شود .
لباس سیاه با جلیقه و آرم پلیس و درجه با باتومهای سبز رنگ اینها هم پرسنل یگانهای ویژه پاسداران نیروی انتظامی هستند
لباس نیروی انتظامی و آرم روی یقه اینها ماموران عادی نیروی انتظامی( کلانتری ها )هستند
لباسهای سبز لجنی اینها پاسداران و سربازان وظیفه گارد ویژه نیروی انتظامی هستند
پرسنل سپاه پاسداران عمدتا سعی می کنند با لباس شخصی به سرکوب بپردازند اما براحتی گاها قابل شناسایی هستند از کفش های مشکی رنگ ساده که برای لباس فرم سپاه می پوشند و یا شلوار سبز زیتونی رنگ که همان شلوار لباس فرم سپاه می باشد
برچسبها: روشنگری
Amir Farshad Ebrahimi©
16.6.09 |
|
|
فعالان سیاسی در تبعید ! ، فعالان جنبش دانشجویی ،یاران دانشجوی تبعیدی ، رفقا و عزیزان ؛
احمد باطبی ، اکبر عطری ، علی افشاری ، علی اکبر موسوی خوئینی ها ، فاطمه حقیقت جو و اکبر گنجی
سلام
هم اکنون که این نامه را برایتان می نویسم اخبار کشته شدن یک هموطنمان در اجتماع مسالمت آمیز امروز میدان آزادی تمام رسانه های دنیا را فراگرفته است ، گرچه در روزهای گذشته نیز اخباری از این دست شنیده و دیده شده بود .
کشور عزیزمان ایران اینروزها دست خوش کودتای خونین باند تمامیت خواه و متحجر احمدی نژاد و مصباح شده است . سرکوب وحشیانه و جنایتبار این روزها کشور را به آتش کشانیده و دامنه های این آتش از تبریز تا شیراز از مشهد تا آبادان از تهران تا اقصی نقاط میهنمان زبانه می کشد ، دیدن عکسهای خونین و به زیر باتوم و چماق هموطنانمان ، شنیدن زجه و ناله های دختران و پسران مطمئنا همانقدر که دل منرا به درد آورده شما را نیز اندوهگین می نماید .
و البته آنچه که بعد می ماند احساس شرم و عجز و ناتوانی در برابر آن رشادتها ست و اینکه امروز ما فقط نظاره گرانی هستیم و نهایتا با همه توش و توانمان در اجتماعی چند ساعته به مقابل سفارت و فلان دفتر نهاد بین المللی می رویم و سرودی می خوانیم ، در نهایت امن و آسایش شعاری می دهیم و شمعی روشن می کنیم و این تمام کاری است که انجام می دهیم .
آنچه که مرا واداشت تا این سخن را با شما درمیان بگذارم آن بود که همه ما تجربه تلخ حماسه هیجده تیر را به چشم خود دیده ایم و همه ما هنگامی که در سلولهای اوین به گذشته می اندیشیدیم با خود می گفتیم ای کاش همه به میدان آمده بودند ، ای کاش همه عرصه را خالی نمی کردند !
دوستان عزیز !
امروز کشورمان ایران بیش از آنکه به اندیشمند و روشنفکر و تئوری پرداز و فیلسوف احتیاج داشته باشد به همراه و چه بسا به خون احتیاج دارد ، مقاومت جانانه هموطنانمان امروز بیشتر از مصاحبه و مانیفست و تز و تئوری به همراهی نامهای آشنا و دردمند احتیاج دارد تا که در کنارشان فریاد حق طلبانه شان را به گوش برج و باروی نظام خلافتی حکومت بظاهر اسلامی برسانند .
در این سالهای سیاه و غمبار هر کدام از ما تک تک کوله بار تبعیدی ناخواسته را بر بستیم و سالیانی است طعم تلخ دوری از وطن را تجربه نموده ایم ، و واقعیت این است که یکی پشت دیگری می آمد اما هیچ کس بواقع پشت دیگری نبوده ، هر کدام از ما خواسته ویا ناخواسته دل مشغولی ای پیدا نمودیم یکی به درس پرداخت و دیگری به تلویزیونی و دیگری به تولید تئوری های نخ نما شده و دیگری به زرق و برق دنیای غرب تا که ترسم آن است پس از گذشت مدتی ما نیز فردی شویم که فراموش کنیم شرق و غرب تهران را و بشویم مثل بی شمار افرادی که این روزها دوربرمان زیاد هستند! .
ما همواره عنوان می کنیم ، گرچه دوریم اما برای مبارزه با این دیکتاتوری تا بن دندان مسلح آماده ایم که آب و خاک و نام و هموطنانمان را هیچ وقت با فراغت و آسایشی که در ظاهر این روزها داریم معامله نخواهیم کرد . به باور من این روزهای سرنوشت ساز آزمونی سخت برای همه ماست که بین ماندن ورفتن بین آسایش و مبارزه یکی را انتخاب کنیم .
به عنوان کوچکترین برادرتان از همه شما دعوت می کنم دست در دست یکدیگر به کشورمان برگردیم و دست کم فقط و فقط به عنوان یک ایرانی آنی را انجام دهیم که صدها هزار ایرانی این روزها شجاعانه در کف خیابانها انجام می دهند و خون می دهند و جان می دهند تا وطن را به مشتی خائن ندهند .
ما ثابت کرده ایم برای عقایدمان نه از زندان می ترسیم و نه از باتوم و گلوله ، بیائید ثابت کنیم که ما هنوز بر سر عقایدمان هستیم و وطنمان را با هیچ معامله نمی کنیم .
ما پیروزیم چراکه حق باماست .
سه شنبه بیست و شش خرداد 1388 برابر با پانزدهم ژوئن 2009
دوست کوچک و برادر کوچکترتان امیر فرشاد ابراهیمی
برچسبها: دغدغه های فکری
Amir Farshad Ebrahimi©
16.6.09 |
|
|
این روزها در سر تا سر کشور شاهد یکی از بزرگترین مبارزات و مقاومت مدنی ملت ایران هستیم ، ملت ایران اعم از پیر و جوان زن و مرد امروز به خیابانها ریخته اند تا ابتدایی ترین حقوق انسانی خویش را از حاکمانشان بستانند .
گرچه موج بی شماری از معترضین از شامگاه جمعه سیاه بیست و دوم خرداد ماه ایران همچنان در خیابانها حضور دارند اما تجارب تلخ سرکوبها از حادثه اعتراض قزوین و مشهد و اسلامشهر گرفته تا واقعه هیجدهم تیر ماه همواره شاهد بوده ایم که پس از گذشت چندین روز نظام جمهوری اسلامی با تمام توان نظامی و عده خود به وحشیانه ترین شکل ممکن آنها را سرکوب نموده و خفقان نظامی را حاکم نموده .
این روزها گرچه خیل بی شماری از ایرانیان خارج از کشور با اعتراضهای خود در قالب بیانیه و مصاحبه و دست آخر تحصن و راهپیمایی در مقابل سفارتخانه های جمهوری اسلامی و یا دیگر اماکنهای بین المللی و حقوق بشری همراهی خویش را با ایرانیان داخل کشور اعلام نموده اما امروز جنبش مبارزه مدنی ایرانیان برای بسط و گسترش اعتراضات خویش به نفر احتیاج دارد تا نظر .
مبارزان و فعالان سیاسی خارج از کشور که سالهاست از ملت ایران اعتراضی عملی و مستدام را خواستار بودند اکنون باید همراهی عملی خود را با تغییر خواهان داخل کشور اعلام نمایند ، نیروهای موثر و مبارزان بنام ایران در خارج از کشور به باور من اکنون در یک گرانیگاه تاریخی قرار دارند تا ثابت نمایند چقدر در مبارزه جدی می باشند و آیا حاضرند برای اعتقادات خویش و مبارزه خویش همچنان خیل عظیم ایرانیان امروز از جان و آسایش خویش بگذرند یا خیر ؟
به باور من پیوستن عملی مبارزان خارج از کشور به معترضین در داخل کشور اکنون ضمن تقویت روحیه همه مبارزان در داخل کشور باعث استحکام بیشتر زنجیره مخالفین در داخل و خارج از کشور خواهد شد و از سوی دیگر پیوستن متحدانه و همزمان مخالفین خارج از کشور به نیروهای داخل جمهوری اسلامی را در وضعیتی منفعلانه قرار می دهد تا مانع از برخورد با آنها شود .
لذا شایسته است تا جریان حاکم بر کشور با توان ساز و برگ نظامی خود این اعتراض گسترده را به خشن ترین شکل ممکن سرکوب ننموده اکنون که رفته رفته سازمانهای بین المللی همچون ملل متحد و پارلمان اروپا و بسیاری از کشورهای اروپایی نسبت به این انتخابات و اعتراض همه جانبه ایرانیان توجه نموده اند مبارزان خارج از کشور به کشور بازگشته و در کنار همه ایرانیان راه کشور را برای رسیدن به آزادی و دموکراسی واقعی هموار نمایند .
من خود نیز پیشاپیش آمادگی خود را برای بازگشت به کشور تا این فرصتهای ناب از دست نرفته اعلام می نمایم .
برچسبها: روشنگری
Amir Farshad Ebrahimi©
15.6.09 |
|
|
مماشات و پرده پوشی دیگر بس است باید این چاقوکشها و کودتا چیان رسوا شوند ، آرامش را از این جانیان باید گرفت
این قداره بند و چاقو کش را بشناسید
سرگرد پاسدار محمد جواد فرحبخش
پاسدار قرارگاه ثارالله تهران
محل سکونت :
تهران ،شهرک شهید محلاتی ، فاز 3 ، محله 6 بلوک 17 طبقه سوم ، شماره 162
شماره موبایل : 09121256274
برچسبها: روشنگری
Amir Farshad Ebrahimi©
15.6.09 |
|
|
آن روز که جماعت متاسفانه قليل معتقد به تحريم انتخابات اين حرف ها را می زدند و از همه می خواستند که دامن خود را از آلودگی مبرا نمايند متاسفانه بسياری از حتا روشنفکران و فعالان و مبارزان و منتقدان جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور آن ها را کوته بين و دگم و دور افتاده از اتفاقات و شرايط امروز کشور نام می نهادند .
Amir Farshad Ebrahimi©
13.6.09 |
|
|
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری چند روز دیگر انجام می شود !
آیا می خواهید رای بدهید ؟
آیا قصدتان تحریم است ؟
لطفا تصمیمتان هر چه می باشد چند دقیقه فقط وقت بگذارید و این ویژه نامه را مطالعه نمائید !
یقین دارم مفید خواهد بود .
ویژه نامه گفتنی ها را ازاینجا دانلود نمائید گفتنی ها در ایران فیلتر است لطفا لینک دانلود را جهت اطلاع همگان برای دوستانتان نیز ارسال نمائید
برچسبها: مقالات و مجادلات
Amir Farshad Ebrahimi©
9.6.09 |
|
|

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس (خبرگزاریی که یک سرش به قوه قضائیه و سر دیگرش به سپاه پاسداران وصل است !) محمود احمدينژاد رئيس جمهور پس از آن كه از حدود ساعت 17 به مدت يك ساعت در حلقه حاميان خود در مصلاي تهران حضور داشت به دليل ابراز احساسات پاك و بيشائبه مردم وفادار و متعهد ايران اسلامي و براي حفظ جان آنان در ميان ازدحام ميليوني جمعيت ، سخنراني خود را لغو كرد .غلامحسين الهام سخنگوي دولت در اين مراسم طي سخناني با اعلام عذرخواهي احمدينژاد از مردم گفت: رئيسجمهور به دليل حفظ آرامش و آسايش شما نتوانست به جايگاه برسد و عذرخواهي كرد. وي با تشكر از احساسات پاك حاميان محمود احمدينژاد تاكيد كرد: رئيسجمهور امشب در مناظره تلويزيوني خود سخنانش را با شما مطرح خواهد كرد و از همان برنامه از حضور گسترده امروز شما قدرداني خواهد كرد. اما با نگاهی به دو نامه بالا میتوانید پی ببرید که این ابراز احساسات پاک و بی شائبه مردم وفادار بوده اند یا فقط بسیجیان و پاسدارانی که با ابلاغیه ماموریت و هدفدار به صحنه آمده ! دقت کنید که چه زیرکانه عنوان شده است لباستان حتما شخصی باشد و از همراه آوردن لوازم تبلیغاتی متعلق به سپاه خودداری نمائید .
برچسبها: روشنگری
Amir Farshad Ebrahimi©
8.6.09 |
|
|