www.flickr.com

! خونی که هر گز خشک نخواهد شد

از قتل عام زندانیان سیاسی در ایران بیست و یک سال می گذرد اما با گذشت دو دهه از این جنایت همواره و در هر فرصتی موضوع اعدام زندانیان سیاسی در سال شصت و هفت مطرح می شود و این موضوع همواره گریبان همه کارگزاران جمهوری اسلامی را تا زمان روشن شدن کامل موضوع در چنگ خود دارد . گرچه همواره در نشستها و بیانیه ها و شب نامه های داخل و خارج از کشور این موضوع داغ بوده است اما در فضای بسته داخل کشور کمتر مجالی برای طرح علنی این موضوع بوده است در بعد از ایام قتلهای پائیز هفتاد و هفت چندروزنامه جسته و گریخته به این موضوع اشاره کردند که بلافاصله واکنش صریح شورایعالی امنیت ملی را در پی داشت و بموجب آن « مطبوعات از درج هر گونه خبری پیرامون معدوم شدگان محارب نظام منع شدند » ! ، اما هرچه که بود در کوران رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری دوره پیش و با توجه به اینکه شایع شده بود محمود احمدی نژاد در قتل عامهای سال شصت و هفت نقش داشته است و این نقش ازبازجو و اعدام کننده گرفته تا تیر خلاص زن به شیاع رسیده بود بار دیگر مسئله اعدامها موضوع داغ روز شد و در کمال شگفتی اینبار علنی و صریح و بدون پرده پوشی در نشست انتخاباتی جبهه مشارکت روزنامه نگاران و خبرنگاران حاضر مصطفی معین را به چالش کشیده و از او درباره کم و کیف ماجرا سئوال کرده و خواستار ابهام زدایی از این نقطه سیاه جمهوری اسلامی شدند و اینکه اصلاح طلبان موضع شان را خیلی صریح در باره این اعدام ها بیان کنند و بگویند که نقش شان در آن ماجرا چه بوده؟ آیا نقشی داشته اند یا خیر ؟ اگر نقش داشته اند بگویند و اگر نه پس چه کسانی بوده اند ؟ و مهم تر از همه اینکه اگر هم حتا نقشی در آن قتل عامها نداشته اند پس چرا در برابر این فاجعه سکوت کرده اند؟

مصطفی معین گرچه کاندیدای ریاست جمهوری بود و البته در خلال آن سالها نیز کارگزار جمهوری اسلامی بوده اما در عالم ظاهر نقش آنچنانی ای نداشته است و البته وی نیز جوابی جز سکوت و اینکه اطلاعی نداشتم در برابر آن سئوال نداشت ! – جوابی که پاسخ همه اصلاح طلبانی هست که آن روزها به نیروهای خط امامی مشهور بودند و در بر بیش از هشتاد درصد مناصب اجرایی و تقنینی و قضایی ! - اما این روزها این سوال بیشتر از چهار سال پیش مطرح می شود و نه در خفا و زمزمه بلکه در نشستهای انتخاباتی و محافل علنی چراکه اینبار فردی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری است که در آن ایام سیاه جمهوری اسلامی نخست وزیر و مقام سوم کشور بوده است ! اولین بار میر حسین در بابل شوک زده شد و بسادگی این هول و ولا را در چهره اش هم می شد جست وقتی که دانشجوی عضو انجمن اسلامی بابل در دانشگاه مازندران از او سئوال نمود که:
شما و ما می دانیم که به گفته آیت الله منتظری قائم مقام وقت رهبری بیش از چهار هزارو هشتصد زندانی سیاسی در سال شصت و هفت بدون محاکمه اعدام شدند در حالی که دادگاه جمهوری اسلامی آنها را به زندان محکوم کرده بود. شما در آن زمان نخست وزیر ایران بودید.رئیس دولت و شخص سوم مملکت و مسئول دفاع از حقوق ملت ! چه توضیحی درباره سکوتتان دارید؟ آیا این سکوت به معنای رضایت شما بود؟ باز هم تاکید می کنیم با صراحت پاسخ دهید.؟

میرحسین موسوی که آشکارا انتظار چنین سئوالی را نداشت با وساطت مجری مراسم، مراسم را پایان دانسته دانست و مجلس را ترک کرد و همین موضوع و فرار از پاسخگویی نیز همچون بیست سال گذشته پاسخی به این پرسش نداد اما شاید تکرار پرسشها و حرف و حدیثهایی که پیرامون وی و همچنین ارتباط تنگاتنگ وی با محمدی ری شهری وزیر اطلاعات آن سالها بودکه نهایتا او را مجبور ساخت تا پس از سالها روزه سکوت خود را بشکند و در کرمان به این سئوال پاسخ بگوید :
گفته می‌شود در زمانی که آن اعدام‌ها صورت گرفت من نخست‌وزیر کشور بودم و کاری نکردم! باید توجه کنیم که مسئله‌ تفکیک قوا در کشور از ابتدای انقلاب وجود دارد. می‌توانید از من راجع به عملکرد قوه‌ مجریه در دوران جنگ سوال کنید و من با شفافیت، صراحت و صداقت پاسخ خواهم داد. نمی‌شود بدون نگاه به موقعیت‌ها، ظرفیت زمانی و وقایع مختلف این سوال از من پرسیده شود. سوال مربوط به من را بپرسید، حتما پاسخ خواهم داد !

در کرمان و در همان جلسه البته بسیاری میر حسین را به سفسطه محکوم کردند و آسمان ریسمان بافتن و جواب نصفه نیمه وی را منطقی ندانستند و البته بسیاری از همین پاسخ دوپهلو خوشحال شدند که برای اولین بار یک مقام رسمی از این اعدامها ابراز انزجار تلویحی نموده است و سعی در پاک کردن دامن نموده اماآنچه که مسلم است پاسخ کفایت کننده نبوده است ، و ای کاش بعد از بیست سال همچنان میر حسین سکوت می کرد نه این پاسخ بی محتوا را می داد !
میر حسین دست کم می توانسته اگر در تفکیک قوا نقش موثری در جلوگیری از اعدامها نداشته لااقل باتوجه به رابطه بسیار نزدیکش با آیه الله خمینی جلوی آنرا می گرفته و یا در خوش بینانه ترین حالت میر حسین میتوانسته با اعتراض به موقع خود به این نسل کشی و یا استعفایش در آنزمان دامن خود را از این هلوکاست پاک نماید ، دامنی که این روزها آلوده است و با هیچ آب زمزمی هم پاک نخواهد شد ...

برچسبها:



Amir Farshad Ebrahimi© 29.5.09
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

! یار دبستانی ما محمود احمدی نژاد

! مطمئنا شما هم بعد این فیلم اونقدر تحت تاثیر قرار خواهید گرفت که فقط رای تان محمود احمدی نژاد خواهد بود



Amir Farshad Ebrahimi© 28.5.09
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

... چقدر حقیر شده ایم

می گویند دوست و دشمن را در سفر و در غربت می شود شناخت ! و من امشب واقعا این را فهمیدم ماجرا هم بر می گردد به آنچه که بین من و ابراهیم نبوی اتفاق افتاد !

ابراهیم یاهمان اسم خودمانی اش داور را من در ایران زیاد نمی شناختم جز یکبار که در ایران در مجلس افطاری روزنامه نگاران در وزارت ارشاد دیدمش که رابط آشنائیمان هم سید عبدالجواد موسوی بود که آن روزها با برادرش شده بودند پای ثابت مجله شلمچه و خوب ابراهیم نبوی هم درست از همانهایی بود که ما زیاد رابطه حسنه ای با او نداشتیم یادم می آید در سفره افطار من و داور صحبت کردیم و شوخی بود و خنده و حتا مثلا بما می گفت نه اینجوری بنویسید در شلمچه مردم بیشتر حال می کنند و .... گذشت و گذشت دنیا بازیها دارد و راه من از دوستان سابقم جدا شد زندان و دادگاه و بازجویی تا خلاصه بعد هیجده ماه انفرادی مرا منتقل کردند به بند عمومی آموزشگاه اوین سالن پنج و ابراهیم هم بازداشت شده بود و در سالن روبه روی ما سالن دو بود چند باری همدیگر را دیدیم در بهداری و یا در بقول معروف زیر هشت ، ابراهیم به دادگاه رفت و با همان طنازی اش دفاعیه ای کرد و عصر همان روز آزاد شد !

از زندان که آزاد شدم روزنامه های دوران زندانم را می خواندم و دیدم چقدر ابراهیم مرا شرمنده کرده و چقدر نوشته و حتا در یکی از کتابهایش مرا خبر سازترین و قهرمان سال معرفی کرده بود اما آزاد که شده بودم دیگر ندیدمش تا اینکه شنیدم کشور را ترک کرده و چند ماهی بعدش نیز من هم مجبور به ترک وطن شدم دوران بلاتکلیفی و دربه دری روزهای نخست خروجم بود که باز ابراهیم ظاهرا شماره تماسم را از مسعود بهنود گرفته بود و زنگ زد و دلداری و اینکه درست میشه و ما برمیگردیم !

دو سال پیش در نشست پاریس ابراهیم به عنوان خبرنگار رادیو زمانه آمده بود و خوب جو آنجا جوری بود که همه وی را عامل جمهوری اسلامی می دانستند صدایش کردم و آوردمش کنار خودم گفتیم و خندیدیم و خرده گیریهای خیلی ها را هم که چرا با این آدم گرم میگیری را حساب نکردم ، ابراهیم از من مصاحبه ای هم گرفت وباز گفتیم و خندیدیم به دنیای اینهایی که می خواهند ایران را آزاد کنند اما نمی دانند مثلا ازمیدان انقلاب چه جوری می شود رفت تجریش و چقدر پرت هستند از اتفاقات و خبرهای داخل ! هنوز همه چیز خوب و شاید هنوز غربت اثرش را نگذاشته بود !

تا اینکه سال پیش در بعد از گندکاریهای مهدی جامی در رادیو زمانه من مصاحبه ای کردم با روزنامه فولکس کرانت هلند که بر زمانه ای ها خیلی گران آمد آنقدر که بیمشان بر داشته بود اساس رادیو در خطر هست و چه بسا ممر درآمدشان بخطر می افتد ، مهدی جامی با مدیریت فرقه ای اش بر رادیو مریدانش را خوانده بود و هر کسی هر چه تیر و ترکش داشت بسوی منتقدان رادیو زمانه روانه ساخت و در کمال ناباوری ابراهیم هم مرا مورد تاخت و تاز قرار داد !

همان موقع برایش نوشتم ابراهیم دوستت دارم و حساب تو از زمانه جداست و خودت را وارد این بازی کثیف نکن ! ، پنج شش ماه پیش بود که یکی از بازجوهای وزارت اطلاعات که حالا برای خودش روزنامه نگاری شده نمی دانم شماره ام را از کجا یافته بود و بمن زنگ زد و اینکه چرا در وبلاگت اینجوری مینویسی و حواست باشد و بحثمان که بالاگرفت گفت کجای کاری تو داغی وگرنه ما با فلانی و فلانی و ابراهیم نبوی هم رابطه داریم زنگ می زند اینجا و حرف می زنیم خشکم زد تلفن را که قطع کردم به داور زنگ زدم و گفتم راست است ؟ گفت نه وی دروغگوی پست فطری است که همتا ندارد اما با همه زرنگی اش نگفت که اصلا وی را از کجا می شناسد ؟ ....

حالا این روزها ابراهیم نبوی این روزنامه نگار در تبعید و زندانی سابق شده است سمپات انتخابات ریاست جمهوری و سفت و سخت و شبانه روز از مهندس میر حسین موسوی دفاع می کند ، اعتقادش هست دیگر و ما هم دست کم در ظاهر ادای آدمهای دموکرات را در می آوریم دیگر او اعتقاد به شرکت در انتخابات دارد و من معتقد به تحریم هستم او دیگران را در فیس بوک به سبز شدن و رای دادن تشویق می کند و من به هیچ کس کاری ندارم نه کسی رو تشویق به تحریم می کنم نه رای دادن اتفاقا مهندس موسوی را هم دوست دارم و اگر کسی هم شک دارد می تواند برود و رابطه من بامیر حسین راهم بیابد ! ولی خوب اگه شما یه نظامی چهار سال از بهترین روزهای زندگیتونو می گرفت و به زندان می انداختتون اگه یه نظامی خودتون و خانواده اتان را زجر و شکنجه روحی و روانی و جسمی می داد ،اگه 18 ماه شمارو تو انفردی نگه می داشت اگه سر و دست و چونتون رو زیر شکنجه با باتوم می شکست اگه هشت ماه شمارو تو یه جایی به اندازه دو در یک متر مثل کمد دیواری نگه می داشتتون بدون نور و بدون اینکه بدونید الان شبه یا روزه ؟ اگه اونقدر هر شب کف پا و کمرتون رو باکابل می زدند که نمی تونستید راه برید و به سلولتون برگردید و شما رو کشون کشون می بردند تو سلول آیا باز می رفتید و در انتخابات این نظام رای می دادید ؟آیا اصلا حالتون از شنیدن اسم جمهوری اسلامی بهم نمی خورد ؟ واقعا بگو ئید بازهم می رفتید رای می دادید برای مثلا رئیس جمهور انتخاب کردن برای این نظام ؟

ابراهیم در فیس بوک بشدت فعالیت می کند برای پیروزی میر حسین اما دفاعش دفاع خشن و بدی است او تاب هیچ منتقدی را ندارد هر کس از او و موسوی انتقاد کند و یا دلیلی برای تحریم بیاورد بلادرنگ نظرش پاک می شود و اگر سمج باشد اصلا از لیست دوستانش حذف می شود این روش روش دموکراتیک وارانه نیست من برای شش بار رفتم و در پیج او نوشتم برادرم دوستم عزیزم آیا این شیوه حذف منتقدان و مخالفان رویه شماست و یا نه قرار است کاندیدای شما هم اینچنین برخورد کند ؟ پس چه شد زنده باد مخالف من ؟ که هر شش بار بلادرنگ سئوالم محو می شد وبرای بار هفتم ()هم در کمال ناباوری ابراهیم مرا از لیست خودش حذف کرد تا جامعه فیس بوکی اش یکدست شود !

باورش برایم سخت بود و بیشتر شوخی اش می دانستم میلی زدم )و گفتم ابراهیم جان این روش سعید امامی و سعید عسگرهاست که منتقدان و مخالفان را حذف کنند نه ابراهیم نبوی ای که در معرفی خودش نوشته :" من ابراهیم نبوی طنز نویس و داستان نویس که با روز آنلاین و رادیو زمانه ، صدای آمریکا و وب سایت گویا همکاری می کنم و دهها جلد کتاب نیز منتشر نموده ام " هست و خوب ابراهیم نبوی این دوست دیرین هم جوابی داد که گویای خیلی چیزهاست :

فرشاد جان شما مهم نيستي، بيخودي خودتو قاطي آدم بزرگها نکن ابراهيم نبوي

بله همین و البته من ادعای بزرگی هم ندارم من اصلا مگر که هستم پناهنده ای بی هویت که در آرزوی برگشتن به خانه و کشورم احتمالا اگر دغ مرگ نشوم دیوانه حتما خواهم شد ، نه با چندین رادیو وسایت کار می کنم نه ادعای روشنفکری دارم و نه ادعای آدم بزرگ بودن نه من هیچ چیز نیستم و فقط نامی هستم در میان صدها آواره و تبعیدی و پناهنده ایرانی ، من زمانی کسی بودم که در زندان بودم و قهرمان فقط زندانی اش خوب است و مرده اش بهتر قهرمان آزاد که ارزشی ندارد چون نمی شود درباره اش روزنامه و کتاب سیاه کرد و پول درآورد و خارج از کشور هم که باشی دیگر بدتر اینجا آنقدر بزرگ هم باشی فیل هم که باشی یا راننده تاکسی هستی یا کافه دار یا دلقک و لوطی عنتری و ...

بله ابراهیم درست می گوید من کسی نیستم و اگر هم روزگاری بودم روزگار در ایران بود و واقعا لعنت بر این غربت و تبعید که همه مان را بخاطر نگه داشتن یه شغل و لقمه ای بخور و نمیر ، بخاطر اینکه مبادا رقیبی پیدا شود ، بخاطر اینکه آنقدر در میان خارجی ها خردشدیم و عقده ای شدیم در باطن حقیر شده ایم و در ظاهر جوگیر که بله کسی شدیم و ما آدم بزرگی هستیم !

من هنوز هم ابراهیم را دوست دارم و حرمت آن نان و پنیر سبزی سفره افطاری را دارم ، او بزرگ است ، او مهم است و دهها شغل دارد ، او نویسنده است ، او معروف است ، او جنبه دارد او ظرفیت و معرفت دارد و من جز جای کابلها بر کف پا و سر و چونه ای شکسته از زندان دلی دارم که سخت برای روزهای ایران و حتا روزهای سخت اوین گرفته است و دیشب آن هم شکست وصدای شکسته شدنش خواب راهم از چشمانم گرفت ، و فقط تکرار کردم لعنت بر غربت چقدر بیگانه مان کرده و حقیر .....

برچسبها:



Amir Farshad Ebrahimi© 20.5.09
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

انتخابات ریاست جمهوری تحریم یا شرکت ؟

زیاد علاقه ای نداشتم تا درباره انتخابات بنویسم به چند دلیل که اصلی ترین دلیلش این هست که لزوما علاقه ای به شرط بندی روی اسب مرده ندارم .
اما دیروز اتفاقات واحدی افتاد ، این روزها تعدادی از دوستان فیس بوکی که غالبا بسیاری شان نیز از خارج از کشور نیز می باشند با ارسال پیام و کمپین و گروه دیگر دوستانشان را به رای دادن و حضور در انتخابات و بطور مشخص رای دادن به آقای مهندس میر حسین موسوی دعوت می نمایند . به عنوان مثال ابراهیم نبوی نیز در حرکتی فعالانه گویا نمایندگی مهندس موسوی را در فیس بوک برعهده دارد و ضمن ترغیب همگان به دادی رای به ایشان شمشیر خود را نیز برای تحریمی ها از نیام برکشیده و بروی دیوار پروفایل خود نوشته است : " از این پس نباید با "تحریمی ها" با مماشات و مدارا برخورد کرد " و هر کسی هم که بخواهد خلاف اینرا بگوید بنا به اقرار خود سریعا نظر مخالف را محو و حذف می نماید .
اعتقاد نبوی برای برخورد با تحریمی ها این می باشد که تمامی مخالفان انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران ابتدا گروهی از دانشجویان اعزامی به فرنگ هستند که می توانند چپ هم باشند و همچنین تعداد معدودی از نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور، و در آخر جماعتی را هم با عنوان نیروهای سرگردان اجتماعی و در آخر هم صدا و سیما و وزارت اطلاعات ! وی اعتقاد دارد که همه این گروهها این روزها با همسویی با وزارت اطلاعات و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بر طبل تحریم انتخابات می کوبند ! با همین نتیجه گیری ساده ابراهم نبوی دانشجویان مخالف جمهوری اسلامی ، چپ های دانشجو ، سازمانها و احزاب اپوزیسیون جمهوری اسلامی ، صدا و سیما و در آخر وزارت اطلاعات را همه را در یکسو قرار می دهد و حرف مخالفی را هم پذیرا نمی شود ! صرف نظر از اینکه اینچنین استدلال تا چه حد عقلانی می باشد و این طرز برخورد تا چه حد راه صحیحی را می پیماید بد نیست انتخابات در جمهوری اسلامی را بار دیگر با هم مرور نمائیم .
با آغاز زمان ثبت نام کاندیداها در ستاد انتخابات کشور همواره شاهدیم که از بقال و کاسب و نانوا و شکست خورده در اقتصاد و عشق و تحصیل و ... گرفته تا معلم و فرهنگی و سیاسی و حتا مخالف جمهوری اسلامی صف می کشند برای اعلام کاندیداتوری ریاست جمهوری و البته که همواره از میان این صدها نفر فقط چند نفر شایستگی آنرا دارند تا برای غربال دیگری بنام شورای نگهبان فرستاده شوند ، اما شورای نگهبان که وظیفه نگهبانی از اسلام و قرآن و نظام اسلامی و قانون اساسی را برعهده دارد از میان افراد موود همواره تنها کسانی را تائید می نماید که اولا از سوی رهبر اجازه گرفته باشند برای شرکت در انتخابات و بدین وسیله التزام عملی خود را به ولایت فقیه اعلام نموده باشند و در ثانی بهیچ وجه در سابقه سیاسی و اعتقادی شان مخالفتی با جمهوری ولایت فقیه نداشته باشند و بیم آن هم نرود و کوتاه کلام اینکه نهایتا بی خطر وپاستوریزه ترین افراد را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری به مردم معرفی می نمایند .با این حساب پر واضح است که نتیجه انتخابات هرچه که باشد از پیش معلوم است و البته من هم انتظار ندارم که مجال شرکت مخالفان نظام جمهوری اسلامی در این انتخابات داده شود چرا که اولا این انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران است و نه رفراندوم و در ثانی گمان نمی کنم هیچگاه مخالف جمهوری اسلامی وجود داشته باشد که موافق باشد ریاست جمهوری اسلامی را برعهده بگیرد .
حال در این میان چند دسته وجود دارند :
دسته اول موافقان نظام جمهوری اسلامی هستند اینان که هم در داخل کشور هستند و هم در خارج اعتقاد دارند که نظام جمهوری اسلامی نظامی است مشروع و دموکراتیک و انتخابات نیز انتخاباتی هست سالم و صحیح پس مشتاقانه به پای صندوقهای رای می روند و با رای خود به اعتقاد خود نظام دلخواهشان را تثیبت می نمایند و رئیس جمهورشان را انتخاب می کنند و البته این پایان ماجرا نیست چرا که پس از انتخاب آنها هم این انتخاب اعتباری ندارد و رهبر نیز در آخر مهر تائیدی بایدبزند بر این انتخابات و رئیس جمهوری را تنفیذ می نماید .
دسته دوم نیز مخالفان آرام یا بقول آقای خامنه ای مخالفان نجیب هستند !همانهایی که می گویند باید از حداقل دموکراسی در این سیستم استفاده کرد و نهایتا از میان بد و بدتر بقول خودشان نهایتا بد را انتخاب می کنند تا نه بزرگ خود را به گوش حاکمان جمهوری اسلامی برسانند .
دسته سوم نیز مخالفان سرسخت نظام جمهوری اسلامی هستند که این نظام را از بیخ و بن نامشروع و غیر دموکراتیک می دانند و هرگونه شرکت در انتخابات را تقویت این نظام و البته مردود می دانند .
حال به انتخابات فعلی برگردیم و احوال کاندیداهای مطرح را با هم نگاهی گذرا داشته باشیم :
به غیر از محسن رضایی و اکبر اعلمی که ظاهرا شانسی برای انتخاب شدن ندارند محمود احمدی نژاد و مهدی کروبی و مهندس موسوی علی الظاهر رقبای جدی هستند .
محمود احمدی نژاد که در این چهار سال از بس گل کاشته که دیگر ایران را گلستان نموده و احتیاجی برای معرفی دیگر ندارد .
مهدی کروبی نیز که از ابتدای انقلاب اسلامی همواره بقول خودش در خط مقدم انقلاب اسلامی حضور داشته است و همواره علم حمایت از این نظام و خط امام و ولایت فقیه را برعهده داشته ، آخرین سمتش نیز ریاست مجلس ششم جمهوری اسلامی بوده و شاید هنوز خیلی ها فرمایشات ایشان را وقتی که پی در پی احکام حکومتی برای ساکت نمودن نمایندگان مجلس و از دستور خارج کردن طرحهای مجلس صادر می شد از یاد نبرده باشند ، یادتان هست وقتی قرار بود طرح اصلاح مطبوعات در مجلس بررسی شود و صبح زود مهدی کروبی با قرائت حکم رهبر موضوع را تمام شده دانستند و در جواب مخالفان گفتند این حکم ، حکم حکومتی رهبر و ولی فقیه هست هرکسی هم قبول ندارد از مجلس برود بیرون برود خانه اش بشیند ! حالا ایشان که البته قبل از هرکاری رخصت از رهبر گرفته اند یکی از کاندیداهای اصلاح طلبان می باشند .
اما مهندس میر حسین موسوی صرف نظر از همه سادگی و بی آلایشی وی صرف نظر از استعفاء انتقادهایش در هشت سال نخست وزیری شان به رئیس جمهور وقت آقای خامنه ای بهر حال حافظه های تاریخی آنقدر کند نشده است که از یاد برودموسوی هشت سال نخست وزیر و شخص اول قوه مجریه این مملکت بوده است و در همان زمانها بود که سرکوب و خفقان مخالفان شدت گرفت و قتل عام زندانیان سیاسی بوقوع پیوست ، زمانی که قوانین و مقررات سخت و امنیتی اجتماعی و انتظامی در جامعه بسط یافت و قوانین ضد کارگری تصویب شد و حقوق زنان و اقلیتهای قومی در ایران هیچ انگاشته شد . و البته پر واضح است که انسانها عوض می شوند و اندیشه شان قبض و بسط می یابد اما هنوز نیز مهندس موسوی جواب گویایی برای بسیاری از سئوالها که امروزه نیز درباره آن حوادث و اتفاقات از وی پرسیده میشود ندارد و آنها را نکاتی انحرافی و کالبد شکافی غرض ورزانه سیاسی می داند .
حال با این تفاسیر از پشت پرده و گاها دوستان داخل کشور خبر می آورند که در شهریور و دی ماه سال گذشته چندین بار ناطق نوری و حداد عادل به دیدار آقای خاتمی می روند و از وی می خواهند که مهندس موسوی را ترغیب به شرکت در انتخابات نماید چرا که نظر رهبری هم نسبت به وی مساعد است ، خاتمی نیز که در ابتدا علاقه ای به حضور در انتخابات نداشته از این مسئله استقبال می نماید و از مهندس موسوی دعوت به عمل می آورد ، موسوی نیز نه رد می کند و نه تائید ، آقای خاتمی نیز که شانس خود را به یکباره بالا می بیند وارد عرصه می شود و البته عنوان می کند که یا من می آیم یا میر حسین که معتقد بوده میر حسین قدرشناس هست و وارد عرصه ای که برای وی باز شده است نخواهد شد ! با ورود خاتمی آقای خامنه ای از طریق محمدی ری شهری برای خاتمی اخطار می فرستد که از کاندیداتوری صرف نظر نماید و تواما برای مهندس موسوی پیام می دهد که در صحنه بماند و کنار نرود ، آقای خاتمی نیز که جبهه خود را از سوی موسوی و رهبری تحت فشار می بیند بناچار عقب نشینی می نماید و کنار می کشد و ...
به مطلع این نوشتار بازگردیم و اینکه آیا باید در این انتخابات با توجه به این نامزدهای اینچنینی شرکت کرد ؟ جواب البته دشوار است چرا که در صورت تحریم و عدم شرکت در این انتخابات همان دسته اول کار را تمام خواهند کرد و احمدی نژاد و چه بسا مهندس موسوی را هرچند با آرای کم انتخاب می نمایند و تقدیم رهبر می نمایند تا وی مشارالیه را تنفیذ نماید .
این نوشتار نه در باب تائید تحریم انتخابات است و نه در جهت تشویق انتخابات فقط یک سئوال را مجددا مطرح می نماید که آیا زمان پایان انتخاب بین بد و بدتر نرسیده است ؟ آیا وقت آن نرسیده از اصلاحات نافرجام دست برداریم و به تغییر بیاندیشیم ؟
با یک مثال واضح این نوشتار را به پایان می رسانم که مگر می شود گفت ما با اعدام مخالفیم ولی حالا که در ایران اعدام باب است پس لطفا اعدامی ها را با احترام و مثلا با طناب زیباتری اعدام کنید !
این محور دو سر بیشتر ندارد یا موافق یا مخالف ....

برچسبها:



Amir Farshad Ebrahimi© 14.5.09
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

خبرگزاری فارس و دروغپردازی های مکررش

خبرگزاری فارس که حتما معرف حضورتان هست ؟ این خبرگزاری اگرچه یک سرش به نهادهای امنیتی و سر دیگرش به دستگاه قضایی کشور وصل است اما ظاهرا مدتی است شده مثل وبلاگ یک وبلاگ نویس دست چندم ! که نمی داند چی بنویسد ؟ حالا اگر خواست بنویسد چگونه بنویسد ؟ و اصلا بنویسد یا نه ؟! گواه این مطلب هست انبوه خبرهایی هست که منتشر می کند بعد مثلا نیم ساعت حذفش می کند یا جرح و تعدیلش می کند یا عکسش را عوض می کند و خلاصه هزار کار غیر حرفه ای دیگر ... آخرین شاهکارش هم فکر کنم این خبر باشد بخوانید
به گزارش خبرنگار "سرويس مجازي " خبرگزاري فارس، اين گروه در اولين اقدام، با الهام از سريال‌هاي تلويزيوني پيامك‌هايي در تخريب احمدي نژاد ساخته و در سطح وسيعي ارسال كرده‌اند. اين گروه متشكل از حدود 190 نفر از چهره‌هاي طنزپرداز كشور با نظارت و راهنمايي ويژه س. ح فعاليت خود را در موضوعات جنگ رواني در محلي تحت عنوان دفتر ظفر (واقع در خيابان ظفر) سازماندهي كرده و قصد دارند با طراحي و ساخت بيش از سه ميليون پيامك و بلوتوث براي تخريب اصولگرايان و دولت فعاليت كنند. يكي از نكاتي كه در پيامك‌هاي ساخته شده توسط اين گروه مورد توجه قرار گرفته است، اصل تسري پذيري پيامك‌ها است، به صورتي كه نه تنها اصلاح طلبان و حاميان آنها، بلكه طرفداران اصولگرايان نيز به ارسال اين پيامك‌ها براي يكديگر ترغيب شوند. اين افراد كه بنا بر اعلام منابع نزديك به اصلاح طلبان پايه حقوق هر يك از آنها 800 هزار تومان تعيين شده است، ماموريت دارند فعاليت‌هاي خود را در ارديبهشت ماه افزايش دهند
به چند دلیل این خبر کذب محض است و البته دروغی که بهیچ وجه هم با عقل جور در نمی آید ! حالا کاری نداریم به این نکته که آیا اصلا در ایران 190 طنز پرداز مشهور و موفق داریم یا خیر ؟ و اینکه این س . ح اصلا وجود فیزیکی دارد یا خیر یا فقط برای پلیسی کردن ماجرا اسمش را آورده اند اما با یک نیم نگاه گذرابه این خبر اولا از کجا خبرگزاری فارس آمار دقیق اس ام اس و بلوتوثی که بنا به نوشته خودشان هنوز ساخته و ارسال نشده است را دارد ؟ دوما اس ام اس هایی که قرار است ساخته بشود این حضرات از کجا می دانند که قرار است به تعداد سه میلیون برای تخریب دولت فرستاده بشود ؟
با یک حساب سر انگشتی دیگر نیز نگاه کنید دوستان قرار است که ظاهرا حالا قبول کنیم سه میلیون اس ام اس ساخته و ارسال بشود حالا اگر برای ساخت و ارسال هر اس ام اس یک دقیقه وقت هم منظور کنیم می شود پنجاه هزار ساعت که خوب اگه کارکنان این ستاد جنگ روانی رو هم مجبورشون کنیم که کل 24 ساعت رو مثل فرفره کار کنند میشه می‌شه 2083.33 روز که اگه بخواهیم رندش کنیم در حدود پانصدو هفت سال میشه !
اصلا کاری ندارم که این ستاد فرضی هست یا خیر وجود داره یا نداره من میگم اصلا وجود داره و الان هم کارکنانش دارن بیست و چهار ساعته کار می کنند و اس ام اس میفرستند ولی حضرات فارس اصلا نگران نباشند چون پونصدو هفت سال کجا و حدود یکماه دیگر کجا که انتخابات هست ، مطمئن باشند که نمی توانند چهره ملوس و ناز نازی این دولت عزیز را تخریب و ملکوک نمایند.

برچسبها:



Amir Farshad Ebrahimi© 1.5.09
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

مرتضی آوینی و محمد علی زم

چندی پیش در سایت خبرگزاری فارس مطلبی را دیدم که به بهانه سالروز شهادت سید مرتضی آوینی نوشته شده بود ،مطلبی که متاسفانه گرچه به بهانه مرتضی آوینی اما بیشتر عقده گشایی و تسویه حسابهای سیاسی و عقیدتی با محمد علی زم بود . آقای زم به تعبیر من که در حوزه هنری چند سالی با ایشان کار می کردم یکی از معدود روحانیون خوشفکر و اندیشمند است که توانست کارنامه بی بدیلی از خود در عرصه فرهنگ و هنر در ایران برجای گذارد ،نیم نگاهی به عملکرد ایشان در مدت زمانی که مدیریت حوزه هنری را بر عهده داشتند گویای این امر است انتشار صدها جلد کتاب و تولید دهها فیلم سینمایی اثر گذار فقط یکی از نکات مثبت مدیریتی ایشان می باشد ، نویسنده مطلب آقای یاسر رجبی متاسفانه با بزرگ نمایی کردن مشکلاتی که همیشه بین مدیر و پرسنلش بوجود می آید اینچنین نتیجه گیری نموده که رابطه آوینی و زم رابطه ای بسیار بد غیر دوستانه ای بوده . مطلب را که خواندم به عنوان کسی که هم در کنار مرتضی آوینی در سوره و حوزه هنری بودم و هم کسی که از نزدیک شاهد این رابطه بودم به حرمت مرتضی آوینی هم که شده لازم دیدم چند خطی بنویسیم ، اولا آنکه مرتضی آوینی در سالهای آخر حیاتش بسار مغضوب و مورد حمله جریانهایی بود که امروز پیراهن خونی وی را علم کردند و وا مرتضی، وا مرتضی سر می دهند کیهانی ها و رسالتی ها و اصولا خط فکری جناح راست هم در مطبوعاتشان و هم در محافل فکریشان اورا مورد حملات خود و حتا یکبار در دانشکده سینما تئاتر مورد حمله فیزیکی قرار دادند ( این همان مرتضی آوینی روایت فتحی بود که این روزها همه عاشقش هستند) با این وضعیت آقای زم همواره در کنار مرتضی آوینی بود و به عنوان یک مدیر شجاع از وی حمایت می نمود وقتی که مرتضی آوینی بخاطر نوشتن مقالاتی در باب آیه الله خمینی و اسلامیت و جمهوریت مورد حملات ایشان قرار گرفت و کار تا خمیر کردن بخش اعظمی از ماهنامه سوره و حتا درخواست توقیف سوره پیش رفت همین آقای زم بود که به دفتر رهبری رفت و توانست با گرفتن حمایت ضمنی از رهبر امان نامه ای برای مرتضی آوینی فراهم آورد ! مرتضی آوینی در فضای مسموم آن زمان با انتشار ویژه نامه ای درباره آلفرد هیچکاک با نام " هیچکاک همیشه استاد " اتهام آمریکایی بودن ، جاسوس فرهنگی سیا و ... را از سوی کیهان و رسالت به جان خرید و همین آقای زم بود که جانانه از وی حمایت می نمود و راه را برای فعالیتهای روشنفکرانه و دردندانه مرتضی آوینی صاف و میسر می نمود . گرچه شاید در بسیاری موارد آوینی و زم با هم اختلاف نظر و مشکل هم داشتند اما هم مرتضی و هم زم تا به آخر در کنار هم بودند و نه مرتضی به فکر جدایی از حوزه و زم می افتاد و نه زم به فکر طرد این عنصر جنجالی و حاشیه ساز می افتاد ، مرتضی آوینی ، بعد از شهادتش مرتضی آوینی شد و وقتی که آنگونه به شهادت رسید میوه چینان و غنیمت خوران همیشگی به عرصه آمدند و زیر تابوتش را گرفتند و همین فردی که تا دیروز مورد شدید ترین حملاتش قرار می دادند به یکباره خواندنش " سید الشهدای اهل قلم " دنیای عجیبی است نه ؟

برچسبها:



Amir Farshad Ebrahimi© 1.5.09
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام




تازه نوشته ها

قدیمی ها

تازه هایی از دوستان

دوستانی که می خوانمشان



کمپین


GOFTANIHA

Iran Briefing

تحول سبز

Goftaniha, Amir Farshad Ebrahimi's Weblog

فیلتر شکن: دفاع از آزادی بیان

GOFTANIHA






Free counter and web stats

Creative Commons License
حقوق این وب طبق پروانه‌ کریتیو کامن لایسنس محفوظ است

© 2010 Goftaniha | گفتنی ها |Amir Farshad Ebrahimi's PersianWeblog | Site Feed Back to top
Designed by Graphit | For Goftaniha.org