موضوع ریاست قوه قضائیه از همه ادوار این دوره مهمتر است ، می دانید که طبق قانون اساسی ریاست قاضی القضات یا همان ریاست قوه قضائیه بر عهده ولی فقیه و رهبر است ، گرچه در قانون اساسی زمان خاصی برای این سمت تعریف نشده اما سالهاست که در جمهوری اسلامی اینگونه انتصابها مثل نصب و عزل ریاست قوه قضائیه یا ریاست سازمان صدا و سیما وهمچنین فرماندهان نیروهای مسلح که همگی بر عهده رهبر است در دوره های پنج ساله دچار دستخوش و تغییر و تحول می شوند ،اما این دوره از ریاست قوه قضائیه ویژگی های خاص خود را دارد تا حدی که آنطور که از شنیده ها بر می آید حتا مجلس خبرگان و هاشمی رفسنجانی هم سعی در دخالتهایی در آن دارند دلایل این سختی اینکار چند وجه عمده دارد اول آنکه احتمال حضور اصلاح طلبان و یا ورود نوظهوران سیاسی یعنی آن ائتلافی که این روزها بین اصلاح طلبان و میانه روها و ملی مذهبی ها در حال شکل گیری هست در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو است که اگر اقبال بیاورند و بتوانند احمدی نژاد را کنار بزنند این قوه باید نقش ترمز را برای آنها بازی کند و دیگر اینکه معمولا باز در قانونی نانوشته بیشتر سعی می شود تا از روحانیون مجتهد و سادات برای این قوه استفاده شود و با توجه به روز به روز وخیم تر شدن حال رهبر و حاد شدن سرطان وی می شود در چشم اندازی به جلو ریاست قوه قضائیه آتی را رهبر آینده دانست ، چرا که بسیاری از شرایط رهبری در ریاست قوه قضائیه هم نهفته شده است و از همین روست که انتخاب این دوره از شرایط خاصی برخوردار شده است .
در محافل سیاسی نزدیک به رهبر فعلا اجماع بروی دو نفر انجام شده است ، آیه الله یزدی رئیس پیشین قوه قضائیه که البته وی نیز بدلایل زیاد شانس بالایی ندارد و دیگر سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران که این روزها حوزه علمیه قم رایزنی هایی را برای مجتهد شناساندن وی در دستور کار گرفته است از خاتمی البته به عنوان یکی از گزینه های احتمالی برای جانشینی رهبری هم یاد می شود ، البته در بخشهای نزدیک به طیف حقانی نیز پیشنهاداتی هم به رهبری شده است که در لیست آنان علی فلاحیان ، آیت الله ری شهری ، آیت الله عبدالنبی نمازی مدرس حوزه و امام جمعه کاشان و همچنین مدرسييزدي عضو فقیه شورای نگهبان قانون اساسی به چشم می خورد . که از این میان احتمالا علی فلاحیان نمی تواند گزینه مد نظر رهبری باشد و ری شهری نیز پس از فوت آیت الله مشکینی که پدر زن وی می بود و بزرگترین حامی وی بشمار می رفت دوران افول سیاسی را در حال طی کردن است تا حدی که خبر می رسد به زودی وی از امیر الحاج بودن نیز برکنار شود .
اما چرا هاشمی شاهرودی کنار گذاشته می شود ؟
هاشمی شاهرودی از سال هفتاد و هشت که بر سر کار آمد و وعده آبادی ویرانی قوه قضائیه را داد آنچنان که خود می خواست نتوانست عمل نماید به عنوان مثال وی از ابتدا مخالف ریاست عباسعلی علیزاده بر دادگستری استان تهران بود اما حمایتهایی که از خارج از قوه قضائیه از وی انجام می شد هیچگاه این اختیار را به وی نداد و یا به عنوان مثال ایشان از همان زمانی که سعید مرتضوی بر شعبه 1410 عمومی تهران متولی امر رسیدگی به پرونده های مطبوعاتی بود با وی دچار اختلافات اساسی گشته و از ابتدای ریاست وی بر مقام دادستانی تهران نیز مخالف بود اما حمایت مستقیم دفتر رهبری از مرتضوی این اختیار را از وی سلب نموده تا آنجایی که شنیده ها حاکی از آن است که آیت الله شاهرودی برای چندمین باری که درخواست برکناری مرتضوی را با رهبری در میان می گذارند، در پاسخ می شنوند که ؛حالا که قرار است خود شما تغییر کنید، بهتر است دست نگهدارید!
هاشمی شاهرودی در حالیکه کارنامه خوبی از ریاست دو دوره ای خود بر مسند قوه قضائیه بر جای نگذاشته است اما چالشهای سخت و نفس گیر وی با رهبر و یا اعتراضات نوبه ای وی به بعضی از احکام صادر شده توسط قضات خاص همچون حکم اعدام سید هاشم آقاجری ، و یا توصیه برای دانشجویان زندانی دانشگاه امیر کبیر و یا فرمان برکناری و محاکمه عاملان فرار شهرام جزایری و ... از جمله مواردی بود که نوک کوه یخ نارضایتی وی از عملکرد قوه قضائیه را برملا می نمود .
این روزها حتما اخبار توقیف ساختمان 650 محله منهتن نیویورک را که در مالکیت بنیاد علوی است را شنیده اید ، ماجرای برج سی و شش طبقه نیویورک البته یک شبه پیش نیامده است و از مدتهاست که در محافل امنیتی و قضایی امریکایی و ایرانی در جنگی نفس گیر در حال پیگیری است ، بطوریکه پروژه جلوگیری از توقیف و مصادره اموال بنیاد علوی در داخل جمهوری اسلامی و حفظ این سرمایه قریب به بیست میلیارد دلاری یکی از بزرگترین سرگیجه های دولت احمدی نژاد بوده ، جالب است بدانید که از گوشه و کنار محافل آمریکایی این روزها اخباری از جلسات مستمر با رحیم مشاعی و محمد نهاوندیان در واشنگتن و حتا با خود احمدی نژاد در میهمانی عبدالله گل در استانبول می رسد که در گرشته بر سر این مناقشه صورت گرفته بوده ! و حالاست که پافشاری احمدی نژاد را برای رفتن به استانبول را علیرغم همه آن خفت و خواری ها را می فهمیم و همچنین دلیل اظهارات عجیب و غریب مشاعی رادر ارتباط با دوستی جمهوری اسلامی با ملت آمریکا و اسرائیل می فهیم که همگی ظاهرا پلوتیک هایی بوده برای نشان دادن چهره ای میانه رو و سالم از مشاعی البته نباید سفرهای پی در پی هوشنگ امیر احمدی که با دعوت و رضایت مستقیم احمدی نژاد صورت می گرفت را نیز از یاد برد .
اما آمریکایی ها که هم نمی توانستند از لقمه بیست میلیارد دلاری به راحتی بگذرند و هم نمی توانستند در برابر لابی بشدت قدرتمند یهودیان مقامت کنند مذاکره و چانه زنی را تعطیل نمودند و در اولین گام مذاکرات را تعطیل کردند و در گام بعدی هوشنگ اميراحمدي ازمركز مطالعاتي خاور ميانه دانشگاه راتگرز نيوجرسي كنار گذار شد ودر آخرین گام نیز برج شماره 650 را مصادره نمودند .
اما چرا فرشید جاهدی ریاست بنیاد علوی بازداشت گردید ؟
آمریکایی ها طبق عادت همیشگی شان وقتی با یک طرف در حال مذاکره هستند و لابی انجام می دهند از بازی کردن با آلترناتیو ها نیز غافل نمی شوند و دوست دارند همیشه با همه مهره های خود بازی کنند اما وقتی حساسیت و هول شدن دولت ایران را در برابر تهدید به مصادره برج پانصد دیدند احتمال دادند که ارزش این ساختمان و این بنیاد در دل آمریکا می تواند بالاتر از این میلیاردهایی باشد که در پشت سهام شرکت آسا خوابیده است اینجا بود که شاخکهای امنیتی شان حساس شد و در پیرامون بنیاد علوی به کنکاش پرداختند .
می دانید حتما که بنیاد علوی همان بنیاد پهلوی ای بود که شاه در آمریکا برای رسیدگی به وضعیت دانشجویان بورسیه ایرانی و نظارت بر اموال و مستغلات ایران در آمریکا تاسیس نمود که پس از انقلاب نامش به بنیاد علوی تغییر یافت والبته ماموریت های آن نیز با توجه به اینکه دیگر نه در آمریکا و نه در ایران سفارتخانه ای برای این دو کشور فعال نبود تغییر کرد .
بنیاد علوی در دهسال گذشته یکی از عمده ترین ماموریتهایش که با تزریق پولهای عجیب و غریب به آن از سوی ایران حمایت می شد که شامل محموله های فرش و پسته و زعفران و گاها نقره و آلمینیوم بوده است آن بوده است تا با خرید ایرانیان و آمریکائیان مستعد آنها را به لابی میان امریکائی ها و جمهوری اسلامی تبدیل نماید .
و البته در کارنامه بنیاد علوی میتوان به این هم اشاره کرد که هر از گاهی تلویزیون و رادیوهای فارسی زبان در آمریکا را نیز که در برهه هایی خطری امنیتی برای جمهوری اسلامی احساس می شدن خریداری نماید و دکمه کند روی و تد روی آنها را در دست بگیرد !
فرشید جاهدی بعنوان مدیر عامل بنیاد علوی اکنون در دست آمریکایی هاست والبته احتمال آزادی وی در روزهای آتی می رود اما داستان بنیاد علوی داستانی است که ظاهرا این روزها تمامی ندارد و باید ببینیم قصه اش به کجاها ختم می شود ...
دولت محمود احمدی نژاد را بدون اغراق باید عوام فریب ترین دولت جمهوری اسلامی نامید ، محمود احمدی نژاد در حالی از عدالت اجتماعی و حمایت از توده های محروم جامعه داد سخن سر می دهد که نزدیکان وی و دولت مهرورزش از جمله بانیان تبعیض و ثروت اندوری هستند ، احمدی نژاد در حالی در جامعه از خود چهره خاکی و رجایی نمادی نشان می دهد که با مافیای اقتصادی و ثروتهای بادآورده مبارزه می نماید که نزدیکترین افراد به دولت وی من جمله رحیم مشاعی ، هاشمی ثمره و غلامحسین الهام از جمله افرادی هستند که شائبه دست داشتنشان در مافیای اقتصادی دست کم لا اقل در بورس سهام و بطور مشخص رحیم مشاعی در شرکت پارس مینو ، هاشمی ثمره در مجتمع دارویی سبحان و الهام در تصاحب بخش عمد ای از سهام کارخانه تولید لاستیک دنا به بزرگترین رسوایی برای دولت مهرورز تبدیل شده در این گیرو دار البته صادق محصولی را هم شما اضافه نمائید که اشاره به دارایی های وی تکرار مکررات است و درناکتر از همه اینکه این سردار میلیاردی از جمله کلید ترین وزرای دولتی است که برای رفع تبعیض باید اقدام نماید
آخرین عوام فریبی احمدی نژاد و موجه نشان دادن چهره خود در مبارزه با تبعیض و احیای عدالت اجتماعی است که وی با صدور بخش نامه ای در جلسه 30 آذر سال 84 هیئت دولت، تشرف مسوولان دولتی به حج تمتع برای بار دوم را ممنوع اعلام کرد و به اعضای هیات وزیران دستور داد این امر را در همه زیرمجموعه های خود اجرا کنند. که البته امسال نیز بصورت فاحش و معنا داری هم در رسانه های گروهی جمهوری اسلامی انتشار یافت ممنوعیت رفتن به حج برای همه مسوولان دولتی برای بار دوم و یا ... را ممنوع اعلام کرده است، احمدی نژاد در مصاحبه ای هم بخشنامه خود را تشریح کرد و مجددا امسال نیز با ادا و اصولهای خاص خود عنوان کرد که دیگر زمان سوء استفاده از عنوان و مقام و پست گذشته است و مثل این نیست که ما در دولتهای قبل می دیدیم اصلا در ایام حج هیچ مدیری بر سرکارش نیست و همه با پارتی بازی در حج بسر می بردند !
بله ظاهر این بخشنامه ظاهر زیبایی است و طبیعی است که در سطح جامعه به به و چه چه را برای احمدی نژاد به بار می آورد که چقدر خوب است که کسی آمده است که دیگر بساط سوءاستفاده چیان را برچیده است . اما در کمال ناباوری می بینیم که تنها کارکرد این بخشنامه عوام فریبانه برای موجه نشان دادن چهره احمدی نژاد بوده است و احتمالا برای کارکرد انتخاباتی در میان توده مردم چرا که برخی از نزدیکان و اطرافیان رییسجمهور امسال نیز نه برای دومین بار که برای چهارمین بار در طول ریاست جمهوری وی – یعنی هرساله- به همراه خانواده خود عازم سفر حج شدند!
آنچه که در بالا مشاهده می نمائید فرم مانیفست پرواز شرکت هواپیمایی سعودی در روز سه دسامبر امسال می باشد که نشان میدهد، علیاکبر جوانفکر، رحیم مشایی به همراه همسر، مسعود زریبافان، علی کردان و تعداد دیگری از نزدیکان رییسجمهور همچون جوانفکر ، زریبافان و شیخالاسلامی عازم سفر حج شدهاند
البته آنچه که مشاهده نمودید فهرست پروازبشماره صفر سه دی ای سی پنچاه و سه چهل و هفت می باشد که مختص کارکنان دولت ایران در هواپیمایی سعودی می باشد و این در حالی است که در سالهای گذشته تنها یک کاروان فقط برای مسئولان و خانواده های آنان در نظر گرفته می شد اما امسال و با توجه به صدور این بخشنامه و البته یادآوری این مطلب که متوسط زمان انتظار برای سفر حج برای افراد عادی به گفته مسوولان سازمان حج و زیارت 17 سال می باشد وزارت امورخارجه نیز خود دست بکار شده و کاروان دیگری را نیز برای نور چشمی های تشکیل داده که در میان آنها اسامی دو آقازاده آقای مشایی در کاروان سیصدو چهل یعنی همان کاروان کذایی اختصاصی وزارت امور خارجه می باشد مشاهده میشود که در زیر لیست پرواز آن می آید
حال شما از همین یک نمونه قضاوت کنید صداقت در گفتار و رفتار این دولت عدالت محور را .
این روزها به دلیل واضحی سپاه پاسداران دارد از همه توش و توان خود استفاده می کند برای جلب و تهییج نظرات بسیجیان و پاسداران و هواداران انقلاب اسلامی بر علیه اسرائیل ، از اعدام علی اشتری گرفته تا افشای بازداشت باند جاسوسان موساد در ایران که من اعتقاد دارم جوکی بیش نیست حالا چرا در وقتش خواهم گفت ، مثلا به آنچه که سردار جعفری فرمانده سپاه و بعدترش سعید مرتضوی دادستان تهران در مراسم مضحک رونمایی از اسناد و مدارک جرم گفته اند و نشان داده اند دقت کنید ؛ گیره کاغذ چند عدد ، یک جی پی اس تجاری ( نه نظامی و نه پروفشنال) ،لب تاپ توشیبا ظاهرا تقویت شده (حالا چیش خدا می داند ) تعدادی دیسکت و تعدادی سی دی ، چند عدد فلاش مموری با بند و بدون بند ، تعدادی رم و مموری موبایل و دوربین ، خودکار مشکی بیک باطری قلمی و نیم قلمی !! ، اینها مدارک جاسوسی است البته چند عدد فیلم ویدویی وی اچ اس (که همه می دانیم مدتهاست منسوخ شده ) و چند عدد فیلم دی وی دی دیجیتال و خنده دار ترینش چند چرخ چمدان که در رول آنها برای جاسازی نوار فیلم استفاده می شده است ، که کیست که نداند این ابزار و آلات همگی منسوخ شده اند و بجای بردن فیلم ویدئو براحتی و بدون خطر میشود آنها را ایمیل کرد و فرستاد
اینها لوازم جاسوسی برای دومین سازمان جاسوسی عمده دنیا یعنی موساد است ! در وقت مناسبش و اینکه چرا به این قصه جاسوسی و بازداشت جاسوسان اعتقاد ندارم و این قصه بدجوری گوشه اش باز است خواهم گفت ، اما یک مسئله دیگری هم هست که یه جورایی دارد وجدانم را قلقلک می دهد و آن بازداشت حسین درخشان است ، من ابتدا و تا همین چند روز پیش اصلا اعتقاد دشتم که همه این بازیها را خود درخشان درآورده است و الان حتما در کیش یا شمال دارد این بازتابها را می خواند و به ریش همه می خندد ،باورشم نه برای من که برای خیلی ها که این موجود خودشیفته را می شناسند زیاد دور از ذهن نبوده تا اینکه چند روز پیش توسط افرادی باخبر شدم که حسین درخشان در بند 59 زندان سپاه دیده شده و در آنجا ضمن نگه داری ازوی در حال بازجویی توسط ضابطان اطلاعات سپاه است
خوب این کمی داستان را جدی و نگران کننده می کند ، البته حسین درخشان خودش گفته بود که من اگر به ایران بروم و بازداشت شدم کسی چیزی ننویسد البته باز با فحاشی و اتهام این را هم گفته بود که :" .....دوست ندارم هر برخوردی که سیستم امنیتی یا قضایی ایران بخواهد با من بکند تبدیل به چماقی تازه در دست بیزنسمنهای شارلاتان حقوق بشر در آمریکا و اروپا شود، که تنها چیزی که برایشان هم نیست حقوق آدمهای دیگر است. در نتیجه، راضی نیستم که کوچکترین خبر یا اعلامیه یا فعالیتی به زبان انگلیسی و در صحنهی بینالمللی یا رسانههای فارسیزبان هلندی و آمریکایی و انگلیسی و غیره پخش و انجام شود" . که خوب این هم حرفی است دیگر ! کما اینکه باز گفته بود : "....میدانم ته دلتان دوست ندارید این را قبول کنید، ولی شعار «ایران برای همهی ایرانیان» را خاتمی میداد، ولی احمدینژاد جدی گرفته و دارد اجرا میکند. خودتان بیایید و مثل من امتحان کنید
بله واقعیت این است که حسین در خشان در دو سال اخیر با توجه به نوشته هایش و رفتارهایش نه تنها تمامی دوستان سابق را از خود رنجانده بلکه بسیار بسیار دشمن نیز برای خود تراشید و آنچنان لگذ به همه سوابق و خاطرات خود زد که اصلا این روزها کسی حاضر نیست نام وی را بر زبان بیاورد ، من با اعتقاد کسی کار ندارم ، حسین درخشان می تواند مثل خیلی های دیگر که نزدیکترینش خود من هستم روزی یک اعتقادی داشته باشد و بعد البته فکر کند و نتیجه گیری کند و عوض شود و اعتقادش را نیز تغییر دهد یک روز از اصلاحات دفاع کند و بعد به این نتیجه برسد که نه اصلاحات چلغوز است احمی نژاد آهنگر زاده ای است که امیر کبیر ایران امروز است ، و کسی هم در یک فضای آزاد و دموکراتیک حق ندارد به اندیشه وی توهین کند ، اعتقاد دارد و از روی اعتقادش هم دارد از احدی نژاد حمایت می کند، اما آنچه متاسفانه این وسط فجیع و مشمئز کننده بود این بود که درخشان هم با توجه به آشنایی های قبلی اش و دانسته ها و اطلاعاتش و هم با توجه به ارتباطاتش شروع نمود در طی این دوسال خوراک خبری برای رسانه های جمهوری اسلامی و دستگاههای امنیتی و قضایی فراهم نماید ، از اتهامات و حمله های وی به جنبش زنان ، فعالان حقوقی ، فعالان جنسیتی و برابری طلب تا کارگزارانی ها و مشارکتی ها و اصلاح طلب ها و ... کسی بی خبر نیست . درخشان اصانلو را شیاد و دروغگو نامید ، درخشان از اعدام یعقوب میرنهاد دفاع کرد و آنرا ستود و...
بدون شک در طی دو سال اخیر عمده مطالب وی در برنامه های صدا و سیما و روزنامه های کیهان و جموری اسلامی و رسالت و... و سایتهای وابسته به طیف امنیتی و یا محافظه کار جمهوری اسلامی بازخورد داشته است . ماجرای اهانت و تهمت های بی شرمانه وی به شادی صدر و بسیاری دیگر از فعالان جنبش زنان را بر سر ماجرای سنگسار مکرمه و جعفر را چه کسی است که امروز فراموش کرده باشد ؟ یادتان هست که رسانه های جمهوری اسلامی با چه ذوغ و شوقی آنها را منعکس می کردند ؟ به نظر من اینها دیگر اعتقاد نیست ، آدم فروشی خصلت است نه اعتقاد و ظاهرا وی قبل از آنکه به اندیشه جمهوری اسلامی و کارگزارانش ایمان آورده باشد ابتدا خصلتهای آنها را فراگرفته است
اکنون و صرف نظر از اینکه من هنوز هم حسین درخشان را زندانی سیاسی نمی دانم ، چرا که زندانی سیاسی کسی است که بر اساس اعتقاداتی به زندان افتاده باشد و درخشان امروز هم به زعامت آیه اله خمینی به عنوان یگانه مرد تاریخ معاصر اعتقاد دارد و آقای خامنه ای را نیز رهبری دلیر و شجاع می داند و احمدی نژاد و یارانش رانیز از بزرگترین انسانهای خادم و صدیق در طول تاریخ ایران برمی شمرد و خوب مگر می شود کسی که چنین اعتقادی دارد و بیش از دو سال و شاید هم بیشتر این اعتقادات را مستمرا بیان می کند را مخالف جمهوری اسلامی دانست و زندانی سیاسی و عقیدتی برشمرد ؟
حسین درخشان طعمه در بند است ، شک نکنید که وی را در بند کشیده اند تا دیگران را تخریب نماید و یا با توجه به حسین درخشان بودنش زمینه را برای برچسب زدن جنبشهای زنان و کارگری و دانشجویی و یا هویت طلب به موساد در آن داستان مضحک که در بالا به آن اشاره کردم استفاده کنند و البته شواهد نیز تا کنون حاکی از همین مسئله بوده است
اما همه اینها که گفتم بماند و یک طرف و طرف دیگر اینکه آنچه که مسلم است وی در بازداشت است و زندانی و بازداشتی هم حقوقی دارد ، ما هیچ کداممان نمی دانیم چرا که اطلاعاتی نداریم اما بازداشت و نگه داری وی در زندانی که هیچگونه استاندارد مناسبی از نظر حقوقی و حتا آنچه که در آئین نامه های موجود سازمان زندانها در آن تصریح شده است ندارد ، خلاف است و قابل اعتراض ،اگر تا کنون حسین درخشان وکیل درخواست کرده و این اجازه را به وی ندادند ، اگر تا کنون به وی اجازه تماس تلفنی با خانواده اش را نداده اند ، اگر وی ممنوع الملاقات است ، اگر وی زیر شکنجه های روحی و جسمی است ، اگر .... همه اینها محکوم است وانجامش نمونه بارز نقض حقوق بشر است ، درخشان نیز بشر است کما اینکه اکبر گنجی نیز بشر است ، کما اینکه فرزاد کمانگر نیز بشر است و حتا خامنه ای نیز بشر است و حقوق اولیه همه اینها محترم است و سکوت در این مورد از سوی هر کسی که خود را مدافع حقوق بشر می داند محکوم است.
کسی می دونه این حاج آقا کیه ؟ بشناسیمش ، من که خیلی حال کردم باهاش ، طفلی بد جوری دلش از خدا و پیغمبر و حکومت و شیخهای مارمولک ومردم ایران پره نمی دونه چه کنه ، از این خدا که گیر داده به ما و فقط مارو امتحان می کنه و از این ملت ایران که هی می دون میرن رای میدن ! ناقلا ظاهرا بدجوری هم عشق هایده است !خلاصه خیلی باحال بود هر جاهست همون خدای کریم ! توفیقش بده
حالا همه گردو خاکهای رادیو زمانه و تعویض مدیرش خوابیده است و خیلی راحت تر می شود حرف زد ، اولا که واقعا خوشحالم که بالاخره انتقادات و پیگیری ها کار خودش را کرد و همه آن جعل های اسکناس هفت تومانی ! توانست مدیران پرس ناو را متقاعد کند که مهدی جامی بدرد رادیو زمانه نمی خورد !
و البته اتفاقات بسیار زیادی هم تو همین حین و بین افتاد که برای ما ایرانی ها زیاد مهم نیست چون بالاخره با اخلاق ایرانیان آشنائیم مثلا افرادی که چندی قبلش یعنی آنزمانی که هنوز وضعیت مهدی جامی پادرهوا بود سوزنامه می نوشتند و بیعت می کردند که چنین می کنیم و چنان و در همه کائنات یکنفر هم پیدا نمی شود مثل مهدی جامی و مهدی جامی هدیه الهی است از آسمان به رادیو زمانه و ما ایرانیان به محضی که دیدند نه کار تموم است به سرعت نور جبهه خود را ابتدا از موافق به منتقد و سپس از منتقد به مخالف سرسخت مدیریت، شخصیت، عملکرد و ... مهدی جامی تعویض نمودند ، و حسین زمانه را در کوفه تنها گذاشتند و او هم غریبانه کشته شد !
حالا مهدی مونده و حوضش در سیبستان ! و بقول خودش سرهنگی بوده که ستوان شده اما ایکاش خودش هم می دانست که کار فرهنگی با کار سرهنگی فرقهای بسیار دارد .
به هر حال این روزهای حسین علوی دبیر تحریه رادیو زمانه شده است و خوب البته یکروزه نباید هم انتظار معجزه از وی داشت و امیدوارم که با استفاده از کارنامه ناموفق مدیریت قبلی سوراخهای کار را یافته باشد و بتواند از رادیوی زمانه رادیوی موفقی بسازد رادیویی که هم به تعالی فرهنگ کمک کند و هم بتواند به واقع پژواک دموکراسی خواهان ایران باشد ، هر چند که در همین مدت کوتاه هم اتفاقات جالبی افتاده ، متاسفانه قبلا تا منتقدین رادیو زمانه حرف می زدند مهدی جامی می گفت بله ما نمی خواهیم رادیوی اپوزیسیون باشیم ! بله این حرفش درست بود اما متاسفانه مهدی جامی خودش را به کوچه علی چپ می زد کسی انتظار ندارد تا رادیو زمانه هم مثل بعضی رادیو تلویزیونهای لوس آنجلسی بیاد صبحتا شب به جمهوری اسلامی فحش بدن و به تولید هخا و داور بپردازد !
اتفاقا از رادیو زمانه انتظار می رود بیاید تا به فرهنگ سازی بپردازد تا هم به ارتقای شعور ملت کمک شود و هم اینکه اگر کسی اومد گفت برای مبارزه با جمهوری اسلامی بیائید در کوچه پس کوچه ها میخ بریزید ! مردم بفهمند که طرف چقدر پرته !
کسی از رادیو زمانه انتظار ندارد بیاید بگوید احمدی نژاد گاو است ، خامنه ای خر است ، خاتمی نفهم است ! نه اما اگر بیاید بگوید احمدی نژاد این کارها را کرده ، وضعیت جمهوری اسلامی این است ، دانشجویان، زندانیان سیاسی، زنان و کارگران وضعشون اینه ، فرهنگ کشور ، سینما ، کتاب و تئاتر و ... هم وضعیتشون اینه اونوقت مردم خودشون می فهمند که چه کسی ... هست .