Friday، June 29، 2007
مختصر و مفید !
مهدی بوترابی آزاد شد ! نمی دانم چرا اینقدر که زندانی شدن افراد مهم است و همه رسانه های داخلی و خارجی تو بوق می کنند خبر آزادی مهم نیست ؟ اما به هر حال و با کمال شادی مهدی بوترابی وبلاگ نویس عزیز و رئیس موسسه پرشین بلاگ که قریب به دو ماه در بازداشت دادستانی انقلاب اسلامی تهران بود آزاد شد و هنوز نه دادستانی و نه خود مهدی درباره اتهاماتش و اینکه در دوران بازداشت چه بر وی گذشته است چیزی نگفته است و همه را به صدور اطلاعیه ای موکول کرده است . با آرزوی آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی .
آیه الله بروجردی هنوز در انتظار صدور رای هست ! دادگاه رسیدگی به اتهامات آیه الله بروجردی و بخشی از یارانش که رسیدگی به تحقیقات آنها از سوی معاونت امنیت دادگاه ویژه روحانیت و وزارت اطلاعات پایان یافته پس از شش جلسه دادرسی که بصورت غیر علنی و حتی بدون اجازه حضور وکیل مدافع تشکیل شده بود با قرائت کیفر خواست اعدام برای آیه الله بروجردی و یارانش پایان یافته اما هنوز جلسه آخر دادگاه که قرار است قاضی رای بدوی داگاه را قرائت نماید اعلام نشده و بسیاری و ازجمله تعدادی از متهمان بر این باورند که قاضی در انتظار نظر دفتر رهبری برای این حکم می باشد .
همکاری با روزنامه نیویورک سان!
خبر فعلا در همین حد باشد فکر کنم کفایت کند ! اینرا هم برای این گفتم چون می دانم کلودیا وتعدادی ديگر هم از این قضیه مطلع هستند و یک وقت کسی خیال برش ندارد که کاری محرمانه است و یا دارم مخفی کاری می کنم نه خیر هیچ چیز مخفی و پیچیده ای نیست و با تعدادی از نویسندگان این روزنامه مدتی است که در ارتباطم و قرار شده که از اول ماه جولای درباره ایران و ساستهای محافظه کاران ایران و اندیشه های جنگ طلبانه آنها بنویسم ، من بارها گفته ام که آنقدری که خطر حمله ایران و این سیاستمداران فعلی اش از نوع احمدی نژاد و یا ذوالقدر به اسرائیل و آمریکا جدی است خطر حمله آمریکا به ایران جدی نیست و اصولا اصلا آمریکا در توان و مصلحتش نیست که به ایران حمله کند پس باید این خطر جدی گرفته شود : حمله ایران به آمریکا
: © | | Balatarin | Donbaleh
Saturday، June 23، 2007
بيچاره ملكه !
فرانسه كه بودم ديدم تمام روزنامه هاي فرانسوي صفحه اولش شده عكس سلمان رشدي و چقدر بده آدم كنجكاو باشه و چيزي هم از اون سر در نياوره ! تا اينكه شب برنامه بي بي سي جهاني را پاي تلويزيون ديدم و اينكه بله آقاي سلمان رشدي ملقب به لقب و نشان «سر» شده اند ! واقعا عجيب است ، من كاري به آن فتواي كاملا سياسي و بلافاصله اختصاص آن جايزه بنياد 15 خرداد ندارم( كه البته اين را نيك مي دانم اگر آن كارها و شلوغ بازي ها صورت نمي گرفت سلمان رشدي هم مثل هزاران هزار نويسنده و روزنامه نگار و ... كه خزعبلاتي را به اسلام و يا اصلا هر دين و عقيده اي گفته اند در سكوت خبري مي مرد و همه اين بازيها و معروف شدنش مديون خميني است ! ) . انگلستان و مخصوصا بلر خوب به درد همديگر مي خورند و بقول معروف خدا در و تخته را خوب جور كرده هر دو از آن كله شق ها و عجوبه ها هستند ، يادتان هست همين چند وقت پيش وقتي مردم انگلستان شاكي بودند از دروغگويي بلر و اينكه چرا درگير جنگي شده ايم كه بنايش بر دو دروغ سلاح کشتار جمعی و ارتباط صدام با القاعده بوده است و كار به مطبوعات كشيد جناب بلر چه پاسخي به مطبوعات و مردم دادند ؟ بله ايشان در نهايت متانت آمدند . گفتند :" مطبوعات حیوانات درنده هستند." حالا همين بلر مودب و پاسخگو سلمان رشدی را به ملکه انگلستان به عنوان نويسنده و روزنامه نگاري شجاع معرفي مي كند ، تا نشان شوالیه بگیرد و گرفت! و از این پس رشدی شد: سر سلمان رشدی، همان فردي كه داستانش را خودش بيان ميكند ، همان بچه " بچه های نیمه شب "که در جستجوی هويت و پدرش بود ، حالا ديگر شد سر و اصل و نسبش هم معلوم شد ! البته گمان نكنيد كه اين نشان شواليه و سر آش دهن سوزي است و ارزش والايي دارد چونكه متاسفانه و يا خوشبختانه كساني كه تا بحال اين نشان را گرفته اند در ميانشان انسانهاي بد نام بسياري وجود دارد از جمله اولگ بوردیوسکی جاسوس دوجانبه ای که هم برای روسیه کار می کرد و هم برای انگستان؛ همین نشان را گرفته است ! من به آن نشان كاري ندارم و حرفم بر سر تناقض و دروغگويي بلر هست ، در اينكه بلر مي خواسته خشم مسلمانان را برانگيزاند با اين كار هيچ شكي در آن نيست و ديديم كه بلافاصله پس از اين خبر مجلس پاکستان به اتفاق آراء اعطای نشان به رشدی را محکوم کرد و اعجاز الحق وزیر امور ادیان پاکستان ( كه مي دانيد پسر ضیاءالحق است ) با سخنان بسيار تندي بيان كرد كه : همین نشان هاست که به افرادی حق می دهد تا بمب به خودشان ببندند، و به عملیات انتحاری دست بزنند. البته من كلام الحق را نمي پسندم و آنرا دفاع بدي از اسلام مي دانم اما استدلالش بنا به نگاه و عملكرد بلر منطقي مي نماياند چراكه وقتي جنگ جنگ اعصاب و روان است نبايد انتظاري بيش از اين داشت ! برگرديم به مطلع اين سخن كه براستي اين چه استدلالي است كه در انگلستان و القصه در بلر وجود دارد ؟ اگر نويسندگان و روزنامه نگاران بيايند بلر را دروغگو بنامند و اين سئوال را طرح كنند كه چرا درگير جنگي شديم كه اساسش بر دو دروغ استوار بود ؟ آن روزنامه نگاران و نويسندگان و كلا افكار عمومي « حيوان درنده » لقب مي گيرند اما اگر كسي به پيامبري از پيامبران يكي از دين هاي آسماني و همسران و وابستگانش ناسزا بگويد به ادبیات خدمت کرده است؟! اين چه استدلالي است من نمي فهمم ! به آن نشان سر و بهايش كه خدمت به ملكه و انگلستان است برگرديم و اگر مي خواهيد بدانيد اين خدمت يعني چه بدانيد كه يعني همان كه در برابر انگلستان و ملكه اش زانو بزنيد و قسم ياد كنيد كه به او و تاج و تختش وفا دار بمانيد و در خدمتگزاري حاضر باشيد اينجاست كه خدمت با قلم در مي افتند و همه مي دانيم كه كار قلم خدمتگزاري نيست خدمتگزاري كار همان جاسوس دوجانبه است نه نويسنده و روزنامه نگار و اگر روزنامه نگار و نويسنده اي نشان شواليه و يا همان بهتر « خدمت» گرفت بايد كه در چرخش قلمش شك كرد . اگر اين نشان برازنده نويسندگان بود قريب يك قرن پيش رابیندرانات تاگور، شاعر و فیلسوف و هنرمند بزرگ هند كه قرار بود اين نشان را بگيرد در 19ماه می سال 1919 نامه ای به نایب السلطنه پادشاه انگلیس لرد چلمس فورد در هند نمي نوشت و نمي گفت كه : این نشان شوالیه که به من داده اید، نمی خواهم ! و عطايش را به لقايش نمي بخشيد ! بله او نويسنده بود و آن نامه از سطر سطرش درد و داغ نويسندگي می جوشد. (نامه درکتاب" منتخب نامه های تاگور" توسط دانشگاه کمبریج در سال 1997) منتشر شده است. نويسنده در مقام خالق است و خالق را با خدمت و سر در برابر كسي تعظيم كردن و زانو زدن جور در نمي آيد و مگر نگفت عيسي مسيح كه : خداوند و ماموت را نمی توانید خدمت کنید؟ پس چطور است كه همين آقاي بلر كه چندي پيش گفته بود : "می خواهد به کلیسای کاتولیک رم بپیوندد! چراكه آرامشی که در الهیات است، در سیاست نیست". اهانت را به ديني الهي روا مي دارد و خيانت را خدمت مي داند و ماموت را مي ستايد و عيسي را نيز ؟! آري بلر مجموعه اي از اينهاست : حیوان درنده، سلمان رشدی و مسیح. و اين معجون عجيب دوباره كار دست ملكه داد و مجابش كرد كه به رشدي نشان سر بدهد درست مانند اعطای نشان لردی به کسانی که به حزب کارگر پول داده بودندو بيچاره ملکه از کجا می دانست که بلر در این میان كار و خدمت خودش را دنبال مي كند نه خدمت به انگلستان را ! ____________________________ لينكدوني : هجويه سردبيرخودم : حسين درخشان : چگونه به مغز خودم شوك الكترونيكي مي دهم ! (آگهي ويژه)
: © | | Balatarin | Donbaleh
Friday، June 22، 2007
حسين جان به كي نفع مي رساني ؟
این نامه در آغازين ساعات امروز بطور خصوص برای حسين درخشان فرستاده شد. هنوز جوابی حسين نداده است . ولی به محض گرفتن جواب، آن را در پایین همین متن اضافه خواهم کرد، و باز اضافه مي كنم باب گفتگو در اين باره باز باز است . حسين درخشان عزيز ! خودت مي داني كه من و تو با هم نه مشكلي داشتيم و نه اختلاف نظري شايد چهار يا پنج سال پيش آنزمان كه من در ايران بودم و تازه از بند رسته وقتي سينا مطلبي را گرفتند شايد اولين برخورد ما با هم بود كه تو در خارج و من در داخل براي آزادي سينا تلاش مي كرديم زمان گذشت و گذشت تا من هم متاسفانه شدم خارج نشين ! من همان كارهايي را مي كردم كه در داخل مي كردم اما اين تو بودي كه به يكباره عوض شدي آنهم چه عوض شدني ! البته عوض شدن زشت نيست من هم عوض شده ام اما عوضي شدن زشت است ، و اينجا بود كه اختلافات ما آغاز شد ، آره من با تو اختلافات زيادي دارم اما هيچ وقت به تو توهين نكردم ! من بر سر موضوع توقيف روز آن لاين كه هيچ منفعتي هم در آنجا نداشته و ندارم و عنادانه مقالات من را چاپ نمي كنند و حتي منرا بايكوت هم كرده اند با تو مشكل دارم ! من بر حملات بي دليل تو به اكبر گنجي و آن خانم شيرين عبادي كه هيچ دوستي اي هم امروز با وي ندارم با تو مشكل دارم و دموكراسي حسين جان يعني همين ، يعني تو نگران ضايع شدن حق مخالف و دشمنت هم باشي ، من بر سر دفاع بي چون و چراي تو از اينكه بايد دولت ايران به بمب هسته اي دست پيدا كند با تو مشكل دارم بله انرژي هسته اي حق مسلم ماست اما نه در چهارچوب رژيمي كه از جرثقيل هم براي آدم كشي استفاده مي كند ! چه تضميني وجود دارد كه اين حكومت به محضي كه به بمب اتم دست رسي پيدا كرد يكهو يك فردي مثل جوادي آملي در قم و يا خود احمدي نژاد در تهران از سوي امام زمان خواب نما نشود و بگويد كه هيهات مناالذله بزنيد اسرائيل را محو كنيد ؟ بله من اتفاقا مثل تو نيستم و اسرائيل را هم مدينه فاضله خودم نمي دانم و از نقض گسترده حقوق بشر در آنجا هم بيزارم اما قائل به محوش هم نيستم كشوري هست كه وجود دارد و بايد بماند . از همه اينها كه بگذريم پارادوكس عجيبي كه اين روزها در نوشتار تو ديدم منرا مجاب كرد تا مستقيما و رو در رو برايت بنويسم در مطلبي كه از نظر املايي نمره اش 16 بود و از نظر ساختاري نمره اش 12 و اگراز غلطهاي املايي بگذريم و ناراحت نشوي تعدادي از عمده غلطهاي ساختاري مقاله ات را برايت بشمارم : 1- نشست همبستگي در پاريس و نه كنگره نه به شهريار آهي تعلق دارد و نه به رضا پهلوي و نه به هيچ حزب و گروه سياسي ديگري ، اين نشست و نشست هاي قبلي همچون برلين ، بروكسل و لندن ماحصل ساعتها كار فكري و گروهي جمع كثيري از كوشندگان سياسي و احزاب سياسي مختلفي است كه پس از ساليان سال تلاش مي كنند تا نه تنها ائتلافي بين مخالفان جمهوري اسلامي پديد آورند بلكه براي اولين بار يك جنبش باز هم تاكيد مي كنم نه حزب و دسته و گروه و پارلمان كه يك جنبش سياسي متشكلي را بوجود آورند و طبيعي است كه آقايان آهي و پهلوي هم يكي از اين افراد هستند و همانطور كه در جلسات پالتاكي و حضوري آقايان آهي و پهلوي حق راي دارند هر عضو ديگري هم حق راي و البت كه هر دو حق يك راي دارند ، پس قبول بفرما كه انتصاب اين نشست به ايشان همانطور غلط است كه به عنوان مثال انتصابش به من و يا هر شركت كننده ديگري نيز غلط مي باشد ، اين نشست و اين تلاش حتي متعلق به شركت كنندگان نيز نيست و متعلق است به آحاد ملت ايران به آن زنداني سياسي تو بند 209 و به آن دختركي كه صورت غرقه در خون ميدان هفت تير دارد و آن كارگر كوره پزي يافت آباد ! 2- باز هم مي گويم وراي اغلاط املائي كه خائنان را خاينان نوشته اي ! و وراي اينكه بررسي كنيم كداممان خائن هستيم نه محسن سازگارا در آن نشست بود و نه علي افشاري كه گرچه وجودشان مي توانست باعث خشنودي ما شود ، اما عزيز دل برادر اين اتفاق را نه صداي آمريكا و نه تلويزيونهاي ماهواره اي از نوع لوس آنجلسي بلكه غالب رسانه هاي دنيا از چپ چپ گرفته تا راست راست و نئو راستها پوشش خبري دادند و باز البته كه نه بخاطر اينكه «ما » و اين ما يعني برگزار كنندگان اين نشست آنها را خريده بوديم و يا حرفهاي باب طبع آنها را زده ايم بلكه دنيا و افكار عمومي براي اولين بار شاهد آن بودند كه نيروهاي سياسي مخالف جمهوري اسلامي به آن درجه از بلوغ سياسي رسيده اند پس از سالها كه همه و همه با داشتن همه گرايشات و آراء سياسي خودشان بجاي اينكه بر سر و كله هم بزنند و همديگر را نفي كنند بر سر يك ميز نشسته اند و به هدف اصلي خود كه نفي جمهوري اسلامي است مي انديشند . البته من تمام تقلا و تلاش ترا مي ستايم كه هنوز دل به اصلاح اين ساختار سياسي در درون نظام جمهوري اسلامي بستي و از قلب كانادا براي حاكمان جمهوري اسلامي و اصحاب سياسي و رسانه اي ايران نسخه مي پيچي و خواستار تغييرات و اصلاحات آنها براي رسيدن به ايراني مقتدر و آزاد هستي . حسين جان ! من نيز خود را روزگاري اصلاح طلب مي دانستم و با همانهايي كه تو در سفرت به ايران با آنها عكس يادگاري مي انداختي و براي خودت عقبه مي تراشيدي بودم اما متاسفانه بايد به سمع و نظرت برسانم كه در كمال ناباوري و تاسف « اصلاحات مرد !» اصلاحات همان زمان مرد كه به تعداد انگشتان دست هم كسي از همان بيست ميليون پشتوانه اش در اعتصاب غذاي نمايندگان مجلس آنهم در يكماه آخر صدارتشان بر مجلس نيامدند ! ، اصلاحات زماني مرد كه خاتمي به دانشجويان به عنوان رئيس جمهوري هشدار مقاومت در برابر ستاد ضد اصلاحات مي داد و بعد در هنگام دستگيري دانشجويان گريه سر مي داد كه « چه كنم كه زورم به اينها نمي رسد !» حالا پس از گذشت سالياني از مرگ اصلاحات تو هنوز همچون دن كيشوت داري مي گي تلويزيون اينكارو بكن خامنه اي اون كارو بكن ! نامه تو را به شادي خواندم و همه مسئله ام همين است ؛ و اينجا كاملا با تو موافقم ! حسين جان آيا فكر مي كني خامنه اي و يا اصلا نه مثلا محمدي گلپايگاني و بلكه پائين تر علي لاريجاني و امثالهم مي نشينند و هر روز وب سايتها و وب لاگها و از جمله وبلاگ ترا مي خوانند؟ كه در وبلاگت آنها را مورد خطاب قرار مي دهي ؟ ببين حسين جان من تمام اين معلق بازيهاي ترا از بر هستم گفتم كه برايت از يك راه طي شده آمده ام ، يا با نوشتن اين مطالب و حركتهاي تابلو تبليغاتي همچون گذاشتن عكس آيه الله خميني در بك گراند وبلاگت مي خواهي به تهران سيگنال بفرستي كه اگر اين است نه عزيزم وزارت اطلاعات و تمام نيروهاي امنيتي متاسفانه و يا خوشبختانه ديگر آن دوران خريت گرايي را گذاشتند پشت سر و بيني و بين الله عزيزم اگر منظورت اين است بيا و بگو بهت بصورت كاملا صلواتي راه را ياد بدهم و اما اگر مي خواهي با اين شلنگ تخته انداختنها معروف بشي و از خودت تابو شكن بسازي كارهاي بهتري هست كه هم ضرر به كسي نمي رساند و خودت هستي و بدن خودت تازه كاملا حقوق بشري هم هست و با اين وجهه اي كه داري طوفان مي شود ! حسين جان ! از ديگر حفره هاي اشتباهات تو اين است كه جمهوري اسلامي بيايد از تاكيد بر شريعت دست بردارد و اين دقيقا اين است كه به يك ماهي بگوئيم بيا و قيد آب را بزن عزيزم اين نظام تمام دبدبه و كبكبه اش به اسلام است و اينها راست و يا دروغ خود را اسلام مي دانند همين فردا يك نفر بيايد در خيابان ايران و بگويد « خامنه اي پفيوز است !» نمي گويند كه اين به رهبر اهانت كرده مي گويند به اسلام و ولايت و مقدسات اهانت كرده و دمار بابا را در مي آورند و يا اينكه درباب آمريكا و ضد استكبار ستيزي مي گويي و ما را رسما غلام حلقه به گوش آنها نام نهادي ديگران را نمي گويم و الزامي در آن نيست اما اولا كه من درست اينجا با تو يك فرق دارم من هم با آمريكا مشكل دارم تو هم داري اما نيك مي داني كه مشكل تو صنفي است و مشكل من عقيدتي تو چون اقامتت در آمريكا جور نشد به يكباره شدي ضد آمريكا و استكبار و من از همان روزي كه دبستاني بودم آمريكا آمريكا ننگ به نيرنگ تو گفته ام تا همين الان .نه آمريكا برايم قبله است و نه پشيزي هم برايش تره خورد مي كنم ، همين چند ماه پيش بود كه خانم رايس در ضيافت شام حضورش در آنكارا من را هم دعوت كرده بود و در آخر سئوال كرد در صورت حمله آمريكا به ايران چه مي كني ؟ گفتم مي جنگم اما نه با شما كه بر شما و اي كاش لااقل كوره اطلاعاتي از نشست پاريس داشتي و مي فهميدي كه خط و مرز بندي هاي ما در پاريس با اجانب چه آمريكايي و انگليسي و ... تا چه حد است ؟! عزيز دل برادر ، مومن مسجد نديده ! اي كاش به جاي فيل هوا كردن سرت گرم كار خودت بود و در اين وانفسا و شايد آخرين ايام حيات ديكتاتورها اينچنين تپه هاي اطرافت را نوراني نمي كردي و لااقل يك تپه را براي روز مبادا مي گذاشتي اين كار تو درست به مثابه فردي است كه در كشتي در حال غرق بدنبال تختي براي آفتاب گرفتن مي گردد ، عزيزم من به جرات مي گويم اين نظام بدليل عدم مشروعيت ملي و بدليل بحران زايي بين المللي و درگيرهاي داخلي و جناحي صد در صد همچون بازداشت موسويان و حجه السلام روحاني كه بعضي از اخبار تائيد نشده آنرا عنوان مي كنند دولت مستعجل است و دير نيست روزي كه صبح كه از خواب برخواستي ببيني نه از تاك خبري است و نه از تاك نشان و حمله آمريكا هم عزيزم تنها تهديدي مسخره براي نوسان در بازار نفت و ارز است و بس . برايت بهترينها را آرزو مي كنم و اميدوارم خداوند و روح ملكوتي امام خميني كه مريد و مرشدت هست برايت ادب ، متانت و درايت و اخلاق در گفتار و رفتار به ارمغان بياورد .
________________________________________
لينك دوني :
اين هم مطلبي درباره امير عباس فخر آور و يا چلبي ايروني ها !
: © | | Balatarin | Donbaleh
Tuesday، June 19، 2007
پاريس و تمام جذابيتهايش
گزارشي از سه روز نشست همبستگي در پاريس – قسمت اول پاریس شهر قشنگی است و شاید يكي از زيبا ترين شهرهای دنیا باشد ؟ پاريس سالیانه بنا بر آمارها بیش از پانزده ميليون توريست دارد ! ، همه مي روند به پاريس و از برج ايفل ديدن مي كنند و درشانزه ليزه قدم مي زنند و شراب پاريس مي نوشند و در كافه هايش تا صبح هر چه دل تنگشان مي خواهد مي گويند و مي شنوند ، همه مي روند پاريس تا عشق كنند ! اما در اين ميان مشت ديگري هم هستند كه مي روند پاريس تا سه روز خود را در سالني محبوس كنند و بعد از آن هم در لابي هتل تا خود صبح بشينند و حرف بزنند و بحث كنند و زنده باد و مرده باد بشنوند ! و از قضا از آنجا كه بقول پدر بزرگ خدا بيامرزم من از بچه گي هم عقل درست و حسابي نداشتم جزو آن دسته دومي هستم حالا هم كه پاريس مي روم نمي روم بشينم كافه هاي شانزه ليزه و يا رستوران كامبرون و از همه زيبائيهاي پاريس لذت بروم مي روم پاريس تا در همايش همبستگي از بايد ها و نبايد ها از بود ها و نبودهاي اپوزيسيون بشنوم مي روم تا حسين باقرزاده نازنين حرف بزند و من با صداي آرام و شايد هم ميكروفون بي رمق سالن چرت مرغوب بزنم ! مي روم تا بارديگر حسن ماسالي عزيز بازگو نمايد كه بيش از چهل سال است از اپوزيسيون ايران است ! و واقعا هر كدام را كه نگاه مي كني مي بيني بخشي از سرمايه هاي ايران عزيز هستند بخدا وقتی دیدم ماشاءالله آجوداني نازنين با آن حال بيمارش و قلب دردمندش خودش را در روز دوم به همایش رساند دلم براي او و تمام مبارزين راه آزادي به درد آمد ، وقتي كه ديدم جمشيد طاهري پور نازنين نمي تواند بيش از پنج دقیقه روي پا به ایستد به راستي دلم لرزيد براي فرد فرد این عزیزان و حس شرافت و وطن دوستي شان اما همانطور كه به شهريار عزيز هم گفتم يه جاي كار مطمئنا مي لنگد وقتي فردي چهل سال اپوزيسيون هست و آنوقت در گوشه اي ديگر از دنيا طرف با سن چهل سال مي شود رئيس جمهور خوب معلوم هست كه يه جاي كار مي لنگد ! من نمي گويم تاريخ مصرف اين افراد و اين اپوزيسيون تمام شده اما حرف من و حرف همه آن فقط 9 نفر جوان كه در ميان بيش از دويست ميانسال و كهنسال اعضاي نشست اين بود كه بابا ما هم هستيم ما را ببينيد شما چهل سال به قول خودتان هر چه داشتيد و تاختيد حالا دمي هم به ما فرصت زمين خوردن و برخاستن بدهيد . مسئله ما نه اقوام و يا پاره ملتهاست و نه اسناد استراتژيك و قطعنامه و بيانيه و ... اينهاست مسئله و مشكل ما فقط و فقط جمهوري اسلامي و حكامش هست ، مسئله جوانان حتي نوع سيستم حكومتي «آينده» نيست مسئله ما اين است كه « امروز» آزاد نيست و درست در همان روزهايي كه شما در گوشه اي از پاريس داشتيد بر سرو كله خود مي زديد براي راي گيري اعضاي شوراي هماهنگي و اسناد و بيانيه هايتان در كف خيابانهاي تهران پليسهاي نقاب پوش بر سر و رويش چوب و چماق مي كشيدند و دختركان را با شعار يا روسري يا توسري سوار ميني بوسهاي مفاسد مي كردند ! آري اين مشكل ماست و جوان ايراني براي حل اين مشكل نه نئوكان مي شناسد نه سلطنت طلب و نه مشروطه خواه و نه جمهوري خواه و نه اكثريتي براي اين درد فقط يك جواب وجود دارد ؛ مبارز و مبارزه ...........
لينكدوني
حسين درخشان نماينده حسين شريعتمداري در خارج از كشور عصبي است ! شك ندارم اگر حسين را به پاريس راه مي دادند الان سعي داشت به جهانيان ابلاغ كند اين مهم ترين اتفاق روي زمين است ! ايرانيان كنگره ملي آلترناتيو را بنيان خواهند كرد ! درباره اين كلوديا روزت و اصلا چرايي حضورش بعدا خواهم نوشت فخر آور چلبي ايران ! كاري به بقيه مطالب آن ندارم ولي با اين قسمت موافقم ! البته به نظر من چلبي بودن هم از سر فخر آور زياده ! تدوين فرهنگ گروههاي فشار دوستان محقق در داخل و خارج از كشور تماس بگيرند
: © | | Balatarin | Donbaleh
Saturday، June 16، 2007
فوت فاضل لنکرانی و همایشی که تا نباشی ندانی !
در خبرها خواندید که آیه الله فاضل لنکرانی در محلی ! درگذشتند و به دیار باقی شتافتند ، احتمالا ضایعات این فقدان ، جبران ناپذیر خواهد بود و شاید تا سالیان سال نشود کسی دیگر مثل فاضل لنکرانی پیدا کرد و البته احتمالش هم هست دیگر کسی مثل او پیدا نشود ، عالم فقیه و وارسته ای که در سالهای اخیر یک تنه مثل ریگ بیانیه صادر می کرد وبا ذره بینی خاص همواره مشغول دیده بانی اسلام بود و از کف زدن دانشجویان مثلا در سالگرد دوم خرداد در سال 1378 در ماه محرم را طی بیانیه ای به جهان اسلام تسلیت می گفت و یا رای دادن به ناطق نوری را برای ریاست جمهوری زنده نگه داشتن اسلام دانسته ، همین عالم نورانی و پیرو شیعه علی در حالیکه امت مسلمان و بی نوای ایران در فقر و فلاکت غوطه ورند وبسیارند کسانی که برای سیر نگه داشتن شکم زن و بچه شان کلیه خودشان را می فروشند در بیمارستانی در لندن درگذشتند ، حتما شیر توشیر خبری و اطلاع رسانی در محل فوت ایشان را از سوی خبر گزاری ها خوانده اید اگر ندیده اید اینجا را ببینید اما می دانید چرا ؟ چرا نمی خواستند اعلام کنند که حضرت آیه الله فاضل لنکرانی در لندن ودر بیمارستان کرون ول فوت نموده اند ؟ برای اینکه اینجا را ببینید ! بله همه مسئله اینجاست ، این فقیه وارسته در بیمارستانی بستری شده اند که بطور متوسط هر شب هزار پوند معادل یک میلیون و ششصد هزار تومن هزینه اش بوده است البته این فقط هزینه بستری و بقول معروف پول تخت است ها و باید خرج درمان وعمل هم اضافه بشود ! دیگه خودتان تا تهش رو بخونید دیگه . دوستان از این فوت که بگذریم هنوز در پاریس هستم امروز دومین روز همایش همبستگی برگزار شد و فردا روز پایانی هست ، هنوز برای اعلام نظر و نتایج این همایش زود است و باید ببینیم که آخرش چه می شود البته از برکات این نشست و همایشهاهمیشه این هست که دوستان و رفقای دیده و نادیده را می بینی و این تا الان برایم بهترین رهاورد این نشست بوده است . هوای پاریس لطیف وبارانی هست و جایتان خالی الان در لابی هتل نشسته ام وداشتم به این فکر می کردم که چقدر دیگه باید از این نشست ها وهمایشها داشته باشیم و نسخه بپیچیم و راه کاروسندهای استراتژیک و بیانیه و قطعنامه صادر کنیم تا ایران از شر جمهوری اسلامی خلاص شود ؟ الان ما در حالی داریم اینجا بر سر نوع نظام سیاسی آینده ایران با همدیگر بحث می کنیم که دانشجویان دانشگاه امیر کبیر زیر گیوتین دادگاه انقلاب هستند و زنان و دختران ایرانی به بهانه بیرون بودن تار مویشان سرکوب می شوند و جوانان هم به نام اراذل واوباش مورد مهرورزی آفتابه ای و چک و لگد قرار می گیرند ! . امیدوارم دیگر شاهدبرگزاری هیچ « نشستی » برای آزادی ایران نباشم و همه هر چه باشد « برخواست » باشد و بس !
: © | | Balatarin | Donbaleh
Thursday، June 14، 2007
سفر به پاريس

سلام آمده ام فرانسه و اين مطلب را فعلا از يه كافي نت در پاريس برايتان مي نويسم . از فردا در پاريس همايش همبستگي ايرانيان به مدت سه روز برگزار خواهد شد ، اميد زيادي به اين همايش و اصولا اينگونه همايشها هميشه بوده و هست اما تا چه حد اين اجتماعات مي توانند حرف دل مخالفان ملت داخل كشور رابزنند و اصلا با آنها همراه و همراي باشند به عمل معمولا بايد برآيد كه به سخنراني نيست من نه خودم را سخنران مي دانم و نه نام و نان يكي از اين احزاب و سازمانهاي اپوزيسيون را دنبال خودم يدك مي كشم فقط و فقط مي روم تا پيام خواهران و برادرانم را از ايران به كساني برسانم كه بيست و هشت سال هست دارند با اين رژيم پوشالين مبارزه مي كنند و نمي دانم چرا پس نمي توانند پيروز بشوند ؟ به هر حال مي خواهم بگويم دوران نسخه پيچي و آبجو خوري و سخنراني از بيرون تمام شده و بايد كه تمام اميدها و حمايتها به همين جنبش نيمه جان دانشجويي و زنان و كارگران و فرهنگيان بسته شود اگر كه مي خواهيم واقعا مبارزه كنيم نه خاله بازي !. دوستان درضمن من در سالن ان- 26 دانشگاه سوربن روز دوشنبه هجدهم ژوئن از ساعت 17 تا 19 با موضوع جنبشهاي بنيادگراي خاورميانه به دعوت دانشجويان عضو حزب «يو ‌ام‌ پي» سخنراني خواهم داشت ، اين طرفها بوديد بيائيد ! (اينم تبليغ براي خودم ) نمي دانم مي دانيد وقتي كيبورد و فونت فارسي نداشته باشيد چقدر سخته با اين صفحه كليد تصويري تايپ پس فعلا خدا نگهدار !

: © | | Balatarin | Donbaleh
Monday، June 11، 2007
آيه الله بروجردي در آستانه اعدام !
روز يك‌شنبه 20 خرداد 1386پس از گذشت نه ماه از بازداشت آيه الله سيد حسين كاظميني بروجردي و بيش از پانصد تن از يارانش اولين دادگاه ايشان در دادگاه ويژه‌ي روحانيت تهران ، بطور غيرعلني برگزار گرديد . پرونده آيه الله بروجردي و 17 نفر ديگر از متهمين پرونده هم اكنون در شعبه دوم دادگاه ويژه روحانيت تهران بدون آنكه به در خواست مكرر ايشان مبني بر داشتن وكيل و برگزاري دادگاه بصورت علني بنا برنص صريح قانون اساسي كشور و قوانين تصريح شده در آئين نامه دادگاه وي‍ژه روحانيون توجهي گردد در جوي كاملا غير قضايي و قانوني در حال بررسي است و بنا به اعلام دفتر دادگاه آخرين جلسه دادرسي در روز چهارشنبه 24 خرداد ماه سالجاري برگزار مي گردد . قاضي دادگاه اتهامات آيه الله بروجردي و هفده نفر از چهارصد و بيست و شش متهم اين پرونده را كه بنا به اعلام وزارت اطلاعات كار تحقيق و بازجوئي شان به پايان رسيده است را اينچنين اعلام نموده است : محاربه و اقدام عليه امنيت ملي، برگزاري سخنراني و تحريك افكار عمومي بر عليه نظام، نامشروع خواندن "ولايت فقيه"، نايب وزارت اطلاعات ناميدن فقها و مراجع تقليد، متهم كردن بنيانگزار و رهبر انقلاب به بدعت‌گذاري در دين و دروغگوئي، ارتباط با چهره‌هاي شاخص ضدانقلاب و جاسوسي از اوضاع داخلي كشور براي آنها، متهم كردن مسئولين بلندپايه در كوتاهي نسبت به حقوق و مطالبات مردم و استفاده از واژه‌ي "ديكتاتوري ديني" به جاي "جمهوري اسلامي" در مصاحبه با راديو و تلويزيونهاي خارجي، جعل دين جديدي به نام "دين سنتي"، سوء استفاده از لباس روحانيت، استفاده از سلاح سرد در روياروئي با مامورين قضائي و نيروهاي انتظامي و .... در پايان اولين جلسه دادرسي ، حجه السلام قدياني دادستان دادگاه ويژه روحانيت ضمن قرائت خلاصه اي از كيفر خواست 350 صفحه اي از قاضي پرونده تقاضاي دوبار اعدام براي آيه الله بروجردي به اتهام محاربه و جعل و تشكيك در دين و براي هفده نفر ديگر متهمين پرونده يكبار اعدام به اتهام محاربه و اقدام مسلحانه بر عليه حكومت اسلامي نموده . بنا به گفته يكي از نزديكان آيه الله بروجردي كه در پشت درهاي دادگاه حضور داشته است قاضي دادگاه پس از تفهيم اتهام و شنود كيفرخواست توسط دادستان ضمن اعلام به آيه الله بروجردي كه با تحقيقات بسيار جايي براي دفاع وي از اتهاماتش وجود ندارد صرفا كمتر از دو دقيقه به ايشان وقت دفاع داده كه آيه الله بروجردي نيز در همان وقت كوتاه اظهار مي دارند : « من در سالهاي 1374 و 1379 نيز به علت فعاليتهاي مستقل مذهبي كه با استقبال عمومي مواجه شده بود زنداني شدم، جرم حقيقي من، مسائل سياسي و امنيتي نيست، اختلاف من با حكومت، اعتقادي است، اين حقير بدعتي در دين ايجاد نكرده‌ام بلكه ‌پيرو اجدادم و علمائي چون آيت الله العظمي بروجردي و شريعتمداري و خوئي هستم كه مخالف التقاط دين و دولت بودند و "ولايت فقيه" را نوعي شرك مي‌دانستند و اتهامي بيش از اين را قبول ندارم و از دادگاه محترم مي‌خواهم امكان انتخاب وكيل و مناظره در فضاي آزاد را برايم فراهم سازد » . گفتني است آيه الله بروجردي و بيش از 500 تن از يارانش در 15/7/ 1385 پس از گذشت چهل و سه روز درگيري خونين با عوامل امنيتي و لباس شخصي ها در منزلشان در تهران بازداشت شدند . هم اكنون 120 نفر از هواداران ايشان همچنان در زندانهاي امنيتي تهران در بازداشت بسر مي برند و مابقي نيز در مجموع با دو ميليارد و سيصد و چهل ميليون تومان وثيقه موقتا آزاد مي باشند ، در ميان بازداشت شدگان 79 نفر زن وجود داشته است كه بنا به اظهار چهار نفر از آنان در زندان اوين مورد اهانتهاي شديد جنسي و تجاوز واقع شده اند . آيت الله سيد حسين كاظميني بروجردي از جمله روحانيون و مراجع بنامي مي باشد كه مخالف دين سياسي و قرائت ولايت فقيه در شيعه مي باشد ، آقاي بروجردي بارها از نهادهاي بين‌المللي تقاضاي كمك كرده است،‌ دفتر نمايندگي آيه الله بروجردي در اروپا ضمن استمداد از تمامي نهادهاي بين المللي و حقوق بشري و شخصيتهاي سياسي و فعالان حقوق بشر اقدامي عاجل در جهت توقف اين دادگاه غير علني و فاقد وجاهت حقوقي و قضائي كه حتي مخالف نصوص صريح 165 و 168 قانون اساسي جمهوري اسلامي مي باشد را داشته. خاطر نشان مي سازيم تنها خواسته آيه الله بروجردي داشتن وكيل مدافع و برگزاري دادگاه بصورت علني مي باشد .
: © | | Balatarin | Donbaleh
Monday، June 4، 2007
گفته هاي علي لاريجاني، مترجمين سازمان ملل و خوانندگان نشريات اروپايي را دچار سرگيجه مفرط تاريخي كرد
علی لاریجانی: " با نشان دادن « لولو» ی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی شوند ". ترجمه نیوزویک: علی لاریجانی گفته است که اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را می ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان جهان دراز نمی کشند. ترجمه نشریه اسپانیایی ال پائیس: علی لاریجانی گفت که اگر شورای امنیت چیز ترسناکی را هم به ایرانیان نشان دهد، باز هم مردم ایران به سوی عربستان سعودی نمی خوابند. ترجمه نشریه فرانسوی اومانیته: علی لاریجانی گفت که دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه ای بترسند، این یک داستان ایرانی است.
: © | | Balatarin | Donbaleh
امیر فرشاد ابراهیمی
دانستن حق مردم است
همین تازگی ها
کمپین
مبارزه مسالمت آمیز

اعتراضات یا اقدامات همگانی از جمله مهمترین و بهترین ابزارهایی است که جنبش های مسالمت آمیز در اختیار دارند علت در سه امر نهفته است: نخست اینکه اعتراضات همگانی را میتوان با امکانات مادی و نیروی انسانی محمدودی سازمان داد و دیگر اینکه میتوان در فضای محدود سیاسی و هنگام افزایش فشارهای استبدادی نیز آنها را سازمان داد و دست آخر اینگونه اقدامات نظر رسانه های گروهی را به خود جلب می کند و جنبش را قادر می سازد که پیام خود را در سطح هرچه گسترده ای مطرح سازد. فراموش نکنید که یک عکس و یا یک آهنگ و یا فیلم و ... در جای مناسب می تواند کار هزار واژه و یا دهها انسان را انجام دهد

باقی قضایا
خواندنیها
قدیم نوشته ها

April 2001
October 2001
July 2002
January 2003
April 2003
September 2003
December 2003
February 2004
April 2004
May 2004
July 2004
November 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
امکانات

     

    Creative Commons License
    تمام حقوق این وب طبق پروانه‌ کریتیو کامن لایسنس محفوظ است





    Google Groups
    گفتنی ها
    بازدید از این گروه