www.flickr.com

فقط مجاهدين بخوانند !

چند روز پيش پنج شنبه نهم آگوست در میدان مرکزی شهر برلین و يا به قول ايرانيها كليسا شكسته ، براي آزادي منصور اسانلو تجمعي گذاشته بودند كه من البته شوربختانه دير خبردار شدم و وقتي رسيدم دقايقي بود كه تجمع به پايان رسيده بود و تك و توك چند نفري ايستاده بودند و همچنان بحث مي كردند ، از دور دوست عزيزم ناصر مستشار را ديدم در هنگام سلام و عليك چند نفري تا من را ديدند يكهو دور ناصر را خالي كردند و رفتند كه بعد ناصر گفت ناراحت نشو اينها مجاهد بودند ! ما نيم ساعتي با هم گپي زديم و او رفت و من هم سوار دوچرخه عازم دانشگاه صنعتي شدم تا از كلاسم عقب نيفتم ، آنور خيابان فردي آمد و گفت شما امير فرشاد ابراهيمي هستيد ؟ گفتم :بله فرمايش ؟ كه به يكباره لحن صدايش عوض شد و گفت شنيديم شما گفته ايد نطفه جمهوري اسلامي و سازمان مجاهدين يكي است آره ؟ گفتم بله و شايد هم كثيف تر گفت تو انصار حزب اللهي بايد هم اينو بگي كه گفتم من كه ديگر انصار نيستم ولي مگر غير از ريش و كراوات اين دو فرقي هم با يكديگر دارند ؟ خلاصه كار به اين كشيده شدكه مجاهده عصبي شد و گفت مي كشمت تو برادر من را كشتي و گردنم را گرفت و چند مشت و لگد به من زد و بعد هم مليشياي سه نفره ! بعد از اين عمليات انقلابي شان صحنه را ترك كردند و چه بسا رفتند ساختمان شماره 58 كه مقر همين آشغالها هست تا مزد خوش خدمتي شان را بگيرند ! . و من هم به پليس رفتم و شكايتم را نوشتم و تا به آخر هم اين قصه را پيگيري مي كنم . اما يكي از آن سه نفر وقتي كه داشت در مي رفت گفت حالا بازم سر وقتت خواهيم آمد ! اين را براي او و بقيه هم قبيله اي هايش مي نويسم تا وقتي خواست بيايد بداند دشمني من با اينها فقط گفتن اين نيست كه اگر انصار حزب الله را بكنيد در بشكه واجبي و كراوات بهش بزني مي شود مجاهد ! . مزدوران حزب بعث ! حالا كه هنوز تنها راه اثبات موجوديت شما هنوز در قلب اروپا هم مشتتان هست ، اگر دفعه ديگر خواستيد بيائيد بدانيد كه افتخار من اين است كه شما را پرتي هاي انقلاب 57 مي دانم ، افتخار من اين است كه در عمليات مرصاد شركت كرده ام و از ميهنم در برابر مزد بگيران صدام دفاع كردم ! ، بدانيد كه افتخار من اين است كه از شما كتك بخورم و اصلا آرزويم اين است كه بخاطر عقايدم بدست اشقل الاشقيايي چون شماها كشته بشوم و اينرا عين شهادت مي دانم و از همان عمليات مرصاد تا به حال در حسرتش هستم . حالا اگر هنوز نيم بند غيرتي در شما وجود دارد باز بيائيد و به قولتان عمل كنيد كه سخت در انتظارم . در همين رابطه : پيرامون ضرب وشتم امير فرشاد ابراهيمی در برلين! ناصر مستشار، گويا نيوز پي نوشت : صحبت ادبيات مجاهدين و انصار حزب الله شد پس بيراهه نيست نمونه اي از ادبيات مخلوطي از اينها يعني حسين درخشان راهم ببينيد كه همين چند روز پيش برايم فرستاده بازم پي نوشت : هودر بي ادب! ظاهرا هنوز از رويه زشت و فحاشانه خودش دست برنداشته است و پس از اين انتشار باز در حال نامه پراكني و فحاشي و اخطار و تهديد و تهمت به من است من همين جا صريح او را نصيحت مي كنم كه به راه و روشهاي انساني برگردد و اگر انسان نيست حداقل اداي انسانها را در بياورد و ادب را فراموش نكند وگرنه عواقب بسيار بدي متوجه اوست ، ايشان فراموش نفرمايند كه اتهامات بسيار زيادي به من زده اند و دست كم معذرت خواهي بسياري به من بدهكارند ، بازم مي گويم انسان باش بچه !

برچسبها: ,



Amir Farshad Ebrahimi© 12.8.07
  | | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام

1 Comments:

At 15:11, Anonymous رضا said...

حضرت اجل که الان اونر ابی و ما اینور اب
حالا ما جواب نوشته شما را چه بدهیم به جز تکبیری بلند
الله اکبر سه مرتبه
خامنه ای رهبر
مرگ بر منافقین و صدام
درود بر رزمندگان اسلام
سلام بر شهیدان
و غیره
نتیجه : خجالت چیز بدی نیست

 

ارسال يک نظر

صفحه اول




تازه نوشته ها

قدیمی ها

تازه هایی از دوستان

دوستانی که می خوانمشان



کمپین


GOFTANIHA

Iran Briefing

تحول سبز

Goftaniha, Amir Farshad Ebrahimi's Weblog

فیلتر شکن: دفاع از آزادی بیان

GOFTANIHA






Free counter and web stats

Creative Commons License
حقوق این وب طبق پروانه‌ کریتیو کامن لایسنس محفوظ است

© 2010 Goftaniha | گفتنی ها |Amir Farshad Ebrahimi's PersianWeblog | Site Feed Back to top
Designed by Graphit | For Goftaniha.org