www.flickr.com

پیچیده تر شدن ابعاد فاجعه قتلگاه کهریزک

خبر قتل یا خودکشی، رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه 26 ساله بازداشتگاه کهریزک ابعاد گنگ جنایات قتلگاه کهریزک را بیش از پیش پیچیده تر نمود و آشکار کرد که دست های پیدا و پنهانی سعی در از بین بردن تمامی شواهد و اسناد و مدارک این جنایات را دارند ، آخرین خبرها در مورد این قربانی جدید تیم تهدید و ترور قوه قضائیه و نیروی انتظامی حاکی از آن است که ، رامین پوراندرجانی روز سه‌شنبه هفته گذشته در خوابگاه ساختمان بهداری نیروی انتظامی تهران بزرگ فوت می‌کند و علت فوت وی توسط مقامات مسئول، سکته قلبی در خواب عنوان می‌شود.
این دکتر وظیفه تعدادی از قربانیان شکنجه در بازداشتگاه کهریزک را ویزیت کرده بود، از جمله این قربانیان شهید محسن روح‌الامینی است که دو روز قبل از شهادت توسط این پزشک وظیفه ویزیت شده و بی شک وی از ابعاد بلایایی که بر سر این شهید جنبش سبز آمده بود، مطلع بوده است .در بعد از تعطیلی و برچیده شدن بازداشتگاه جهنمی کهریزک ، وی یک هفته با حکم بازرسی نیروی انتظامی بازداشت می‌شود تا اعلام کند که روح‌الامینی به علت ابتلا به مننژیت فوت کرده است؛ درحالی‌که گزارش مستند پزشکی قانونی علت فوت را اصابت ضربه به سر این شهید عنوان کرده بوده ، پوراندرجانی، بعد از انتشار گزارش پزشکی قانونی به قید ضمانت آزاد می‌شود، اما چندین بار مجددا توسط بازرسی کل ناجا، دادسرای نظامی و شورای انتظامی پزشکی قانونی کشور مورد بازجویی قرار می‌گیرد و به علت آگاهی کامل از جزئیات آنچه که در کهریزک اتفاق افتاده بود از طرف افراد ناشناس بارها برای عدم انتشار حقایق این بازداشتگاه تهدید می‌شود تا مبادا دخالت مستقیم سران نظامی و قضائی کشور را در این بازداشتگاه فاش کند.
دکتر پوراندرجانی، اتفاقات کهریزک را قبل از مرگ، برای عده معدودی از دوستانش بیان کرده و می‌گوید که نسبت به امنیت جانی خود نیز اظهار ترس می‌کند تا اینکه ناگهان خبر مرگ او منتشر می‌شود. با اینکه علت مرگ پوراندرزجانی، سکته قلبی عنوان شده به خانواده او اجازه کالبدشکافی داده نمی‌شود و مراسم تشیع جنازه وی نیز تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد؛ به طوری که بسیاری از دوستان نزدیک این دکتر وظیفه جرات حضور در مراسم تشیع جنازه او را پیدا نکردند.
اقدامات امنیتی صورت گرفته، این سئوال را ایجاد می‌کند که اگر واقعاً علت مرگ وی سکته قلبی بوده، چرا مراسم تشیع جنازه وی روز پنجشنبه در فضایی به شدت امنیتی در تبریز برگزار شد و چرا اجازه کالبدشکافی به خانواده وی داده نمی‌شود؟ در ماجرای مشابه دیگری نیز همچون شهادت ندا آقاسلطان نیز مقام‌های مسئول درحالی این اتفاق را محصول کار خبری رسانه‌های خارجی و فعالیت ضد انقلابیون خارج از کشور اعلام کرده بودند که حتی حاضر نشدند اجازه برگزاری مراسمی برای وی در یکی از مساجد تهران را بدهند.اتفاقات فوق در حالی صورت میگیرد که شورای عالی امنیت ملی و همچنین شورای امنیت که هر دو از عالیترین دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور می باشند بر تخلفات بی شماری در بازداشتگاه کهریزک اذعان دارند به عنوان مثال در بولتن داخلی شورای عالی امنیت ملی کشور که برای مدیران عالیرتبه کشور تهیه می شود ( که در زیر تصویر آنرا مشاهده می کنید ) نیز صراحتا آنچه که در بازداشتگاه کهریزک اتفاق افتاده را " برخوردهای خشن و غلط با بازداشت شدگان " می داند و بر وقوع جنایات مختلفی چون تجاوز جنسی ، شکنجه های روحی و جسمی و همچنین عدم تغذیه مناسب و رفتارهای غیر انسانی با بازداشت شدگان و... صحه میگذارد .
در همین بولتن نیز گرچه "لزوم برخورد قاطع با عامل یا عاملین " را خواستار شده اما عملا هیچگونه اقدام محسوس و در خور توجه ای تاکنون صورت نگرفته است ، این در حالی است که خبرهای موثقی این روزها می رسد که سرداران رادان و مسعود صدرالسلام و سعید مرتضوی از جمله سه افرادی که نام آنها به کرات به عنوان مسئولان ارشد و مستقیم حادثه جنایات کهریزک برده می شود همچنان در حاشیه امن می باشد و حتا گفته می شود چندی پیش در دیداری با رهبر ی مورد تشویق و حمایت هم قرار گرفته اند و خامنه ای از اقدامات بموقع آنها در برقراری نظم و امنیت تجلیل نموده است .



Goftaniha© 19.11.09
  | | Balatarin | | Donbaleh | |NewsBaan نقد در نیوزبان|

ستوان یکم محمد جواد ابراهیمی کارگر سقف کاذب سازاست یا کذب ساز ؟

سیزده آبان شاهد یکی دیگر از وحشیگریهای نظام امنیتی در سرکوب و ایجاد رعب و وحشت میان مردم همچنان معترض به کودتای احمدی نژادی – خامنه ای بودیم ، در ادامه وظیفه و رسالتی که این قلم و مجال بر عهده خود احساس می نماید و با یاری افراد معتمد و مورد وثوق موفق شدیم یکی از سرکوبگران نیروی انتظامی را که با ضربات وحشیانه باتوم خود بر سر و روی آن دختر جوان می کوبید را شناسایی کنیم (اینجا) را بخوانید

در برنامه پارازیت صدای آمریکا که مشاهده می نمائید ، دوست و همکار عزیزمان کامبیز حسینی با مصاحبه جسورانه خود با شماره تلفن منزل ستوان یکم محمد جواد ابراهیمی تماس گرفته و فردی که اظهار می داشته همان محمد جواد ابراهیمی می باشد اعلام می دارد که گرچه مدتی عضو بسیج بوده است ! اما در نیروی انتظامی خود و بستگانش عضویت ندارند و کارگری ساده هست و در شهرک صنعتی شمس آباد در گلشن هشت در شرکت فوم ایرانیان سقف کاذب تولید می کند .
من البته کسی را به آن آدرس فرستادم که نتیجه ای را در برنداشت و اصولا در کل شهرک صنعتی شمس آباد کارگری بنام محمد جواد ابراهیمی شاغل نبوده .
در شهرک صنعتی شمس آباد طبق اعلام سایت رسمی اش ( اینجا میتوانید مشاهده نمائید) تنها واحدهای تجاری و صنعتی زیر وجود دارند :
شركت بلور نوري تازه
شركت دكمه صدفي ايران
شركت هوا فضايي درنا
شركت كوره هاي صنعتي ايران
شركت تجهيزات نفت
شركت تفلون تاسفند
شركت كارگلاس
شركت لاستيك سازي عنايت
شركت بهسازين تهران
شركت صنايع شير ايران
با این حساب اصلا دیگر جستجو معنی ندارد و دروغ آقای ابراهیمی مسلم است اما از سوی دیگر در کل ایران چند شرکت بنام فوم ایران و یا فوم ایرانیان و باز فومیران وجود دارند که به غیر از شهرها و شهرستانهای دیگر در تهران و حومه آن آنها عبارتند از :
شرکت فوم ایران که در تهران می باشد (اینجا)
شرکت تولیدی صنعتی ایران فوم که در شهریار می باشد (اینجا)
کارخانه فوم ایران که در اسلامشهر می باشد (اینجا)
از سوی دیگر در تلاشیم با همکاری تعدادی از دوستان عکسهایی از ورود و خروج وی از منزل و یا محل خدمتش با لباس نیروی انتظامی را تهیه نمائیم .
ایکاش آقای ستوان یکم محمد جواد ابراهیمی که البته ابراهیمی بودن خودش را هم در آن تلفن ابتدا تکذیب می نماید حالا از کرده خودش پشیمان شود وآرزو دارم به همان دروغهایی که می گوید که کسی را کتک نزده ایمان بیاورد ودست از اعمال گذشته خود بردارد که همه تلاش این وجیزه همین است و بس و به آغوش ملت بازگردد .



Goftaniha© 17.11.09
  | | Balatarin | | Donbaleh | |NewsBaan نقد در نیوزبان|

تطهیر یک چماقدار در سایت آینده

تارنمای خبری آینده اخیرا مطلبی درباره یکی از پستهای این مجال اینترنتی منتشر کرده است با عنوان : گاف لباس شخصی سابق که مطلبی است متاسفانه کورکورانه درباره این پست که در آن به حضور یکی از مدیران ارشد وزارت اطلاعات در سرکوبهای اخیر بنام محمدرضا مدحی تازه کندبوده است . نامبرده که بنامهای مستعار سید رضا حسینی و حاج رضا شجاعی نیز مشهور می باشد دارای سوابق بسیار ارزنده ای می باشد که اجمالا به مختصری از آنها اشاره می شود : اخذ رشوه از متهمان کلان مواد مخدر و قاچاق کالا در وزارت اطلاعات / جعل و سرقت اسناد دولتی بمنظور استفاده شخصی تجاوز به عنف و آدمربایی / تهديد به ازدواج اجباري پرستار بیمارستان ایران مهر خانم ر . م / ساخت و دراختیار داشتن بازداشتگاه غیرقانونی و ايذاء و اذيت و توهين و بازجويي غيرقانوني و .... نامبرده در سال 1383 از وزارت اطلاعات و تمامی مناصبش به دلیل مفاسد بی شمار اخراج می گردد ، با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد مجددا وی به وزارت اطلاعات و بعد از آن دبیرخانه مجلس خبرگان دعوت به خدمت می گردد ، از جمله فعالیتهای ایشان در بعد از بازگشت مجدد به خدمت ماموریت یافتن از سوی آیه الله ارومیان دبیر کمیسیون امنیت ملی مجلس خبرگان برای حل و فصل مسئله تسویه شدگان اعضای وزارت اطلاعات دخیل در موضوع قتلهای زنجیره ای و همچنین تحقیق و تفحص در قوه قضائیه . باتوجه به روحیه زیاده خواهی و وجود مفاسد بی شمار نامبرده در هر دو ماموریت فوق تخلفات فاحش و بی شماری انجام می نماید که بطوریکه پرونده وی و دیگر اعضای هیات همراهش من جمله خانمها عشرت شایق ، فاطمه آجرلو ، و نه تن دیگر از اعضای وزارت اطلاعات به قوه قضائیه جهت رسیدگی ارسال می گردد . پس از آن نامبرده در سال 1385 از سوی وزیر وقت اطلاعات به جهت آنکه در نظر بوده تا با انتصابش به عنوان مدیر کل در وزارت اطلاعات برایش حاشیه امنی ساخته شود به سمت مدیر کل اداره مراقبت معاونت امنیت انتخاب می گردد.

داستان پلیسی میگردد !
دربهار سال 1387 نامبرده به جهت گرفتن ارتباط با چند تن از چهره های مشهور اپوزیسیون در بانکوک و امارات و همچنین رهگیری و تلاش برای عودت سه تن از افسران ارشد معاونت اطلاعات سپاه پاسداران که در کشور تایلند تقاضای پناهندگی سیاسی نموده بودند از سوی وزارت اطلاعات ماموریت میگردد . سه پاسدار فوق که دارای اطلاعات ارزشمندی بودند و از سفارت آمریکا در بانکوک تقاضای پناهندگی سیاسی نموده بودند بصورت فوق العاده امر پناهندگی و انتقالشان به یک کشور امن در دستور کار کمیته نجات قرار گرفته که گزارش می شود محمد رضا مدحی بهمراه چهار ایرانی و دو تبعه پاکستان در محل اقامت آن سه پناهجو بصورت شبانه روزی در کمین می باشند ، موضوع به سازمان اطلاعات و امنیت تایلند گزارش و نامبرده و اعضای همراهش بازداشت گردیدند ، متاسفانه تلاشهای خاموش دولت آمریکا برای تحویل گرفتن این تیم تروریستی با توجه به لابی دولت ایران و تایلند و احتمالا دادن امتیازاتی به تایلند به نتیجه نرسیده . اما کشف میگردد که نامبرده که دارای دو همسر بنامهای ف . آغازی و ب . میر حسینی می باشد که ظاهرا در عملیاتهای برون مرزی خویش از همراهی آنها نیز استفاده می نماید طبق اطلاعات دریافتی از اوراق بازجویی وی و همچنین تصاویر پاسپورت وی که در همین مجال نیز گوشه هایی از آنها آمده است ، نامبرده ابتدائا به دوبی رفته و پس از آن در به تایلند رفته است و در آخر نیز در تاریخ پانزدهم جولای 2008 به ایران بازگشته است . نامبرده در بانکوک با ساختن سناریویی تصمیم داشته که دو تن از اعضای تیم خویشرا بنامهای هادی میرکریمی و ناصر غلامی (از اعضای وزارت اطلاعات ) را به عنوان پناهنده و دارای اطلاعات ارزشمندی درباره مسائل هسته ای ایران به سفارت آمریکا و اسرائیل در بانکوک معرفی نماید که با هوشیاری هر دو سفارت نامبرده به تصمیمش نمی رسد . در رابطه با وی و دیدارهایش در شهرهای استانبول و دوبی و بانکوک با افراد شاخص در اپوزیسیون ایران موارد بی شماری است که متاسفانه مجاز به افشای آنها نمی باشم اما موضوع در بخش ضد ترورسیم و خرابکاری دادستانی فدرال آمریکا در حال پیگیری است . نکته حائز اهمیت دیگر آن است که محمدرضا مدحی همان چهره سانسور شده در عکسها می باشد که به همراه وزیر وقت علوم دولت احمدی نژاد در کنفرانس سزامی ۲۰۰۸ کشوراردن شرکت کرده و با وزیر علوم کشور اسراییل رالب (راغب) مجادله، گفت وگو کرده است . اقدام سایت آینده در جهت تطهیر وی و الغای این مطلب که محمدرضا مدحی بمدت دوسال است در خارج از کشور بسر می برد در حالی است که عکسهای نامبرده در مراسم تودیع و معارفه روسای سابق و جدید قوه قضائیه هم اکنون در سایتهای خبری کشور موجود می باشد .
در همین رابطه :

عکسها و اسناد

تاریخ ورود و همچنین دیپورت محمد رضا مدحی از بانکوک به ایران
تصویر داکیونت تراول جعلی محمد رضا مدحی به عنوان بازرگان که توسط سازمان امنیت تایلند از وی کشف گردیده
دیدار محرمانه محمد رضا مدحی با دو عضو مشهور اپوزیسیون
دیدار محرمانه وزیر علوم دولت احمدی نژاد با همتای اسرائیلی خویش که در آن محمدرضا مدحی نیز حضور داشته است ( این عکس به دلایلی از سوی وزارت اطلاعات فاش گردید اما در آن چهره مدحی پوشیده گردیده است )
مدحی درکنار دیگر دوستانش این عکس در حدود سه ماه پیش گرفته شده است
محمد رضا مدحی در کنار دیگر مدیران وزارت اطلاعات در سرکوب دانشجویان و مردم معترض به انتخابات
عکس کامل حضور وی در سرکوبها



Goftaniha© 9.11.09
  | | Balatarin | | Donbaleh | |NewsBaan نقد در نیوزبان|

جنبش سبز لجنی

در بعد از راه اندازی مجعولانه جنبش سبز علوی کبوتران و ذوب شدگان در ولایت روز سیزدهم آبانماه تشکیل دادند
جنبش سبز لجنی
این جنبش در این روز با رمز مبارک
یا ضامن چاقو
کار خود را آغاز نمود



Goftaniha© 7.11.09
  | | Balatarin | | Donbaleh | |NewsBaan نقد در نیوزبان|

! انقلابیونی که محو شدند

چند وقت پیش برای ساخت مستندی درباره اشغال سفارت آمریکا درتهران دست به دامن تلویزیون فرانسه شدم و رفتم از آرشیو آنها استفاده کنم در لابلای فیلمها و مصاحبه ها فیلمی بود از عاشورای سال پنجاه و هشت در سفارت آمریکا که ظاهرا دو سه ماهی از اشغال سفارت گذشته بود ، جوانی که که بقول معروف کپ دانشجویان انقلابی آن روزها بود با عینکی با قاب سیاه بزرگ و پیراهنی روی شلوار و ریشی و مویی کوتاه ، یعنی قیافه اصل انقلابی و تیپ چپ آن سالها ! پشت عکس بزرگی از آیه الله خمینی ایستاده بود و رو به مردم و دانشجویان اشغالگر سخنرانی می کرد ( مطمئن نیستم ولی زیاد شباهت داشت به آقای رضا سیف اللهی ) ، سخنرانی درباره اشغال سفارت و اینکه انقلاب دوم بوده و چه اسنادی کشف شده و ... در آخر هم گفت که چون روز عاشورا است چند دقیقه ای هم نوحه می خواند و همانجوری که ایستاده بود عینکش را برداشت و چشمش را بست و شروع کرد به روضه خوانی ، روضه حضرت قاسم و حاضرین هم شروع کردن به گریه کردن و بعد روضه هم شروع کرد به نوحه خوانی و مردم هم سینه می زدند که البته نوحه خوانی این دانشجوی انقلابی هیچ شباهتی به نوحه ها و روضه های همیشگی عاشورایی نداشت که نوحه ای بود در محکومیت جنایات آمریکا و شیطان بزرگ و استکبار جهانی واز انقلاب ایران و اشغال لانه جاسوسی تمجید کردن وپس از هر چند بیتی هم از سینه زنان می خواست که جوابش را بلند بدهند و دم بگیرند که : «کار آمریکا بود - نقشه‌ی سیا بود - مرگ به کارتر - مرگ به کارتر».
وقتی دوربین به سراغ جمعیت می رفت و افراد سینه زن و شرکت کننده در این مراسم را نشان می داد همه جور آدمی بود پیر و جوان و زن و مرد و تعدادی هم کودک و نوجوان در میان زنها تعدادی با روسری های رنگی گره زده بر زیر گلو هم دیده می شد و فکر کنم در انتهای جمعیت چند بی حجاب هم نشسته بودند ، نمی دانم چرا منی که این روزها از دیدن آدمهای اینچنینی که شعار می دهند و تلویزیون نشانشان می دهد و مرگ بر مرگ بر میگویند زیاد خوشم نمی آید شاید منزجر کننده باشد برایم ولی تا ساعتی مجذوب این فیلم شدم و از این فیلم خوشم آمد اصلا کاری به اشغال سفارت آمریکا و بد و خوبی اش ندارم فضا و حال و هوای این مراسم خیلی واقعی بود و مثلا با فیلمهایی که این روزها از هیات های مذهبی و تجمعات کنونی مذهبی و نماز جمعه و جماعات دیده می شود خیلی فرق داشت ، یه جورایی به دلم نشست و منو برد به خاطرات تیره و تاری که از انقلاب و اون روزها داشتم .
وقتی این فیلم را می دیدی می فهمیدی جماعت حاضر از سر ترس و یا اجبار و ریا و دروغ و تکلیف و ترس از حراست اداره یا فلان جا نیامده اند اینجا بنشینند و سینه بزنند یا شعار بدهند ، خودشان بودند و خودشان که خیلی هم پرشور و داغ بودند ، بعضی گریه می کردند ، بعضی از جوانها هنوز برق خوشحالی از اشغال سفارت در چشمانشان بود و بعضی هم با شور و شر هر چه تمامتر سینه می‌زدند،و تعدادی هم مشت‌هاشان را گره کرده بودند و طوری دست‌هاو مشت‌هایشان را بالا می آوردند بسمت دوربین های خبرنگاران و فیلمبرداران که انگار الان یا کارتر فیلمبردار است و یا تنها بیننده این فیلمها آمریکا و سیا و کارتر هستند ! نمی دانم امروز چه برسر آن جمع رفته است و چه فکر می کنند و کجا هستند و شاید بسیاری شان هم مثل دانشجویان پیرو خط امام آن روزها که این روزها دوران سن پختگی را هم بسر گذرانده اند گاها از آن اقدام ابراز پشیمانی کنند و یا در صدد توجیه و رفع و رجوی آن برمی آیند، باشند یا اینکه اصلا از انقلاب امروزی دلزده شده اند یا که نه شاید همچنان دشمن اصلی را آمریکا می دانند اما هرچه که بود آن روزها احساس می کنم صادقانه ترین انسانها همان انقلابیون جوان سینه زن بودند !



Goftaniha© 6.11.09
  | | Balatarin | | Donbaleh | |NewsBaan نقد در نیوزبان|

شناسایی یکی از ضاربان چماق بدست سیزده آبان

دیروز در تجمع و راهپیمایی بمناسبت روز سبز سیزده آبان چند نکته حائز اهمیت بود ، حضور نیروهای لباس شخصی و بسیجی ها و چماقدارها نسبت به دیگر راهپیمایی های گذشته کمتر محسوس بود و البته شاهد بودیم که نیروهای سپاهی و پلیس امنیت با حضور همه جانبه و مسلحانه شان شاید دیگر مجالی برای حضور لباس شخصی ها نگذاشتند

در فیلمها و عکسهایی که از راهپیمایی دیروز منتشر شد دو فیلم از همه برجسته تر بود ، اولی مربوط به ضرب و شتم طاهره خرم عضو ستاد انتخاباتی مهندس موسوی بود که پس از آنکه مورد حمله چماقداران نیروی انتظامی قرار میگیرد در میدان هفت تیر تهران بازداشت می شود ، طاهره خرم البته به تازگی از زندان آزاد شده بوده و از جمله شاهدان مهدی کروبی می باشد که شجاعانه از آنچه که در زندانهای بی نام و نشان بر او گذشته است پرده برداشته است که در زیر مشاهده می نمائید

فیلم دیگر مربوط به ضرب و شتم دختر جوان دیگری است که در زیر ضربات باطوم یک درجه دار نیروی انتظامی بیهوش می شود ،که فیلم آن را نیز در زیر مشاهده می نمائید

با تلاش دوستان عزیزم در داخل کشور که همین جا از آنها تشکر می نمایم ضارب آن دختر شناسایی شد

ستوان یکم محمد جواد ابراهیمی

محل خدمت : یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی ناحیه انتظامی تهران بزرگ

محل سکونت : شهر ری -حسن آباد فشاپویه - بلوار امام خمینی نبش بانک ملت

تلفن منزل : 56228414

بار دیگر در همین مجال اعلام می کنم که هدف ما از شناسایی این ضاربان مجازات و تشویق به خشونت نمی باشد ، هدف ما این است که این مزدوران بدانند دیگر حاشیه امنی ندارند و رسوا خواهند شد .



Goftaniha© 5.11.09
  | | Balatarin | | Donbaleh | |NewsBaan نقد در نیوزبان|



Creative Commons License
حقوق این وب طبق پروانه‌ کریتیو کامن لایسنس محفوظ است

© 2009 گفتنی ها | Site Feed Back to top
Designed by Graphit | For Goftaniha.org