جمهوری اسلامی آنقدر ظلم و جنایت کرده است آنقدر انسانهای بی گناه و مظلوم
را اعدام کرده است که بر هیچ کس پوشیده نیست ، آن وقت در این میانه آنهایی که میخواهند برای ثابت کردن
دیکتاتور و ظالم بودن این رژیم دست به دروغ و شهید سازی بزنند یا دشمن عاقل هستند یا
دوست احمق ! دشمن عاقل از آن جهت که با جعلهای اینچنینی سرپوشی بگذارند بروی همه
ظلم و جنایتهایشان و همه را دروغ بینگارند و یا دوست احمق از آن جهت که انگار این
رژیم هیچ اعدامی نکرده است تا حالا که بیایند برایش دروغ ببافند تا همگان به اهریمنی
بودن این رژیم اعتقاد پیدا کنند!
یادتان هست در ماجرای افشاگریهای شیخ شجاع مهدی کروبی اولین نکته ای
که مطرح شد و به خدشه دار بودن تمام افشاگریهای ایشان اشاره میشود اول از همه
ماجرای «ترانه موسوی» گفته میشد ؟
حالا این دشمنان عاقل یا دوستان احمق دوباره دست بکار شدهاند !
اینها را گفتم تا اشاره کنم به خبر صد در صد جعلی و دروغ اعدام خیالی
یک پاسدار خلبان به نام «رحمتالله حیدری» فرزند حسین ! که متأسفانه
طی یکی دو روز اخیر در بسیاری از سایتهای مخالف جمهوری اسلامی پی در پی در
حال«کپی پیست» شدن است !
نمیخواهم
بگویم من شبکه قوی و مطلع و به روزی در سپاه پاسداران دارم و اصولاً هرکسی هم که
در خارج از کشور از این دست حرفها بزند بی شک از جنس آن «محمدرضا مدحی» و «احسان
سلطانی» هستند که ادعا میکردند پانصد
هزار سپاهی در ایران تحت عنوان «جنبش جمع یاران» گوش به فرمانشان هستند !
اما دست کم در
طی این چند روز از همان انگشت شمار دوستانی که هنوز در سپاه پاسداران و... دارم از
هر کدامشان این نام را پرسیدم کسی نمیشناخت ، جاعلان این خبر آنقدر از وضعیت و
اطلاعات سپاه پاسداران و نیروی هوایی سپاه بی اطلاع بودند که حتی نکردهاند اقلاً
خبرشان را درست جعل بکنند !
گفته شده است
که :
«شهید رحمت الله
حیدری از جمله خلبانان بسیار متبحر و دارای سوابق درخشان پرسنلی و دانشگاهی بود که
پس از گذراندن دوره های آموزشی با نتایج عالی ، پرواز را با جنگنده های سوخو آغاز
و در پایگاه هوایی شیراز مشغول به خدمت بوده است »
این در حالی
است که اصلاً در پایگاه نیروی هوایی سپاه پاسداران در شیراز هیچ گونه هواپیمای
تهاجمی و جنگنده ای همچون سوخو وجود ندارد !
پایگاه نیروی
هوایی سپاه «نهسا» در شیراز تنها دارای دو اسکادران هوایی «ایلوشین ۷۶» و همچنین «فالکون ۲۰» میباشد !
جاعلان این خبر که اظهاراتشان را مستند کردهاند به یک اطلاعیه که جمعی از
همرزمان آن شهید معزز ! تنظیم کردهاند حتی یک عکس هم ظاهراً نداشتهاند تا از این
خلبان شهید سپاه انتشار بدهند ؟
شک ندارم در بعد از نامه های افشاگرانه دوست عزیزمان «محمد نوری زاد» که در
بعد از آن دو سردار شجاع سپاه « سردار اعلایی و صنیع خانی» هر کدام به نحوی از
انحناء اعتراض خود و لایههایی از پاسداران آزاده سپاه پاسداران را فاش کردهاند جاعلان
اینگونه دست بکار شدهاند که این اظهارات را هم لکه دار و مخدوش کنند !
برچسبها: دغدغه های فکری،روشنگری, یادداشت کوتاه
Farshad Ebrahimi©
22.1.12 |
|
|
واقعاً نمیفهمم. اين گنده گویی های سپاه و خامنه ای و بقيهی تندروهای
جناح راست با چه تئوریای انجام میشود. از ديد يک خارجی که به ماجرا نگاه کنيم نتيجهگيریاش
خيلی آسان است. اين چند گزاره را کنار هم بگذاريد:
ايران در حال تلاش برای دستيابی به سلاح اتمی است
بخش تندروی جناح راست و بطور مشخص وابستگان فکری و کادری سپاه پاسداران
دارند کل حکومت را در دست میگيرند و سپاه پاسداران با صراحت منافع آمريکا و اسراييل
را در هر جای جهان تهديد میکند.
فرماندهان نظامی
ایران از آمادگی جمهوری اسلامی برای اقدام نظامی در نزدیکی مرزهای آمریکا و سایر کشورهایی
که تهدیدی علیه ایران به شمار میروند٬ خبر دادهاند.
آیا به نظر شما نتيجهاش جز اين میشود که اسراييل برای بمباران تأسیسات
هستهای ايران آسانتر بتواند دنيا را توجيه کند؟
چه کسی از بمباران چندين ميليارد دلار تاسيساتی که با پولش میشود این
بحران اقتصادی و تورمی را که این روزها گریبان همه را در ایران گرفته است را به
راحتی مهار کرد خوشحال میشود؟
اگر جنگی فراگير بين آمريکا و اسراييل و اروپا از يک طرف و ايران از طرف
ديگر شروع شود چه کسی بايد داوطلبانه به جبهه برود تا کشته شود و به بهشت برود؟
حکومت ايران با دقت زياد ذرهای به مردم و نهادهای مدنی و مطبوعات اجازهی
اظهارنظر دربارهی برنامههای اتمیاش نداده است و کوچکترین اظهار نظر در این
مورد را با شدت هرچه تمامتر پاسخ میدهد (مثلاً به یاد دارید که حسن فتحی پس از
مصاحبه با بی بی سی درباره انفجارپادگانسپاه در ملارد فقط به خاطر اینکه یک اشاره
به احتمال جنگ کرده بود به سرعت بازداشت شد)، ولی اين سکوت وقتی با تهديدهای سپاه پاسداران که دیگر این روزها همه میدانند
که فقط حرف است همراه میشود جان و مال تکتک ايرانيان را به خطر انداخته است.
و نکته آخر اینکه آيا سکوت مردم ايران نشانهی رضايت از اين وضعيت است؟
برچسبها: دغدغه های فکری،, یادداشت کوتاه
Farshad Ebrahimi©
19.1.12 |
|
|
پیشتر برایتان از حلقه حقانی گفتهام،(مجمع الجزائر نقابداران یک و دو ) حلقه
حقانی که به جمعی از فارغالتحصیلان مدرسه علمیه حقانی اطلاق میشود بی شک یکی از تاریکترین
و چه بسا مخوفترین گروههای نیمه عیان در طول حیات جمهوری اسلامی میباشد، از بدو
حیات این نظام از صبح روز دوازدهم فروردین سال ۱۳۵۷ تا به امروز رد پای این گروه
در سیستمهای قضایی، اطلاعاتی و امنیتی و همچنین ترور و سرکوبهای جمهوری اسلامی
دیده میشود البته در دوران رهبری آیه الله خمینی این حلقه به جهات اختلافات
عقیدتی که بر سر مسئله ولایت فقیه با وی داشتند زیاد عرصه را برای جولان خویش فراخ
نمیدیدند با فوت ایشان و آغاز حکومت سید علی خامنه ای که از نزدیکان این حلقه بود
دوران طلایی این جمع آغاز گشت، بعد از آن بود که افرادی همچون مصباح یزدی، علی
رازینی محمد یزدی و ...دوران طلایی خویش را آغاز نمودند.
یکی از چهره های مطرح حلقه حقانی «علی رازینی»
است، او که متولد دوم خرداد
۱۳۳۲ در شهرستان رزن همدان است.
پدر بزرگ او آیت الله حاج میرزا حسن رازینی به همراه آیت الله خمینی و آیت الله
گلپایگانی، از اولین شاگردان حاج شیخ عبدالکریم حائری در حوزهی تازه تاسیس قم بودند.
پدر او، حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمود رازینی نیز روحانی است و هم اکنون در
قم زندگی میکند.
او در سال ۱۳۴۲ و در سن ده سالگی به حوزهی علمیهی قم وارد شد و تحت تعلیم روحانیونی
چون آیت الله قدوسی، مشکینی، جنتی، صانعی، وحید خراسانی، شبیری، حاج شیخ مرتضی حائری
یزدی، دکتر بهشتی، دکتر مفتح، جوادی آملی و مصباح یزدی قرار گرفت. وی همچنین فارغالتحصیل
کارشناسی حقوق در دانشگاه تهران، فارغالتحصیل کارشناسی ارشد حقوق جزا و حقوق خصوصی
از دانشگاه شهید بهشتی و فارغالتحصیل دکتری حقوق از واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد
اسلامی است.
در اواخر سال ۱۳۴۹، رازینی و تعدادی دیگر در پی حملهی ساواک به مدرسهی حقانی
دستگیر میشوند. او شش ماه را در زندانهای شاه سپری میکند. همچنین از حضور وی در
جبهه های جنگ ایران و عراق اطلاعاتی در دست نیست اما دو برادر او در عملیاتهای کربلای
۵ و کربلای ۸ کشته شدهاند و دو برادر دیگر او، یکی در سپاه و دیگری در قوهی قضاییه
فعالیت دارند
گرچه بیشتر رازینی را به عنوان رئیس دادگستری
استان تهران در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی به واسطه سرکوب مطبوعات طرفدار دولت
میشناسند اما در سیاهه مشاغل او میتوان به مناصب زیر اشاره کرد :
مدیریت مدرسهی حقانی (به همراه دو نفر دیگر) به حکم آیت الله قدوسی پس از پیروزی
انقلاب
قاضی دادگاه انقلاب اسلامی تهران ۱۳۵۹-۱۳۶۰
قاضی دادگاه انقلاب در شهر بجنورد۱۳۶۰
ریاست دادگاه انقلاب در شهر مشهد ۱۳۶۰-۱۳۶۳
دادستان انقلاب تهران بعد از اسدالله لاجوردی دی ماه ۱۳۶۳
رئیس عقیدتی سیاسی سپاه در سال ۶۶
حاکم شرع دادگاه ویژه روحانیت به حکم آیت الله خمینی (در کنار فلاحیان به عنوان
دادستان ویژهی روحانیت) از ۲۵ خرداد ۱۳۶۶ تا حال حاضر.
ریاست سازمان قضایی نیروهای مسلح کشور از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۲، در همین دوره در دوم
تابستان ۱۳۶۷ و پیش از پایان جنگ از سوی آیت الله خمینی ریاست دادگاه ویژه رسیدگی به
تخلفات جنگ هم به او ابلاغ شد. اما این سمت به دلیل پذیرش قطع نامه و پایان جنگ دوام
چندانی نداشت.
ریاست دانشکدهی علوم قضایی از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۳
ریاست کل دادگستری استان تهران در کل دورهی دوم مسئولیت آیت الله یزدی در قوهی
قضاییه از ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۸
معاونت اجرایی دیوان عالی کشور ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۳)
رئیس دیوان عدالت اداری از سال ۱۳۸۳ تا شهریور ۱۳۸۸ و در دورهی دوم ریاست آیت
الله هاشمی شاهرودی بر قوهی قضاییه
نماینده همدان در مجلس خبرگان رهبری ۱۳۸۵ تاکنون
معاون حقوقی و قضایی قوهی قضاییه از۱۳۸۸ و همزمان با آغاز ریاست آیت الله لاریجانی
بر قوهی قضاییه تاکنون
عضو شورای نمایندگان رهبری در دانشگاههای کشور منصوب آیت الله خامنه ای
عضو هیأت مؤسس دانشکده معارف وابسته
به جامعهالزهرا و همچنین عضو هیأت امنای مرکز علوم اسلامی خواهران (جامعه الزهرا)
منصوب آیت الله خامنه ای
عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران
عضو هیأت مؤسس دانشگاه پیام نور رزن، همدان
در کارنامه پر افتخار او! همین بس که در اعدامها
دست خلخالی را از پشت بسته و او اولین کسی است که برای اعدام زنان به جرم هواداری
از سازمانهای التقاطی در مشهد صادر کرده است. قرار بر این بوده بعد از محمد یزدی؛
رازینی ریاست قوه قضاییه را بعهده بگیرد اما خامنه ایی که شاگرد خصوصی هاشمی
شاهرودی بوده و شاهرودی هم هر هفته سه روز برای تدریس به بیت خامنه ایی میرفته
است، در نتیجه حقالزحمه استاد را با اعطای ریاست قوه قضاییه به وی تکمیل کرده و
رازینی معاونت را اختیار مینماید.
نامبرده بعد ازمرگ مشکوک (حجت الاسلام کرمی که
دادستان قم بوده) در عملیات مرصاد؛ برای بار دوم با همسر آقای کرمی ازدواج مینماید.
از همسر اولش چند دختر دارد و فقط یک پسر بنام محمد دارد که پیشتر از این از
افراد بایت توصیه و از بین بردن پروندههای قضایی پولهای بیشماری را به جیب زده
است. ایشان اکنون بیشتر وقت خود را به خوش گذرانی در ترکیه و اروپا و آمریکا میگذراند.
محمد رضا دانشمند که داماد رازینی میباشد و
برای جشن تولدش به انگلیس سفر کرده است و عکسهایی از آنجا در صفحه فیس بوکش میگذارد
و محمد رازینی فرزند علی رازینی مینویسد: عجب جای با حالی است اینجا و بیخود نیست؛
سر و ته شما را میزنند همیشه اینجا هستی!
البته محمد رازینی با استفاده از رانت پدر صاحب
مجموعه شرکتهای متعددی است که یکی از آنها شرکت خودران وفا واقع در میدان هفت تیر - ابتدای بزرگراه مدرس - مقابل خیابان زهره - پلاک ۴۴ میباشد.
همسر دوم علی رازینی هم از آقای کرمی (شوهر اول)
یک پسر بنام علی کرمی دارد. ایشان که دانش آموخته حوزه علمیه چیذر است. یک جانی
بالفطره و عیاش به تمام معنی میباشد.
اکثر وقت خود را در پارتیهای شبانه میگذراند و
برای عیاشی همیشه در حال سفر میباشد. وی تا کنون سه بار در مستیهای خود اقدام به
خودکشی نموده است که جای خودکشی و رگ زدن دستش به راحتی قابل مشاهده میباشد! .
رازینی یکی از دخترانش را به علی میدهد. او که
شیفته پارتی و عیاشی میباشد در یکی از این پارتیها در حالی که ۲۳ ساله بوده است
بدون اجازه رازینی با دختری دیگر که در پارتی با او آشنا شده بود ازدواج میکند.
بعد از یک سال رازینی متوجه این قضیه میشود و به (علی) که هم ظاهراً پسرش میباشد
و هم دامادش دستور میدهد برای طلاق دادن همسر دومش به دستورات او گوش نماید، علی
از این دستور سرباز میزند تا که در یک پارتی شبانه دیگر به دستور علی رازینی مأموران
در آن پارتی همه را دستگیر نموده از جمله همسر دوم علی کرمی و همگی را به حبسهای طویلالمدت
محکوم مینمایند.
البته علی کرمی که آخوند میباشد در دادگاه ویژه
روحانیت که رازینی ریاست آنرا بعهده دارد، تبرئه میشود. همسر دوم به پنج سال
زندان محکوم میگردد و بدین ترتیب طبق قانون طلاقش را آقای رازینی صادر مینماید.
لازم است البته کمی هم درباره محمد رضا دانشمند
داماد علی رازینی گفت که مغز متفکر دزدیها و غالب کردن اجناس به دولت ایران به قیمت
گزاف میباشد. نامبرده به اتفاق پنج برادر دیگرش و همچنین پسر عمویش مهدی دانشمند
که از سرداران سپاه و از معاونان شهرداری تهران میباشد به اضافه سردار پروین شرکتهای
متعددی در دبی دایر کردهاند. به علت ترس مهدی دانشمند و سردار پروین جهت تردد به
اروپا و آمریکا؛ محمد رضا دانشمند جهت خرید محصولات مورد نیاز جمهوری اسلامی به مسافرتهای
متعددی میرود.
درباره این خاندان بازهم خواهم نوشت.
برچسبها: دغدغه های فکری،روشنگری, مقالات و مجادلات
Farshad Ebrahimi©
17.1.12 |
|
|
من که سر در نیاوردم کی استعفا داد، کی عدم توجه کرد، کی موفق شد، کی مدیریت
کرد، کی کشتی گرفت، کی ورزش کرد ؟
متن استعفای رئیس هیات کشتی استان فارس
نوشته:ریاست محترم تربیت بدنی استان فارس
/با سلام/نظر به اینکه این اداره به خاطر عدم توجه به هیئت کشتی
استعفاء خود را از مسئولین هیئت کشتی استان را دارم انشاالله با مدیریت جنابعالی در
ورزش استان هیئت کشتی را موفق باشد/.!!
میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید
که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران میگوید:
«کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان
تجاوز کنند.»
اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران پاسخ میدهد :
نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند
و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک
و پست بگمار. بی سوادها و نفهمها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان
نخواهند داشت. فهمیدهها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته
و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند
کرد...
برچسبها: روشنگری, یادداشت کوتاه
Farshad Ebrahimi©
10.1.12 |
|
|
مراحل گسترش محدوده منزل شخصی آقای واعظ طبسی و ساختمانهای اقماری و نحوه
تملک آنها توسط تولیت آستان قدس رضوی از زمان تصدی مسئولیتهای ایشان در سال ۵۷ تا به
امروز و همچنین بخشی از خاطرات دوران سازندگی آقای آیت الله طبسی! از زبان یکی از همسایگان
:
تولیت آستان قدس رضوی جناب آقای
عباس واعظ طبسی که در گسترش فضاهای زیارتی و تجاری و علمی و ورزشی و تفریحی و درمانی
و لبنی و کشاورزی و صنعتی و مالی و غذایی و ... در جهت خدمت رسانی به زائران و مجاوران
حضرت علی بن موسیالرضا علیهالسلام شهره عام و خاص هستند تصمیم میگیرند تا در جوار
منزل شخصی خود در کوچه ناظر در خیابان هاشمی نژاد مشهد علاوه بر ساختمانهای محافظان
و نگهبانان خود، کتابخانهای وسیع و همچنین حسینیهای وسیعتر از کتابخانه احداث نمایند
تا مجالس و روضههای خود را همان جا برگزار نمایند و همچنین به لحاظ مسائل امنیتی و
رفاهی تردد کمتری در سطح شهر داشته باشند ... به همین جهت و به دستور ایشان مهندسین
و مشاوران و خدمه شروع به تملک اراضی مورد نیاز در جوار منزل ایشان مینمایند تا ساختمانهای
لازم را در آن احداث نمایند طبق برآوردهای اولیه منزل چندین همسایه باید خریداری شود
تا بتوان نقشههای از پیش تعیین شده را اجرا نمود ... کار تا جایی پیش رفته بود که
همه املاک مورد نیاز خریداری شده بود الا خانهای که صاحب آن خانه از فروش ملک خود
سر باز میزد و حاضر به از دست دادن خانه خود با قیمتی که از سوی مقابل پیشنهاد میشد
نداشت...
مهندسین و مشاوران که با خیال راحت و آسوده از اینکه این ملک را هم تصاحب
میکنند فونداسیون ساختمانهای جدید را طبق نقشههای از پیش طراحی شده خود ریخته بودند
و منتظر تصاحب ملک همسایه بودند کار را تا جایی پیش بردند که حتی زیر پی ساختمان همسایه
را هم خالی کردند و اگر کمی دیرتر برای مهار آن جنبیده بودند سقف روی سر همسایه هم
خراب میشد، کما اینکه به مدت یک سال با ستونهای آهنی و مهار کردن سقف مانع این کار
شده بودند...
آنها طبق نقشه خود پیش میرفتند و ستونها را هم یکی پس از دیگری کار
میگذاشتند تا از برنامه عقب نمانند ... همسایه اصلاً کوتاه نمیآمد و حاضر نبود تا ملک خود را با این حالت از دست بدهد ...
که پس از پیگیری بالاخره شهرداری وارد گود شد و با گوشزد نمودن تخلف مهندسین و مشاوران
و صاحب کتابخانه و حسینیه آنها را مجاب نمود تا نقشه خود را عوض نمایند و دست از سر
همسایه خود بردارند! کما اینکه بعد از اتمام بنای ساختمان مورد نظر تخلفات بسیاری هنوز
مشاهده میشود که بلندی دیوار و همچنین ساخت و ساز مشرف بر ملک همسایه در قسمت غیر
قانونی از جمله آن موارد است ...نا گفته نماند طی مدت مدیدی که عملیات ساخت و ساز ادامه
داشت متأسفانه با انواع و اقسام شیوهها همسایه مورد آزار و اذیت روحی قرار گرفت که
ذکر آن در این مقال نمیگنجد، لازم به ذکر است تخلفهای مورد اشاره، در جوار منزل شخصی
ایشان بوده و هر روز جلوی چشم تولیت آستان قدس است و حداقل روزی دو بار از کنار این
ساختمان تردد مینمایند اما ایشان هنوز برای این تخلف آشکار حاضر به هیچگونه پاسخی
نبودهاند!
 |
منزل شخصی تولیت آستان قدس در ابتدای پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷ (منطقه سبز رنگ) حدوداً ۲۵۰ متر مربع
واقع در انتهای یک کوچه فرعی و بن بست
|
تملک منازل مجاور و همسایه تا نبش کوچه اصلی جهت احداث آپارتمان و استراحتگاه
محافظان شخصی و گارد حفاظت تولیت آستان قدس و همچنین کتابخانه و حسینیه یا به عبارت
بهتر تالار ویژه مجالس ماهانه و ویژه تولیت آستان قدس رضوی تا سال ۱۳۷۷ (منطقه قرمز رنگ) به مساحت تقریبی ۲۰۰۰ متر مربع
معماری عجیب و قابل تأمل
داخل ساختمانی که برای دیدارهای جناب طبسی آماده شده و به اصطلاح حسینیه است! در قسمت
فوقانی محراب، استفاده از نماد هرم ما سونی یک چشم کاملاً مشهود است. لازم به ذکر است
با وجود اینکه این مکان از محل حق التولیه میلیاردی جناب واعظ طبسی بنا شده و ظاهراً
وقف شده است اما عملا در طول سال فقط ایام محرم و فاطمیه و صبحهای جمعه به روی مردم
باز است و بقیه سال یا درهای این به اصطلاح حسینیه بسته است و یا مجالس خصوصی جناب
واعظ طبسی در آن برگزار میشود
 |
طرح گسترش فضای موجود تا نبش خیابان اصلی با آغاز خرید منازل منطقه زرد
رنگ در سال ۱۳۸۷ به مساحت تقریبی ۱۶۰۰ متر مربع و اتصال آن به منطقه قرمز رنگ
|
 |
اضافه نمودن پمپ بنزین (منطقه آبی رنگ) به حیطه املاک منزل شخصی تولیت
آستان قدس رضوی جهت احداث پارکینگ! به مساحت تقریبی ۲۲۰۰ متر مربع
در سال ۱۳۸۸
|
 |
برخی دیگر از همسایههای قدیمی که ملک آنها توسط تولیت آستان قدس رضوی
طی سالهای گذشته خریداری شده است (مناطق به رنگ بنفش) به مساحت تقریبی ۶۰۰ متر مربع
در تصویر فوق ابتدا موقعیت طرح بزرگ تجاری و توریستی میدان شهدای مشهد
(منطقه زرد رنگ) که در نوع خود در کشور بینظیر است را با املاک خریداری شده توسط تولیت
آستان قدس (منطقه قرمز رنگ) در اطراف منزل شخصی آقای واعظ طبسی مد نظر قرار دهید. لازم
به ذکر است بسیاری از همسایگان که از وجود چنین طرح عظیمی در کنار خانه خود بیخبر
بودند ملک خود را به قیمت ارزانی از دست دادند و این در حالی است که قبل از شروع طرح
میدان شهدا مأموران آستان قدس اقدام به خرید زمینهای مورد نیاز مینمودند که این خود
نوعی استفاده از رانت اطلاعاتی در جهت کسب سود و منافع شخصی تلقی میشود .
در خطبه شقشقیه حضرت علی خطاب به عثمان میفرماید : دو پهلویش از پرخوری
باد كرده، همواره بین آشپزخانه و دست شویی سرگردان بود، و خویشاوندان پدری او از بنیامیه
به پا خاستند و همراه او بیتالمال را خوردند و بر باد دادند، چون شتر گرسنهای كه
به جان گیاه بهاری بیفتد، عثمان آنقدر اسراف كرد كه ریسمان بافته او باز شد و اعمال
او مردم را برانگیخت، و شکمبارگی او نابودش ساخت.
تمام این ولخرجیها و اسرافها در جوار منزل شخصی تولیت آستان قدس رضوی
که از محل سهم حق التولیه میلیاردی ایشان (ده درصد دارائیهای آستان قدس رضوی در کل
دنیا) صرف میشود در حالی صورت میگیرد که سایت آستان قدس رضوی مصارف موقوفات بیحساب
آستان قدس را اینگونه ذکر میکند (توجه داشته باشید که با درج تصاویر مرتبط ذیل هر
کدام از موارد ذکر شده در سایت آستان قدس رضوی خدای ناکرده قصد سیاه نمایی نداریم،
بلکه غرض، نشان دادن بخشی از تناقضات موجود در شعار و عمل برخی از مسئولان بوده است)
مصارف مهم موقوفات به نقل از سایت آستان قدس رضوي شامل اين موارد است:
۱ـ تأمين و تعمير و مرمت بقعهها، مساجد،
حوزههاي علميه و حسينيهها و برگزاري مراسم عزاداري و سوگواري و اعياد و جشنهای مذهبي
۲ـ كمك به فقرا، بينوايان، دانشآموزان
و مدارس شهري و اداره و نگهداري بعضي از بیمارستانها، حمامها، آب انبارها و...
۳ـ تأمين مسكن ارزان قيمت براي مردم
نيازمند و در اختيار گذاشتن زمینهای وقفي با اجاره طویلالمدت به مردم و همچنين اجاره
دادن مغازهها و کارگاهها با قيمت ارزان و...
۴ـ كارآفريني براي تعداد زيادي از افراد
كه در اماكن متبركه، تأسيسات بازرگاني و صنعتي و سازمانهای اوقاف شهرها و بخشها و
روستاهاي اسلامي به كار مشغول هستند.
۵ـ انجام امور تبليغي و فرهنگي همچون
مصارف كتابخانهها و دانشگاهها
۶ـ مصارف مهمانسرا و اطعام
شما که نمیخواهید بگویید این تصاویر جعلی است! بهتر است آقای طبسی به
جای پهن کردن سفره مخصوص حضرتی در مهمان سرای امام رضا علیهالسلام برای دار و دسته
جناب ...، کمی به فکر بچه یتیمهای دور و بر حرم باشد.
گرچه طرح گسترش منزل آقای طبسی ظاهرا از طرح گسترش حرم امام رضا هم پیشی گرفته است ! اما چه خوب بود که آقای طبسی به جای ساختن این قصر باشکوه با نام و کلاه شرعی حسینه پر زرق و برق کمی به فکر ساخت سر پناهی برای کارتن
خوابها و کنار پیاده رو خوابها و زاغه نشین های اطراف مشهد باشد. خوب است آقای طبسی
به جای ساخت مدارس غیر انتفاعی در شهرها که فقط قشر خاصی قادر به تحصیل در آن هستند
به فکر برپایی مدارسی برای روستاهای دور افتاده باشد که بچههای آنها در طویله مشغول
کسب علم هستند. خوب است آقای طبسی به جای ساخت هتل بیمارستانهای چشم دشمن کور کن که
فقط اشراف زادههای خاندانهای متمول قادر به استفاده از خدمات آن هستند به فکر تجهیز
درمانگاههای بی امکانات شهرها و روستاها باشد. جا دارد آقای طبسی به جای اضافه کردن
گارد شخصی و محافظان خود کمی در شهر بدون محافظ بگردد تا عکسالعمل مردم را با چشم
خود ببیند و ببیند که در شهر چه خبر است البته نه از پشت شیشههای دودی ...خوب است
آقای طبسی به جای قبول مسئولیت چند شغل از جمله تولیت آستان قدس، رئیس حوزه علمیه استان،
عضویت در مجلس خبرگان، عضویت در مجلس تشخیص مصلحت نظام و... که انجام درست هر کدام
از این منصبها از عهده یک تیم هم به خوبی بر نمیآید کمی به فکر جوانان بیکار این
شهر باشد
|
در همین رابطه :
برچسبها: دغدغه های فکری, روشنگری, مقالات و مجادلات, یادداشت کوتاه
Farshad Ebrahimi©
8.1.12 |
|
|